مطالب وبلاگ محدودبه صفحه نخست نیست ازقسمت ارشیو موضوعی حتما دیدن کنید.راستی چرا نظر نمیدید؟دوست دارم یه بخش نظرات فعال داشته باشیم که توش درباره همه چیز از جمله باشگاه و بازیکنا گفتگو کنیم نظراتون رو هم تو بخشای مختلفی که بیشتر ازشون استفاده میکنین و خوشتون میادبنویسید مثلا اگه ازبخش بیوگرافیها خوشتون اومده نظرتون روهم اونجابدین.
هفته بیستم:هفته ی بیستم لیگ جزیره با پر گل ترین پیروزی لیورپول در این فصل همراه بود و لیورپول موفق شد با نتیجه ی ۵ بر ۱ تیم نیوکاسل رو در زمین خودش شکست دهد.در این بازی ابتدا استیون جرارد در دقیقه ی ۳۱ و بعد از ان سامی هیپیا در دقیقه ی ۳۶ برای لیورپول گلزنی کردند و با گل دقیقه ۴۵ ادگار برای نیوکاسل نیمه ی اول۲ بر ۱ به نفع لیورپول به پایان رسید.در این نیمه لیورپول فرصت های گلزنی بسیار زیادی داشت که با درخشش شی گیون فقط توانست به ۲ گل برسد.در نیمه ی دوم لیورپول با گل های رایان بابل در دقیقه ی۵۰ و استیون جرارد در دقیقه ی ۶۶ و در نهایت گل دقیقه ۷۶ ژابی الونسو که از روی نقطه ی پنالتی زده شد فاصله رو بیشتر کرد و در نهایت با همان نتیجه ی ۵ بر ۱ نیوکاسل رو در هم کوبید.در این بازی مارتین اسکرتل که ۲ ماه پیش در بازی با منچستر سیتی مصدوم شده بود فرصت حضور ۱۰ دقیقه ای را در زمین پیدا کرد.همچنین بنیتز ترجیح داد از تمام قوای خود استفاده نکند و به البرت ریرا و رابی کین استراحت داد و از الونسو هم ۲۰ دقیقه بیشتر استفاده نکرد و علاوه بر ان برای استراحت به جرارد او را در دقیقه ی ۷۰ بعد از به ثمر رساندن ۲ گل و دادن ۱ پاس گل با انگوگ تعویض کرد.در این بازی ماسچرانو و جرارد با نمره ی ۸ بهترین بازیکنان زمین بودند و نکته ی جالب این بود که با وجود پذیرفتم ۵ گل شی گیون با نمره ی عالی ۹ بهرین بازیکن زمین بود.با این نتیجه لیورپول بعد از کسب قهرمانی نیم فصل به عنوان قهرمان لیگ انگلیس در سال ۲۰۰۸ هم دست یافت و با وجود تساوی چلسی فاصله اش با این تیم رو به عدد ۳ رسوند.
هفته نوزدهم:رابی کین با دو گلی که در نیمه دوم برابر بولتون در لیگ برتر به ثمر رساند ضمن کسب پیروزی 0-3 قرمزها در آنفیلد آنها را در صدر نگه داشت .
مرد ایرلندی قرمزها با به ثمر رساندن دو گل در فاصله شش دقیقه به تساوی های پی در پی قرمزها در لیگ خاتمه بخشید . گل نخست قرمزها را آلبرت ریرا در دقیقه 26 به ثمر رساند .
قرمزها با انجام این دیدار توانستند برای نخستین بار از سال 1996 در کریسمس در صدر جدول لیگ برتر قرار بگیرند .
قرمزها با احتساب یک امتیاز برتری نسبت به چلسی توانستند رکورد شکست ناپذیری خود را در آنفیلد همچنان در این فصل رقابت ها حفظ کنند .
همچنین در این دیدار اگرچه رابی کین موفق به هت تریک نشد اما باعث شد تا مردان رافائل بنیتز با شکست مردان مگسون به بیشترین مجموع امتیازات خود از زمان 1990 تاکنون دست یابند .
هفته هجدهم:ضربه دیدنی والی رابی کین گل رابی ون پرسی را خنثی نمود تا قرمزها در نیمه اول نیز با شکست زمین را ترک نکنند ، این بازی در حالی با تساوی خاتمه یافت که توپچی ها در 30 دقیقه پایانی این مسابقه با اخراج آدبایور 10 نفره بازی را ادامه دادند .
این نتیجه بدین معنی خواهد بود که اگر چلسی در بازی دوشنبه شب برابر اورتون موفق به پیروزی نشود ، قرمزها برای نخستین بار از 1996 در کریسمس در صدر جدول قرار خواهند گرفت .
در این دیدار رافا بنیتز که عمل سنگ کلیه انجام داده بود در مرسی ساید باقی ماند و دوران نقاهتش را سپری کرد . و خاویر ماسچرانو ، آندریا دوسنا ، فابیو آرلیو و فرناندو تورس هر کدام به دلیل مشکلاتی از همراهی تیم در این سفر بازماندند .
در این دیدار پس از مدتها امیلینا اینسوا مدافع چپ 19 ساله قرمزها پس از مدتها در ترکیب نخست قرار گرفت و همینطور بازگشت رابی کین از نکات این مسابقه بود .
در این دیدار سخت و نفس گیر ابتدا در دقیقه 23 رابی ون پرسی با یک گل توپچی ها را پیش انداخت اما گل دقیقه 42 کین بازی را به تساوی 1-1 کشاند .
هفته شانزدهم:این هفته در حالی که لیورپول دو بازی قبل خود رو با تساوی پشت سر گذاشته بود و کم مونده بود باز هم نتیجه تساوی بشه با برد ۳/۱برابر بلکبرن تمام شد و همچنین با وجود برد ۲/۰چلسی مقابل بولتون لیورپول برتری۱امتیازی خودش رو نسبت به چلسی نزدیکترین تعقیب کننده خودش در صدر جدول حفظ کنه و مدعی اول قهرمانی باشه تو این بازی با اینکه مثل بازیهای قبل لیورپول برتری خیلی زیادی نسبت به حریفش داشت اما تو نیمه اول موقعیت خاصی رو نتونست ایجاد کنه اما در اواخر بازی در نیمه دوم با گل دقیقه ۶۹ژابی الونسو لیورپول جلو افتاد ودر دقیقه ۷۹یوسی بنایون فاصله رو بیشتر کرد اما سانتا کروزدقیقه۸۶برتری لیورپول رو به ۱گل رسوند اما با گل زیبای جرارد درحالی که دروازبان بلکبرن دروازه رو ترک کرده بود وجلو رفته بود و ضربه دقیق جرارد از پشت محوطه جریمه دقیقه ۴از ۵دقیقه وقت اضافی بازی لیورپول با ۳گل پیروز شددر این بازی سامی هیپیا و پابی الونسو با نمره ی خوب ۸ بهترین بازیکنان و رایان بابل با نمره ی ۵ بدترین بازیکن لیورپول بودند.
هفته پانزدهم: سلام خدمت همه هفته پانزدهم با دومین مساوی پشت سر هم لیورپول همراه بود لیورپول در حالی پا به این بازی گذاشت که حتی با مساوی هم به صدر جدول میرفت چون ارسنال شب قبلش چلسی رو تو استمفورد بریج 2/1مغلوب خودش کرده بود و لیورپول که هم امتیاز چلسی بود برای صدر نشینی یا باید میبرد یا مساوی میکرد تو این بازی لیورپول با اینکه کاملا بازی رو اداره میکرد و ابتکار عمل رو از وستهام گرفته بود و موقعیت های زیادی رو ایجاد کرده بود که من تو سایت اصلی لیورپول خوندم تو این بازی لیورپول بیش از(20)شوت روانه دروازه وستهام کرده بود اما با بازی بسیار عالی "رابرت گرين"دروازه بان وستهام مواجه شدند لازم به ذکره که فرناندو تورس به خاطر مصدومییت نه تو این بازی و نه سه بازی اینده لیورپول نتونست و نمیتونه بازی کنه
هفته چهاردهم:سلام دوستان عزیز هفته چهاردهم هم با تساوی ۰/۰مقابل فولام تموم شد و جای شکرش باقیه که تو روز بد شانسی ما هم چلسی و هم منچستر یو و هم ارسنال بدشانس هستن و نتایجشون:چلسی تو لندن مقابل نیوکاسل با نتیجه ۰/۰متوقف شد ارسنال برابر منچستر سیتی ۳/۰باخت منچستر یونایتد هم با استون ویلا ۰/۰کرد تا تغییر خاصی رو در صدر جدول تو این هفته نبینیم لیورژول در انفیلد برابر این تیم نه چندان قدرتمند(فولام)متوقف شد.در این بازی لیورپول استیون جرارد رو به دلیل مصدومیتی که در اواخر بازی با بولتون به اون دچار شد در اختیار نداشت اما از اول بازی از حضور تورس در ترکیب اصلی بهره می برد.لیورپول در این دیدار فرصت های بسیار زیادی داشت ولی بازیکنان لیورپول و مخصوصا رابی کین یکی پس از دیگری توپ ها رو از دست دادند.همچنین تورس و کرگر با نمره ی ۷ بهترین بازیکن لیورپول بودند. تورس با وجود گل نزدن خطرناک ترین بازیکن زمین بود و چندید بار خود و هم تیمی هایش را در فرصت گل قرار داد و کرگر هم در ضد حمله های حریف بسیار خوب دفاع رو جمع می کرد. لوکاس لیوا هم با نمره ی ۵ بدترین بازیکن لیورپول بود.با این نتیجه لیورپول هم چنان با ۳۳ امتیاز و هم امتیاز با چلسی در رده ی دوم می ماند.
هفته سیزدهم :با برد سدر نشین ها (لیورپول وچلسی)وباخت ارسنال و برد منچستر همراه بود در این هفته لیورپول میزبان بولتون بود که در نیمه اول لیورپول با حملات متعدد و بازی بسیار زیبا و روان بولتون رو کاملا اداره کرد و روی سانتر عالی اربلوا از سمت چپ و ضربه سر استسنایی کویت به گل رسید البته کویت در این نیمه یک بار هم توپ رو به تیرک زد و همچنین یک موقعیت ۱۰۰٪گل رورابی کین میخواست قشنگ بزنه که توپ از زیر پاش رد شد و اما تو نیمه دوم بولتون به خودش اومد و کم کم بازی رو اداره کرد و حتی نزدیک بود یکی دو گل هم بزنه اما با ورود تورس در ۲۰/۲۵دقیقه پایانی به جای کین لیورپول کمی به خودش اومد و توپ به تورس رسید و تورس از سمت راست یک پاس خیلی زیبا به جرارد داد که جرارد دروازه تقریبا خالی رو در حالی که تکل زده بود از فاصله ۲/۳متری خط دروازه با نوک پا به بیرون زد ولی لین پایان کار نبود و بولتون باز هم حمله میکرد که ناگهان با یک ساتتر بلند از یک سوم دفاعی لیورپول به زمین حریف تورس پا به توپ شد و بابردن توپ به سمت راست و تو سر توپ زیبا و سانتر او جرارد با سر توپ رو گذاشت تو گل تا لیورپول با نتیجه ۲/۰بولتون رو تو خونشون ببره و باز هم هم امتیاز با چلسی در صدر جدول باشه و امیدوار به قهرمانی.
هفته دوازدهم:این هفته لیورپول در خانه خودش به مصاف تیم وست برون ویچ رفت که با سه گل اربلوا و رابی کین (اربلوا یک گل و رابی کین دو گل)موفق شد ۳ بر ۰ حریف خود رو شکست بده و صدر نشینی رو ادامه بده امر و نمرات بازیکنا رو واستون میزارم که خودش یه تحلیل کامل بازیه
هفته یازدهم:در حالی شروع شد که تورس حتی روی نیمکت هم نبود و لیورپول با گل دقیقه ۳کویت جلو افتاد و با حمله های لیورپول دو ضربه ی جرارد به تیرک دوازه خورد تا اختلاف با همون یک گل باشه اما روی حمله تاتنهام در دقیقه 68کاراگر به اشتباه دروازه لیورپولو باز کرد (فدای غیرت و تعصبش)و در حالی که روند بازی نشون دهنده این بود که حر لحظه انتظار از گلزنی لیورپول میره در دقیقه 90 این پاولیوچنکو بود که گل پیروزی بخش تاتنهام رو زد.
هفته دهم:هفته ی دهم لیگ جزیره بازم با ادامه صدر نشینی لیورول همراه بود.تو این هفته که لیورپول تو زمین خودش با تک گل دقیقه ۷۶ استیون جرارد که پنالتی هم بود موفق شد پورتسموث رو شکست بده و همچنان در صدر جدول یکه تازی کنه.در این بازی استیون جرارد با نمره ی خوب ۵/۸ بهترین بازیکن لیورپول بود و کرگر الونسو و بابل هم با نمره ی خوب ۸ سهم زیادی در پیروزی لیورپول داشتند.در حال حاضر لیورپول با ۲۶ امتیاز در صدر جدوله و تیم های چلسی و ارسنان به ترتیب با ۲۳ و ۲۰ امتیاز در رده های دوم و سوم قرار دارند.
هفته ی نهم:حساس ترین بازی هفته ی نهم بین دو تیم چلسی و لیورپول در استنفورد بریج ورزشگاه اختصاصی چلسی انجام شد/و تیم لیورپول موفق شد با شایستگی و با تک گل دقیقه ۱۰ ژابی آلونسو مقابل چلسی حریف سر سخت خود به پیروزی برسه .لیورپول با این پیروزی جمع امتیازات خود رو به عدد ۲۳ رسوند و بالاتر از تیم هایی چون چلسی،هال سیتی و آرسنال در صدر جدول قرار گرفت.در این بازی لیورپول بعد از به ثمر رسوندن گل ۸۰ دقیقه در زمین چلسی بازی رو اداره کرد و علی رغم حمله های پر تعداد چلسی پیروزی رو از دست نداد تو این بازی جیمی کرگر با نمره ی عالی ۹ بهترین بازیکن لیورپول بود و دنیل اگر هم با نمره ی خوب ۵/۸ سهم زیادی در پیروزی لیورپول داشت.همچنین در این بازی تورس از لیورپول و اشلی کول میشل اسین جو کول دیدیر دروگبا و میشائیل بالاک از چلسی به دلیل مصدومیت بازی رو از دست دادن. جالبه بدونید چلسی حدود ۵۰ بازی بدون شکست رو تو استنفورد بریج سپری کرده بود و لیورپول موفق شد بعد از ۴ سال ابی های لندن رو در زمین خودشان مغلوب کنه.
هفته ی هشتم:این هفته لیورپول در در انفیلد به مصاف ویگان اتلتیک رفت.در این بازی لیورپول باز هم شکست رو با پیروزی عوض کرد و ۳ امتیاز ارزشمند رو به اندوخته های خود اضافه کرد تا همچنان سایه به سایه با چلسی در صدر جدول حرکت کند.در این بازی ابتدا یک بر صفر عقب افتاد ولی خیلی سریع توسط گل دقیقه ۳۷ کویت به بازی برگشت اما در وقت های تلف شده ی نیمه ی اول لیورپول بازهم در زمین خودش عقب افتاد و این گل جوابی نداشت تا اینکه بعد از اخراج شدن والنسیا از تیم ویگان در دقیقه ی ۷۴ با گل دقیقه ۸۰ البرت ریرا که اولین گل خودشو برای لیورپول زد بازی به تساوی کشید و سرانجام در دقیقه ی ۸۵ درک کویت با یک ضربه ی قیچی برگردون گل سوم رو به ثمر رسوند تا لیورپول به یک پیروزی شیرین دیگه برسه. در این بازی درک کویت با نمره ی خوب ۹ و آلبرت ریرا با نمره ی ۸ بهترین بازیکنان لیورپول بودند.
هفته ی هفتم:لیورپول این هفته در یک بازی فوق العاده و در زمین تیم قدرتمند منچستر سیتی موفق شد که بازی ۲ بر صفر عقب افتاده ی نیمه ی اول رو در پایان بازی با پیروزی ۳ بر ۲ عوض کنه تا همچنان سایه به سایه با تیم چلسی در صدر جدول حرکت کنه.لیورپولی که نیمه اول بازی رو واگذار کرده بود در نیمه ی دوم و در دقیقه ی ۵۵ با گل تورس فاصله رو به حد اقل رسوند و در ادامه ی بازی لیورپول بعد از اخراج زابالتا از منچستر سیتی با گل زنی مجدد تورس در دقیقه ی ۷۳ به بازی بازگشت.ولی این اخر کار نبود و لیورپول باز هم فشار اورد تا اینکه در دقیقه ی ۹۲ توسط درک کویت به گل ۳ امتیازی این بازی رسید و در پنج دقیقه ی باقی مونده هم کاری از دست من سیتی بر نیومد و لیورپول باز هم به پیروزی رسید.
هفته ششم:لیورپول در هفته ی ششم در زمین اورتون و در دربی حساس لیورپول با نتیجه ی ۲ بر صفر و گل های دقیقه ۵۹ و ۶۳ تورس از سد تیم همشهری گذشت و با ۱۴ امتیاز به طور موقط به رده ی اول صعود کرد.در این بازی تیم کهیل در دقیقه ی ۸۰ از زمین بازی اخراج شد
هفته پنجم:سرخ پوشان آنفیلد در هفته پنجم رقابت های لیگ برتر جزیره با نتیجه ۰-۰ در برابر تیم استوک سیتی متوقف شدند.این بازی که در ورزشگاه آنفیلد برگزار شد تنها با یک امتیاز برای شاگردان رافا بنیتز همراه بود و موجب سقوط یک پله ای قرمز ها در جدول رده بندی شد.شایان ذکر است استیون جرارد در دقیقه ۳ بازی موفق به گشودن دروازه استوک سیتی شد اما گل وی مردود (آفساید) اعلام شد.
هفته چهارم:شياطين سرخ که "ديميتار برباتوف" را از ابتدا در ترکيب خود مي ديدند،بازي را بسيار طوفاني آغاز کردند و در دقيقه 3 "کارلوس ته وز" روي پاس دقيق مهاجم بلغاري و جديد منچستر اولين گل را به ثمر رساند. پس از اين گل بازي کمي متعادل شد و ليورپول که انتظار دريافت اين گل را نداشت،توپ و ميدان را کم کم در اختيار گرفت. تلاش ميزبان بالاخره در دقيقه 26 نتيجه داد.شوت "ژابي آلونسو" پس از برخورد به مدافع منچستر وارد محوطه جريمه شد و "ادوين فن درسار" که به قصد دفع توپ دروازه را ترک کرده بود،توپ را به "وس بروان" کوبيد تا گل تساوي ليورپول به ثبت رسيده و بازي در نيمه نخست با نتيجه 1-1 تمام شود. در نيمه دوم خروج"مايکل کريک" باعث ميدان داري بيشتر قرمزپوشان شد و حضور "استيون جرارد" به همراه "رايان بابل" توان هجومي اين تيم را افزايش داد. بابل هلندي در دقيقه 77 زهر خود را ريخت و روي تعلل "رايان گيگز" و البته پاس زيباي "درک کويت" براي دومين بار دروازه منچستر را باز کرد و تا ليورپول از حريف پيش بيفتد. در ادامه نيز حملات دو تيم نتيجه بخش نبود و ليورپول پس از 7 سال که نتوانسته بود شياطين سرخ را شکست دهد،اين تيم را مغلوب کرد. البته در دقيقه 90 نيز "هاوارد وب" داور اين ديدار "نمانيا ويديچ" را به دليل ضربه آرنج به آلونسو از زمين اخراج کرد. ليورپول با اين نتيجه 10 امتيازي شد
هفته ی سوم:هفته ی سوم بسیار بد برای لیورپول به پایان رسید و لیورپول با کمک دفاع با تجربه ی خود توانست در زمین استون ویلا به 1 امتیاز برسه.در این بازی استون ویلا بهتر بازی کرد و حتی لیاقت پیروزی داشت ولی دفاع لیورپول به کمک بازیه خوبه آلونسو و ماسچرانو نگذاشتند که استون ویلا به 3 امتیاز برسه.با توجه به توقف 1 -1 چلسی در مقابل تاتنهام لیورپول هنوز با صدر جدول فاصله ای نداره و با 7 امتیاز به دلیل تفاضل گل پشت سر چلسی قرار می گیره.در این بازیه تلخ برای لیورپول که جرارد رو به دلیل مصدومیت در اختیار نداشت در دقیقه ی 30 تورس هم مصدوم شد و زمین بازی رو ترك كرد و جای خود را به انگوگ داد که سعی می کنم در خبرهاي بعدی اطلاعات کاملی از مصدومیت او بذارم. در اين بازي رينا و کرگر و الونسو و ماسچرانو به طور مشترك و با نمره ي 7 بهترين بازيكنان و لوكاس با نمره ي ضعيف 4 بدترين بازيكن ليوريول بود.
هفته ی دوم:در هفته ی دوم تیم میدلزبرو با یک بازی بسیار خوب لیورپول میزبان رو اذیت کرد و سرانجام با گل دقیقه ۷۰ میدو توانست ۱ بر ۰ جلو بیفتد ولی در آخر بازی و در حالی که تماشاگران بازی رو از دست رفته می دیدند جیمی کرگر روی اشتباه مدافعین و در دقیقه ی ۸۶ لیورپول رو از یک باخت قطعی نجات داد و به دقایق انتهایی بازی امیدوار کرد.بعد از تساوی بازی لیورپول فشار زیادی آورد و بلاخره با گل دقیقه ۹۳ استیون جرارد به ۳ امتیاز این بازی رسید و به طور موقت به صدر جدول صعود کرد.بعد از این بازی رسانه ها به همکاری فوق العاده ی تورس و کین اشاره ا ی کردند همچنین رابی کین به نمره ی 5/۷ و بنایون با نمره ی ۵ بهترین و بدترین بازیکنان لیورپول در این بازی بودند.
هفته ی اول:در اولین هفته لیورپول موفق شد با وجود نبود چند بازیکن اصلی و استفاده از بازیکنان ذخیره در زمین ساندرلند این تیم رو با تک گل دقیقه ۸۳ تورس شکست بده تا با روحیه ای خوب در هفته ی دوم و در زمین خودش به مصاف میدلزبرو بره. من سعی می کنم بعد هر بازی لیورپول نمره هایی که سایت گل به بهترین و بدترین بازیکن لیورپول می ده رو در اختیار شما بذارم و اگه تونستم عکس های مربوط به بازی رو هم بذارم.در بازی لیورپول و ساندرلند ژابی آلونسو با نمره ی ۸ بهترین بازیکن بود و جرارد و تورس هم با نمره ی ۷ جزو بازیکنان خوب بودند اما نکته ی جالب اینه که رابی کین با نمره ی ضعیف ۵/۴ بدترین بازیکن لیورپول بود.هفتهی اول بدون عکسه.
وزن: 12st 4 تعدا بازی در تیم اصلی: 560 ( تا ۱۵ فوریه ۲۰۰۹ )
تعداد گل:۵ بازیهای ملی: 34
تعداد گلهای ملی: 0 باشگاههای قبلی: -
محل تولد: بوتل لیورپول
منتهای وفاداری به یک باشگاه و دارنده یکی از بزرگترین دلها در فوتبال، کسی که او را آقای لیورپول می خوانند. طی دهه گذشته کاپیتان دوم لیورپول در کسب موفقیتهای باشگاه نقش مؤثری داشته و در این دوره 500 بازی انجام داد. یکی از قهرمانان استانبول، که کسب آن نتیجه باورنکردنی بدون حضور او در زمین امکان پذیر نبود.
پس از سپری کردن یک دوره موفق در آکادمی باشگاه، پله های های ترقی او از سال 1996 رقم خورد، و آن زمانی بود که جیمی در سن 18 سالگی با باشگاه قرارداد حرفه ای امضا کرد. او که قبلاً عضور تیم زیر 21 ساله های انگلستان بود و همان سال با تیم جوانان لیورپول به همراه مایکل اوون و دیوید تامپسون فاتح جلم حذفی جوانان انگلستان شده بود.
اولین بازی رسمی جیمی برای باشگاه مقابل میدلزبورو در 8 ژانویه 1997 رقم خورد، که در آن بازی به عنوان بازیکن تعویضی به جای راب جونز در جام حذفی کوکا کولا به میدان رفت. روی ایوانس مربی آن وقت لیورپول، 18 ژانویه 1998، جیمی را اولین بار از ابتدا مقابل استون ویلا به زمین فرستاد. جالب آنکه او بطور کامل در میدان بود و حتی یک گل هم به ثمر رساند.
پس از آن به علت اشتیاق، مصمم بودنش و شور و حالی که در بازی نشان می داد به زودی خود را در ترکیب اصلی در پستهای مختلفی چون بک چپ، بک راست و مدافع میانی و حتی هافبک دفاعی به میدان فرستاده شد. چنان قابلیتی موجب شد تا به تیم ملی انگلستان دعوت شود و به عنوان بازیکن جانشین، اولین بازی ملی خود را در آوریل 1999 مقابل مجارستان تحت هدایت کوین کیگان انجام داد. این ۀخر کار او در تیم زیر 21 ساله ها نبود و رکورد 27 بازی ملی را از خود به جای گذاشت که مدتها بر جای ماند تا اینکه هم تیمی او اسکات کارسون توانست آن را بشکند.
در سال 2001 جیمی عضو اصلی ترکیب ژرارد هولیه در کسب سه جام معتبر بود که توانست 58 بازی و بیشتر به عنوان بک چپ برای تیم انجام دهد.
متأسفانه همچون هم تیمی دیگر خود استیون جرارد، رقابتهای جام جهانی 2002 را بدلیل مصدومیت از دست داد و یکسال بعد حادثه دلخراشتر دیگری در بازی مقابل بلکبرن برای او رخ داد که در آن لوکاس نیل با یک تکل وحشیانه پای او را در ایوود پارک شکست و 6 ماه از فصل 04-2003 را بدور از میادین سپری کرد.
علیرغم این حادثه، او عضو تیم ملی انگلستان در بازیهای نهایی یورو 2004 در هلند و بلژیک بود. متأسفانه نتوانست هیچ بازی انجام دهد، اما همان سال فصل بسیار خوبی را در باشگاه سپری کرد.
در حالیکه همیشه در ترکیب اصلی لیورپول جای محکمی داشت، اما به آنچه که استحقاقش بود در تیم دست نیافت. با هر خرید جدید تهدیدی برای موقعیت او در تیم مطرح می شد و هوادارن Kop رؤیای داشتن تیمی متشکل از 11 کرگر را فریاد می زدند.
با رفتن هولیه و آمدن رافا بنیتز او به عنوان عضو ثابت دفاع میانی در ترکیب اصلی به بازی گرفته شد، رؤیایی که همیشه در سر می پروراند. به زودی به کارا لقب بهترین دفاعی که کمتر به او اعتنایی می شود داده شد، و او این موضوع را در شب فینال لیگ قهرمانان اروپا در استانبول ثابت کرد.
او یکی از مثال زدنی ترین تصاویر در تاریخ باشگاه را در استانبول به ثبت رساند، در حالیکه او بدنبال یک تکل بسیار مؤثر و عالی از ناحیه کشاله ران آسیب دیده بود، همچنان با پای آسیب دیده خود با جان و دل دفاع می کرد.
و و سامی هوپیا یکی از بهترین زوجهای خط دفاعی را در اروپا تشکیل دادند و جای تعجب نداشت که در آن سال به عنوان بهترین بازیکن سال از نگاه کاربران سایت رسمی معرفی شد.
در ژولای 2005، کرگر قرارداد خود را برای 4 سال دیگر با باشگاه تمدید کرد. وفاداری او به باشگاه یکماه بعد نتیجه داد و در غیاب کاپیتان استیون جرارد او سوپر جام اروپا را با شکست زسکا مسکو در مونت کارلو بالای سر برد.
در فصل بعد علیرغم گل به خودی در دقیقه 21 بازی در فینال FA Cup 2006 مقابل وستهام یونایتد، جامی دیگر را فتح کرد. آن بازی دهمین فینالی بود که او در دهیمن سال حضورش در باشگاه در آن شرکت می کرد و در آن سال یکی از اعضای ترکیب تیم ملی انگلستان در جام جهانی 2006 بود.
تا آن زمان، کرگر همیشه در ترکیب تیم به رهبری اسون گوران اریکسون حضور داشت و سع بازی برای تمی ملی انگلیس در جام جهانی 2006 آلمان انجام داد از جمله در بازی اول مقابل سوئد که به جای گری نویل مصدوم به زمین رفت. با این وجود، حضور او در آن رقابتها با از دست دادن پنالتی اش مقابل پرتغال ظالمانه به پایان رسید. جرارد و لمپارد هم پنالتی های خود را از دست دادند و انگلستان از دور رقابتها حذف شد.
دست کم او در فهرست 100 بازیکن برتر تاریخ باشگاه از نگاه هواداران در رتبه هفتم بالاتر از بزرگانی چون آلن هنسن، فیل تامپسون و املین هیوز قرار گرفت و عنوان بهترین دفاع را به خود اختصاص داد.
در اوت 2006 کرگر بازوبند کاپیتانی را در بازی جام خیریه مقابل قهرمان فصل قبل یعنی چلسی به بازو بست و به همراه استیون جرارد مصدوم آن جام را بالای سر بردند.
در آن فصل بسیاری از رکوردهای شخصی او جابجا شدند. در دسامبر او اولین گلش را در قرن حدید میلادی مقابل فولام به ثمر رساند و تعداد گلهای زده خود را به عدد 4 رساند. 5 ماه بعد، در دور دوم نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل چلسی، توانست رکورد 89 بازی ایان کلگان را در این رقابتها بشکند.
همانطور که انتظار می رفت، کرگر بار دیگر قرارداد خود را برای 4 ساله دیگر با باشگاه تمدید کرد.. پس از نا امید شدن از حضورش در ترکیب اصلی تیم ملی انگلستان، تابستان 2007 از بازیهای ملی خداحافظی کرد.
قطعاً تصمیم او هیچ تأثیری بر عملکرد باشگاهی او نداشت و شش ماه بعد او جزو 12 بازیکن تاریخ باشگاه قرار گرفت که به مرز 500 بازی برای باشگاه رسید. در آن شب به یاد ماندنی مقابل لوتون تاون در انفیلد، دو تیم به افتخار او با حضور رافا بنیتز صف بستند و به درخواست استیون جرارد او بازوبند کاپیتانی را به بازو بست.
افتخارات او به اینجا ختم نشد، و اولین بازیکن در تاریخ باشگاه لقب گرفت که توانسته بود 100 بازی اروپایی انجام دهد و این افتخار در سن سیرو یکی از بزرگترین ورزشگاههای اروپا رقم خورد. متأسفانه در آن بازی لیورپول از نائب قهرمان ایتالیا شکست خورد و از لیگ قهرمانان اروپا حذف شد.
مصاحبه ای با جیمی کاراگر در مورد بهترین های سال2008 :
بهترین بازیکنان سال کیه جیمی ؟
کاندیدا ها زیاد هستند٬ تورس با کار هایی که برای ما و اسپانیا انجام داد. ایتیون جرارد هم که همیشه جز بهترین هاست. او گل های زیادی را میزند و در کنار تورس نیز عالی بازی میکند.البته ماسکرانو و اسکرتل نیز برای ما عالی بودند.
بازیکن جدید زیر ۲۱ سال ؟
من باید به تیم رزرو باشگاه نگاهی بیندازم جایی که گری آبلت به خوبی آنجا را سازماندهی کرده است. آنها فصل قبل قهرمان لیگ ذخیره ها شدند. گزینه ها باز هم زیاد هستند : دربی و اسپرینگ خیلی خوب کار میکنند. پلسیس نیز در میان آنها است و همچنین اینسوا که به خوبی توان خود را نشان داده است. البته نمث را نیز نمیتواند فراموش کرد او در تیم زرزو ها یک عالمه گل زده است.
۵ بازیکن برتر ترکیب که در کنارت بازی کردند؟
رینا٬ جرارد ٬ تورس ... خودمم میتونم انتخاب کنم ؟
بله...
بسیار خوب ٬ خودم٬ چند تا باقی ماند ؟ یکی ؟ هافبک لازم داریم ؟ مگه نه ؟ آلونسو.
بازیکن ستایش نشده در سال ۲۰۰۸ کیست ؟
آربلوا. او کسی است استیو فینان را نیمکت نشین کرد و او موثر بازی میکند.
بهترین گل ۲۰۰۸ ؟
گل های زیادی از جرارد و تورس شایسته هستند . این چنین نیست ؟ گل تورس در لیگ قهرمانان برابر آرسنال گلی که چرخید و به زیبای به تور آرسنال چسبید و گل مهمی برای ما بود.
گل خودت برابر میدلزبرو چی پس ؟
من همیشه خودم را بهترین میدانیم. و همه چیز من بهترین است . پس آن را حساب نکردم.
باهوش ترین بازیکن لیورپول ؟
خوب دوسنا کتاب میخواند و عینک میزند. او همیشه به دنبال چیز های جدید است او کاملا باهوش است. اما من فکر نمیکنم در این مورد این مورد مد نظر سوال شما باشد. میتوانیم برای سوال شما شخصی مثل هیپیا را مثال بزنیم.
با مزه ترین شخصیت باشگاه از آن کیست ؟
پنانت. او شخصیت زنده ای دارد. په په و من به خندیدن وشوخی کردن علاقه داریم. البته من اکنون کمی آرام شده ام به هر حال اکنون مرد خانواده ام هستم. من سال های دور واقعا دیوانه بودم. همانگونه که پنانت اکنون می باشد. پنانت همیشه داستانی برای تعریف کردن دارد.
خوب ترین بازیکن ترکیب تیم ؟
بنایون. او با همه رفتاری عالی دارد. او میتواند به چندین زبان مختلف تکلم کند. و همیشه میخندد و شوخی میکند. من تاکنون ندیده ام که او از شادابی خودش دور شده باشد. او واقعا دوست داشتنی است.
بدترین هم اتاقی ؟
حتما پنانت خواهد بود . چون من فکر نمیکنم که او بتواند لحظه ای هم بخوابد او دوست دارد همیشه سر پا باشد و کمی دیرتر از بقیه بخوابد.
هم اتاقی ایده ال؟
فقط یک نفر را اکنون نام میبرم. استیون جرارد . او به من کمک میکند ٬ برای من چایی میریزد و صبح ها رخت خوابم را درست میکند.
بزرگترین شاکی ؟
خودم.
بهترین کار آموز ؟
احتمالا استیو. او توانایی زیادی در تمرینات از خود نشان میدهد. چند تا بازیکن هستند که همیشه در تمرینات خوب هستند یکی از آنها آلونسو است.
چه کسی بدترین مدل مو را دارد ؟
فلاینی در اورتون خوب نیست مگه نه ؟ اما در لیورپول کوئیت بد است او ژل زردی به موهایش میزند.
مغرور ترین بازیکن ؟
با پاسخ من سوپرایز خواهید شد٬ استیو از من هم بیشتر جلوی آینه معطل است. آخر او اهل هویتون است.
بدتیرن رقاص کیست٬ مخصوصا که به تازگی جشن کریسمس داشته اید ؟
او بهترین رقاص است! ما غذای خود را در جشن کریسمسمان خوردیم و دگن بلند شد و شروع به رقصیدن کرد. و خوب هم نمی رقصید . ( میخندد) من متعجب است که او مصدوم نمیشود. او از رقصیدن هم خسته نمی شد.
بهترین رقاص ؟
احتمالا الزهر.
بدترین لباس ها را چه کسی میپوشد جیمی؟
چند تا گزینه است کوئیت و پلسیس بد هستند.
چی میپوشند ؟
پلسیس با لباس های وا رفتته و سوئیتی رنگ و وارنگ. من هیچ وقت نفهمیدم که این چه لباسی ایت که او می پوشد. دریک هم که فقط دریک است ٬ نیست ؟ او مثل هامان است .
خوشتیب ترین ؟
خودم.
حریف سخت تو کیست ؟
زیاد هستند٬ درگبا٬ ادبایور٬ رونی ها.همیشه بازی برابر آنها سخت است.
ورزشگاه مورد علاقه ات ؟ ( به جز آنفیلد)
اکنون امارت . ورزشگاهی باشکوه است.. من امیدوارم که مابتوانیم همچنین استادیومی در آینده داشته باشیم. همچنین الترافورد هم استادیومی عالی است که باید اسمش را می بردم. من همیشه دوست دارم در گودیسون پارک بازی کنم. برای بازی های دربی استادیومی عالی است. چون مردم در این استادیوم کاملا روبروی بازیکن هستند. جوی عالی دارد ٬ و ما مراقبیم که انجا به خوبی بازی کنیم. پس من گودیسون پارک را نام میبرم.
بهترین سرود آواز و یا علامتی که در این چند سال دیده ای ؟
خیلی زیاد هستند٬سرود تورس خیلی خوب است. پسر من همیشه این سرود را میخواند.
میتوانی آواز تماشاگران را وقتی که در زمین بازی هستی بشنوی ؟
بیشترشان را میشنوم. اما بعد از بازی دوباره همه آنها را میشنوم. پسرم در مورد آنها کمی به من درس داده است.
منبع سایت رسمی باشگاه لیورپول وباتشکر از وبلاگwww.redsliverpool1892.blogfa.com
با سلام خدمت تمام بازدید کننده های عزیز به غیر از یکی که خیلی بی کاره و عقده ای شده بس که با کسی صحبت نکرده و اصلا نمیدونه چطوری صحبت کنه و از هر دو کلمش یکیش توهینه و اسم فحاشی رو گذاشته انتقاد.کاری کرده که مجبور شدم کامنت ها رو تاییدی کنم تا بعد از برسی کامنتها اجازه بدم کامنت نمایش داده بشه.شاید هم اطرافیاش زیاد بهش فحش میدن که تقصیر خودش هم نیست بنده خدا تربیت نشده یعنی درست تربیت نشده الان هم حتما میخاد بگه جنبه انتقاد رو نداری نظرا رو تاییدی کردی به هر حال شاید فکر کرده اینجا هم خونشونه و من هم پدر مادرشم که اینجوری صحبت میکنهفقط بدون که این اخرین باره که جوابتو دادم (جواب ابلهان خاموشیست) جواب:الونسو رو باشگاه فروخت که کار خوبی کرد چون 35 میلیون فروختش و اکوییلانی رو که هم جوون تره و هم سرعت داره ۲۰میلیون هم بابتش پول داده جرارد هم که کاملا متعصبه و تو این شکی نیست تو به انری/رونالدو/رونالدینیو میگی متعصب جرارد 10 ساله تو لیورپوله و 10 ساله جز 10 بازیکنه برتر جهانه.دیگه نبینم وراجی کنی گاگول جرات داری ادرس وبلاگ در پیتتو بده
تبببببببببریییییییییک سلام بروبچ چه خبرا!!!!میدونم همه در کف بازی بسیار زیبای لیورپول جلو رئالید بهترین بازی لیورپول تو این ۴/۵سال اخیر رو که دیدید بازیای که توش لیورپول با ۴گل یکی از یکی زیبا تر که جرارد دو گل تورس و دوسنا هم هر کدوم یک گل زدند تا با احتساب گلی که بنایون در بازی رفت در ورزشگاه رئال (سانتیاگو برنابئو) زده بود در مجموع لیورپول ۵بر۰ حریف مغرور و مشهور خودش( پرافتخارترین تیم در جام باشگاهها) رو شکست بده
رافا بنیتز پس از پیروزی مجموع 5-0 بر رئال مادرید بازی مردانش را در انفیلد یک کار تیمی عالی خواند.
به گزارش سایت رسمی لیورپول در ایران فرناندو تورس در دقیقه 16 اولین گل بازی را به ثمر رساند و سپس استیون جرارد از روی نقطه پنالتی دومین گل تیم را زد. جرارد دومین گل خود و سومین گل لیورپول را به زیبایی چند دقیقه پس از شروع نیمه دوم بازی به ثمر رساند و آنده دوسنا دقایقی قبل از پایان بازی چهارمین گل را درون دروازه رئال مادرید کرد.
ینیتز که در جمع خبرنگاران پس از بازی مصاحبه می کرد، معتقد بود که جو ورزشگاه انفیلد و تشویق تماشاگران پرشور لیورپول به تیم کمک کرد تا چنین نتیجه خیره کننده ای را بدست آورند و این برد را به همه بازیکنان و کادر فنی تبریک گفت.
او گفت:"خیلی خوب بازی کردیم و تا پایان بازی درست طبق برنامه حساب شده بازی کردیم. برای همه خوشحالم – بازیکنان، هواداران و در کل باشگاه لیورپول."
"تیم اعتماد به نفس زیادی داشت و به شیوه درستی پا به این میدان گذاشت. فکر کنم جو ورزشگاه به ما کمک کرد، به همین دلیل عوامل مثبت زیادی در این پیروزی دخیل بودند و کار تیمی عالی را شاهد بودیم."
"فرناندو و استیوی خیلی خوب بازی کردند، اما زیاد دوست ندارم در مورد تنها یک بازیکن صحبت کنم. تمام بازیکنان و کادر فنی، از دکتران و مربیان گرفته تا فیزیوتراپها، همه خیلی خوب کار کردند. به خاطر هواداران خیلی خوب بازی کردیم. فکر کنم این نتیجه به ما روحیه مضاعفی خواهد داد و مرا خیلی خوشحال کرد."
لیورپول از دقایق ابتدایی بازی تا انتها کنترل بازی را در دست داشت و بنیتز اعتراف کرد که ایده او بوده که رئالی ها را با این نمایش طوفانی شگفت زده و مبهوت خود کنند.
رافا گفت:"آنها انتظار داشتند که ما با تفکرات دفاعی به این بازی آمده و تنها به فکر ضدحملات باشیم. اما بازی متفاوتی انجام دادیم و سعی کردیم از ابتدا آنها را تحت فشار قرار دهیم. سپس کنترل بازی را در دست بگیریم و فکر کنم می توانستیم بازی را با گلهای بیشتری هم ببریم."
"می دانستیم که این بازی می توانست خیلی فشرده و سخت باشد. امروز نشان دادیم که می توانیم به شیوه های مختلفی هم بازی کنیم و ثابت کردیم که تیم خوبی هستیم."
اما در مورد تقابل نیمروز شنبه با من یونایتد، بنیتز تأکید کرد که به بازیکنانش اجازه نخواهد داد تا زیاد به فکر برد امشب باشند و فاش کرد که این دقیقاً نتیجه ای بود که قبل از بازی بزرگی به آن نیاز داشتند.
"نتیجه بسیار خوبی بدست آوردیم اما حالا باید به بازی با من یونایتد فکر کنیم. وقتی بازی مهمی در پیش داریم، اگر بازیکنان خوب بازی کنند و بتوانند مقابل تیم بزرگی مثل رئال مادرید گلهای متعددی بزنند، به ما کمک زیادی می کند تا با روحیه ای عالی به دیدار سرنوشت ساز بعدی برویم. حالا دو یا سه روز وقت داریم تا برای آن بازی آماده شویم و ببینیم در اولدترافورد چه نتیجه ای بدست خواهیم آمد."
استیون جرارد پس از شکست سنگین رئال مادرید در انفیلد گفت:"عالی بودیم".
به گزارش سایت رسمی لیورپول در ایران، لیورپول شب گذشته به لطف دو گل استیون جرارد و گلهای فرناندو تورس و آندره دوسه نا توانست رئال مادرید را 4-0 در هم بکوبد و به جمع هشت تیم صعود کننده به دور بعدی رقابتهای لیگ قهرمانا اروپا راه یابد.
پس از گل پیروزی بخش یوسی بنایون دو هفته پیش در برنابئو، مردان رافا بنیتز سنگینترین شکست رئال مادرید در تاریخ این رقابتها را رقم زدند.
جرارد گفت:"امشب در 30 دقیقه نخست کار را تمام کردیم و فکر کنم عالی بازی کردیم. نیمه دوم فقط به دنبال زدن گلهای بیشتری بودیم و خوشبختانه توانستیم چند گل دیگر هم بزنیم. واقعاً خیلی خوشحالیم. پیروزی مهمی بود و حضور خود را در یک چهارم نهایی تثبیت کردیم. امشب بازی تیمی عالی را به نمایش گذاشتیم."
"امشب باید یک تشکر ویژه از یوسی بنایون کرد. در دور نخست عالی بازی کرد و متأسفانه به دلیل مصدومیت در این بازی شرکت نداشت."
بازی بعد لیورپول در اولدترافورد جدال سختی با من یونایتد خواهد بود که اگر موفق به شکست حریف شوند می توانند امیدهای خود را به کسب قهرمانی در لیگ هم زنده نگهدارند.
استیوی ادامه داد:"اول باید از پیروزی امشب لذت ببریم. برخی از بازیکنان پس از مصدومیتهای جزئی که در جریان بازی متحمل شدند باید تحت درمان قرار گیرند و فردا به بازی با من یونایتد فکر خواهیم کرد."
در یکی از حساسترین دیدارهای روز نخست دور برگشت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، تیم فوتبال لیورپول در آنفیلد شکست سختی را به رئال مادرید تحمیل کرد.
در این دیدار جذاب و دیدنی، تیم فوتبال لیورپول موفق شد رئال مادرید را 4-0 شکست دهد و با اقتدار به مرحله یک چهارم نهایی صعود کند. در نیمه نخست این دیدار ابتدا فرناندو تورس آتش بازی را آغاز کرد و در دقیقه 16 دروازه کاسیاس را برای نخستین بار باز کرد.
12 دقیقه بعد استیون جرارد از روی نقطه پنالتی دومین گل را به ثمر رساند تا کار برای رئال مادرید که با امید فراوان پا به آنفیلد گذاشته بود دشوارتر شود. نیمه نخست با نتیجه 2-0 به پایان رسید و در آغاز نیمه دوم پیش بینی میشد کهکشانیها دست به حملات بیشتری بزنند و گلهای خورده را جبران کنند، اما بر خلاف آن در دقیقه 47 جرارد دومین گل خود را در این دیدار به ثمر رساند.
در ادامه حملات کم جان تیم میهمان فایدهای نداشت و لیورپول در یک ضد حمله سریع گل چهارم را توسط دوسنا در دقیقه 88 به ثمر رساند تا کهکشانیها شکست سخت و سنگینی را در آنفیلد تجربه کنند. با گلی که بنایون در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو به ثمر رساند، لیورپول در مجموع دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه 5-0 به مرحله یک چهارم نهایی صعود کرد.
سلام خدمت همه دوستان قدیمی وجدیدی که تازه به وب من اومدن از همه کسایی که تواین مدت با مردونگی ومرام با اینکه میدونستن به اینترنت دسترسی ندارم نظراتشون رو گذاشتن ممنونم از همشون به خاطر تعطیلی حدود ۴ ماهه وبلاگ عذر میخام و شرمندم///////دوست داشتم اسم همشون رو بنویسم اما خیلی بامرامها زیادن مهم اینه که خودشون میدونن//////حالا اومدم اما باز هم درست و حسابی تو وب نیستم به هر حال سعی میکنم هفته ای یک بار بیام خوب تو این مدتی که نبودم اتفاقای خوب و بد زیاد افتاده واسه لیورپول از دست دادن صدر جدول لیگ واومدن به رده سوم بدر دو بر صفر چلسی که خیلی حال داد باخت هاومساویهای بد مقابل تیمهای بد حذف شدنمون از جام حذفی به دست اورتون اما یه چیز باحال بردن رئال در سانتیاگو برنابئو ورزشگاه اختصاصی رئال با نتیجه یک بر صفر تا تو انفیلد حتی با گرفتن تساوی از رئال هم به مرحله بعد جام باشگاهها صعود کنیم امشب هم که با رئال بازی داریم امیدوارم ببریم فعلا بای مخلص همتون احمد(جرارد)
آلبرت ریرا هافبک ۲۶ساله ی اسپانیایی و ملی پوش اسپانیول با قراردادی۴ ساله و به ارزش ۷/۱۲ میلیون یورو راهی لیورپول شد و پیراهن شماره۱۱ لیورپول رو خواهد پوشید.به گفته ی بنیتز با توجه به تجربه ی ریرا در بازی کنار آلونسو او می تونه زوج خوبی برای آلونسو در خط هافبک دفاعی باشد.
استیو فینان دفاع راسته 31 ساله و قدیمیه لیورپول با قراردادی 2 ساله راهی اسپانیول شد.با وجود اربلوای جوان و جذب دگن در این فصل دیگر جایی برای فینان پا به سن گذاشته نبود و لیورپول را ترک کرد.همچنین آندری ورونین اکراینی و ۲۹ ساله بعد از یک سال نا موفق به باشگاهای آلمان بازگشت و با قراردادی ۲ ساله راهی هرتابرلین شد.
اینها در حالیست که پتركراوچ جان آرمه ريسه در اوایل فصل نقل و انتقالات به ترتیب به تیمهای پورتس موس و آ.اس رم پیوستند.دیگو راوالیری دروازه بان ۲۶ ساله و برزیلی پالمیراس با قرار دادی ۴ ساله به لیورپول امد همچنین دیوید انگوگ بازیکن فرانسوی و ۲۷ ساله ی پاری سن ژرمن با قرار دادی به ارزش ۸ میلیون یورو راهی لیورپول شد.رابی کین مهاجم ایرلندی و ۲۸ ساله و کاپیتان اسبق تاتنهام با قراردادی ۳/۲۰میلیون یورویی و ۲ ساله به لیورپول پیوست.
باسلام خدمت تمامی شمادوستان وعاشقان لیورپول که ازروزیکشنبه بیستممرداد 1387 و ساعت12:51 PM20/5/1387که این وبلاگ روایجادکردم کم کم باشمااشناشدم وتونستم تودنیای مجازی دوستان خوبی مثل شما پیداکنم این پست فقط وفقط به خاطرتشکراز شماوکمکهاتون به من برای ادامه فعالیت وبلاگه راستش من اوایل راه اندازی این وبلاگ اصلافکرنمیکردم که یه روز اینهمه دوست وبازدیدکننده پیداکنم اصلافکرم به اینجاقد نمیدادکه لیورپول چقدرهوادار وعاشق داره یااینکه بتونم اینهمه دوست غیرلیورپولی هم پیداکنم اصلااین وبلاگ رو خیلی اتفاقیساختم اون زمان یعنی پارسال(1387)که سال سوم هنرستان بودم دوست خوبم(وحید داودابادی)یه وبلاگ به اسم(ستارگان فوتبال:http://footballstars10.blogfa.com/)ساخته بود وهرروزازوبلاگ خودش ووبلاگای دیگه تعریف میکردمن هم اصلانمیدونستم وبلاگ چیه وسالی دویارهم تو اینترنت نمیومدم تااینکه اواخرسال تحصیلی باهمرفتیم کافی نت برای ثبت نام کنکورکه وبلاگشوبازکردودیدم عجب چیزخوبیه این وبلاگ من هم که سرم دردمیکرد واسه سروکله زدن سرلیورول وهرروزبارفقابحث داشتیم که میگفتن توچراعشق لیورپول شدی اینهمه تیم دیگه دیدم اگه یه وبلاگ درباره لیورپول بسازم میتونم این تیم رو بیشتربه ایرانی هابشناسونم تابدونند که این منچستر و چلسی وارسنال و...که دوسه سالی بودپشت سرهم جام میگرفتن نصف افتخارات لیورپول روهم ندارن که با دوسه سال قهرمانی ازهرکه میپرسیدی کدوم تیمو دوست داری میگفت منچستربعدش هم چلسی وعشق کریس رونالدوولمپاردو وین رونیو...بودن صداسیمای ایران هم که بدترازایناسالی یکی دوتابازی ازلیورپول نشون میداداوناهم به خاطرطرف مقابل(منچستریاچلسی)بودتا اینکه درروز20/5/1387این وبلاگ متولدشداون اوایل کار ناامیدبودم وبه خودم میگفتم توهم خودتومچل کردی کی میادتووبلاگ توبیادهم نظرنمیده تااینکه باتلاشهای فراوان وتبادل لینکوبنرو...وسوال وجوابهای فراوان برای بیشترشناختن امکانات وبلاگ الان وبلاگ به جایی رسیده که به جرات نه به یقین میتونم بگم که جامع ترین وبلاگ لیورپول حداقل به زبان فارسیه وحداقل هفته ای یک بار یه موضوع درستوحسابی به ارشیو موضوعی اضافه میشه.باعث ادامه فعالیت من برای لیورپول تو وبلاگنویسی فقط و فقط شمادوستان عزیزبودین که نظر های گرمتون بهم قوت قلب میدادوشمایی که باهام تبادل لینک کردین تا امار وبلاگ ازروزی یکی که خودم بودم به روزی حداقل 35بازدیدثابت رسیده ازتمام کسانی که بهم درادامه فعالیت این وبلاگ بانظرهای گرمشون کمک کردن وحتی وبلاگ نداشتن که ازشون باکامنت گذاشتن تووبشون قدردانی کنم بی نهایت ممنونم.و همچنین ازوبلاگ واکسی:http://waxi.blogfa.com/ که دو سه ماه اول ایجادوبلاگ هرسوالی ازشون میکردم با نهایت صبر و حوصله با وجود امار بازدید زیاد وب خودشون و مشغله زیاد از جواب دادن دریغ نمیکردن وحالاکه من یه کم سرم شلوغه یه سری هم بهش نمیزنم و از این بابت شرمندم. وممنون ازدوست خوبم وحید :http://footballstars10.blogfa.com/که باعث ایجاداین وبلاگ شد. تولد(وبلاگ لیورپول افتخار انگلیس پادشاه اروپا)روبه همتون تبریک میگمممم.
امیدوارم باز هم من رو از نظراتتون دریغ نکنید.
از خدا ممنون که بهم سلامتی وامکان زندگی روداده تادر این وبلاگ فعالیت کنم.
تورس این مطلبو یکی دو سال پیش فاش کرده اما من نمیدونستم با کلی گشتن عکسشوهم پیداکردم این عکس توی یکی ازبازیهای اتلتیکو مادریده که بازوبندش باز میشه و زیرش شعار اصلی هواداران لیورپول نوشته شده:
فرناندو ازعلاقه خودش به لیورپول گفته و به نوشته شدن شعار معروف
You`ll Never Walk Alone(هرگزتنها قدم برنمیدازی)
٬ زیربازوبند کاپتانیش کرده وگفته که دوستای دوران کودکیم همه عاشق لیورپول بودند برای همین هر کس روی یه جای بدنش شعاری از لیور رو خالکوبی میکرده ولی من به دلیل نوع زندگی ام قادر به همچین کاری نبودم تا بهم این بازو بند رو با شعار معروف هواداران متعصب لیورپول هدیه دادند.
او اضافه میکنه که:
"لیورپول اهدافی را برای من تعیین کرده که من در مادرید نمی تونستم بهشون برسم ٬ همیشه گفته بودم که تنها به خاطر لیورپول٬ اتلتیکو رو ترک میکنم٬ هواداران اتلتیک٬ لیورپول را تیم دوم خود بدانند."
این مطالب برگرفته از روزنامه Sunو سایت رسمی لیورپول در ایرانه پس کسی نگه چرا بینش از جرارد تعریف کردید.Sun-اين روزها يكى از بحث هاى مورد علاقه جزيره نشينان، صحبت درباره استيون جرارد است؛ پسر محبوب انگلستان مرتكب اشتباهى شد كه مى تواند به قيمت ادامه دوران حرفه اى اش تمام شود اما آيا كار كاپيتان ليورپول به همين جا ختم مى شود آيا سرمايه گذارى هاى چندين ساله براى ساختن بازيكنى همچون جرارد به خاطر يك لحظه درگيرى به هدر خواهد رفت. شايد در حال حاضر بهترين راه حل براى استيون جرارد، تمركز و مثبت انديشى نسبت به آينده است. او بارها ثابت كرده خودش را كاملاً باور دارد و مردى نيست كه به خاطر حمله مطبوعات و حتى اشتباهات عمدى و غيرعمدى در مستطيل سبز خود را سرزنش كرده و دچار افكار منفى شود. با اين اوصاف چطور ممكن است در شرايطى كه ليورپول بيشترين شانس را در چند سال گذشته براى قهرمانى در ليگ برتر دارد، از صحنه رقابت ها خارج شود. آن هم در فصلى كه مى توان بدون لحظه اى ترديد جرارد را يكى از بازيكنان خوب جزيره و بلكه بهترين آنها ناميد. فرانك لمپارد، گرت برى و مايكل كريك هم از بهترين هافبك هاى انگليس هستند اما آيا واقعاً كسى هست كه نسبت به برترى جرارد شك داشته باشد حتى به نظر عده اى از كارشناسان، در انتخاب بهترين بازيكن سال ليگ برتر هيچ كس به گرد پاى كاپيتان آنفيلد نمى رسد. هرچند روزهاى پايانى سال ۲۰۰۸ براى جرارد چندان خوش يمن نبود و او بايد تا ۲۳ ژانويه در التهاب پنهان دادگاه باشد ولى نبايد فراموش كرد او در تمام سال هاى گذشته يكى از با اخلاق ترين فوتباليست هاى جزيره بوده حتى مى توان بازى او را تركيبى از بهترين هافبك هاى دو دهه اخير جزيره دانست؛ دوندگى و ضربات روى كين، قدرت برايان رابسون، خلاقيت پل گاسكوين و ضربات تمام كننده و گلزنى فرانك لمپارد. اين در حالى است كه بعضى كارشناسان فوتبال جزيره معتقدند جرارد هنوز مسير زيادى براى پيشرفت پيش رو دارد و خصوصا در تيم ملى به طور كامل از توانايى هاى او استفاده نمى شود. بايد قبول كرد كمتر بازيكنى همچون جرارد اين توانايى را دارد كه در چند پست مختلف بهترين بازى ها را ارائه دهد. بنيتس اين استعداد او را كشف كرد و البته بهترين استفاده ممكن را از آن برد اما آيا فابيو كاپلوى سخت گير هم اين فرصت را به جرارد خواهد داد حمايت كامل بنيتس: اما رافائل بنتيس كه تيمش با ۳ امتياز بيشتر از چلسى در صدر جدول ايستاده تأكيد مى كند كشيده شدن پاى كاپيتان تيمش به دادگاه تأثيرى در روند رو به رشد ليورپول نخواهد داشت: استيون كاپيتان و كليدى ترين بازيكن ماست. من جرارد را كاملاً مى شناسم و معتقدم در خارج از زمين فوتبال هم يكى از بهترين هاست. او دقيقا برايم شرح داد آن شب چه اتفاقى افتاده و من هم او را از حمايت كامل خودم و تك تك اعضاى باشگاه مطمئن كردم. جرارد بعد از چند روز جدايى، در كنار ساير بازيكنان تمرين كرد و اميدوارم هر چه زودتر موفق شود تنها روى فوتبال متمركز شود. ما براى رسيدن به موقعيت كنونى تلاش زيادى كرديم در نتيجه نبايد اجازه دهيم چنين مسائلى تمركزمان روى عنوان قهرمانى را از بين ببرد. جرارد همچنين حمايت اتحاديه بازيكنان حرفه اى فوتبال و كنى داگليش را هم به همراه دارد؛ بازيكن و مربى سابق ليورپول و همسرش تا ۳۰ دقيقه قبل از اين اتفاق در همان باشگاهى بودند كه اين برخورد پيش آمد. داگليش تأكيد مى كند جرارد در تمام مدت با چهره اى خندان به هواداران امضا مى داد و حتى با آنها عكس يادگارى مى گرفت: استيون جراردى كه من مى شناسم نه تنها يك فوتباليست عالى بلكه يك شخصيت بى نظير است. او هميشه در تلاش است تا رفتار يك شهروند معمولى و نه يك ستاره فوتبال را داشته باشد . به همين دليل بود كه براى جشن كريسمس به جاى اينكه با ۲۰ بادى گارد در شهر حركت كند، تنها با دو تن از دوستان قديمى اش همراه شد.
سلام دوستان عزیزازلطف همتون ممنون که نظرمیدین من هم یک باردیگه برد شیرین پنج بریکمون رومقابل نیو کاسل تبریک میگم چند نفری درباره ماجرای درگیری خیابانی جرارد درسطح شهرلیورپول ودستگیریش سوال داشتن که درجوابشون این پست اختصاصی روایجادکردم امیدوارم که راضی کننده باشه:
تاریخ دادرسی به پرونده شاکی جرارد ٬ در روز ۲۳ ژانویه(۴بهمن ۱۳۸۷)برگزار میشود.
كاپيتان تيم فوتبال ليورپول توسط پليس انگليس در يك باشگاه شبانه دستگير شد:
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) و به نقل از BBC، در حادثهاي كه ساعت 2 و30 دقيقه بامداد دوشنبه در يكي از باشگاههاي شبانه ساوتپورت رخ داد، استيون جرارد كاپيتان ليورپول و عضو تيم ملي فوتبال انگليس ظاهراً يك مرد را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده است.
بر اساس اين گزارش، به دنبال اين حادثه مرد 34 ساله كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود از ناحيه صورت به شدت آسيب ديده و راهي بيمارستان شد. در اين حادثه شش نفر از جمله استيون جرارد از سوي پليس دستگير شدند.
ساير افراد دستگير شده كه از شهرهاي هويتون، فورمبي و ليترلند بودند، بين 18 تا 33 سال سن داشتهاند.
دليل دخالت "جرارد" در اين درگيري هنوز مشخص نيست. او و تيمش چند ساعت پيش از اين درگيري توانستند پنج بر يك از سد نيوكاسل عبور كنند. در اين ديدار جرارد دو گل از 5 گل تيمش را به ثمر رساند.
وي قرار است به اين خاطر در تاريخ 23 ژانويه (4 بهمن 1387) در دادگاه حاضر شود و بابت اعمال خود پاسخگو باشد. جرارد پس از درگيري ،يك شب را در حبس گذراند و بعد با قرار وثيقه آزاد شد.
حالا مطالب وبلاگhttp://www.redsliverpool1892.blogfa.comدر این رابطه:
جرارد بعد از برد برابر نیوکاسل در کافه ای مشغول جشن گرفتن برای پیروزییشان بود که گویا در اثر درگیری با مردی ۳۴ ساله او را راهی بیمارستان کرده و حالا ادامه ماجرا :
جرارد به اداره پلیس برده شد و گویا اگر او مجرم شناخته شود ۵ سال زندان جریمه ی جرارد خواهد بود.
ماشین جرارد که در جلوی بار جا مانده است :
البته او امروز از بازداشتگاه آزاد شد به خانه برگشت.
مرد مجروح شد که ۳۴ سال سن داشت از ناحیه عصب صورت مجروح شده و باید تحت عمل جراحی قرار گیرد.
باشگاه لیورپول نیز گفته است که او ۱۰ سال برای ما بهترین بوده است و ما کاملا او را حمایت میکنیم.
گویا تمام بازیکنان لیورپول بعد از بازی با نیوکاسل ۲ روز استراحت داشتند.
آنها فردا به تمرینات برمیگردد و جرارد نیز همراهشان خواهد بود.
نام فردی که جرارد با او درگیر شد : مارکس مک کین نام دارد که گویا دی جی کافه مورد نظر است و همچنین چند نفر دیگر نیز علاوه بر جرارد توسط پلیس در همین درگیری دستگیر شدند.
حال جریان کامل درگیری را بخوانید :
جرارد در حال خوردن مشروب بود تا پیروزی خود را با دوستانش خوش بگذراند.
همچنین قبل از این حادثه برای جرارد پیش بیاید او گفتگویی بسیار دلنشین به کنی دگلیش داشته و آنها با هم مشروب نیز سرو کرده اند.
البته منبعی موثق از اینکه جرارد خیلی کم نوشیدنی خورده است سخن گفته است و او را در شرایط کاملا طبیعی دیده اند.
گویا جرارد با کنی داگلیش در مورد سرطان زن کنی و راه های کمک به او سخن گفته اند.و بعد از اینکه کنی از او جدا شده است دوستداران جرارد به سلامتی اینکه او ۲ گل به ثمر رسانده است مشروربشان را سرو کرده اند.
اما این حادثه ناگوار خیلی زود اتفاق افتاد و ستاره لیورپول توسط ۵ نفر مورد محاصره شد.
جان دوران ۲۹ ساله ٬ ایان جرارد اسمیت ۱۹ ساله و هر دو نیز از هیتون یعنی همان جایی که جرارد در آنحا بزرگ شده است به پشتیبانی جرارد در آمدند... و ادامه ماجرا که پلیس سر رسید و ...
بعد از ماجرا های پیش آمده در مورد درگیری جرارد علاوه بر اینکه باشگاه لیورپول اعلام کرد به طور کامل از جرارد حمایت میکند کنی داگلیش ستاره ی سال های پیش آنفیلد نیز اعلام کرد که شخصیت زیبای جرارد را می شناسد و در حمایت از او بر خواسته است.
کنی میگوید :
"باشگاه و هوادارن همه از او حمایت خواهند کرد."
"او شخصیت قوی و برجسته ای دارد و من میدانیم که این اتفاق در کار او هیچ اثری نخواهد گذاشت."
"در آخر روز او نیز مانند همه آرزو میکرد که کاش این اتفاق رخ نمیداد@ اما اتفاقی است که به وقوع پیوسته است. او این مسئله را به خوبی حل خواهد کرد او از حمایت های عالی هوادارن و دوستدارانش بهره مند است."
آنفیلد یکی از ورزشگاه های فوتبال در ناحیه آنفیلد واقع در شهر لیورپول می باشد . ورزشگاه چهار ستاره آنفیلد خانه تیم لیورپل ، قهرمان 18 بار لیگ انگلستان و 5 بار جام باشگاه های اروپا است که علاوه بر بازی های لیورپول ، بعضی از بازیهای ملی انگلیس و اکثر بازی های باشگاه های معروف بریتانیا در این ورزشگاه برگزار می شود . استادیوم به خاطر جایگاه معروف کپ در ناحیه جنوب غربی زمین در انگلستان و اروپا معروف است . هواداران پرشور و دو آتشه لیورپول در این قسمت از زمین مستقر می شوند که با سرو صداها ی فراوان و سرود های مهیج و با نشاطی که می خوانند باعث ترس و اضطراب در روحیه حریفان لیورپول می شوند ، در واقع هواداران جایگاه کپ مظهر تعصب و غیرت تیم به حساب می آیند که در سخت ترین و بحرانیترین شرایط ،تیم محبوب خود را تنها نمی گذارند . آنها همواره با سرود معروف خود (هرگز تنها نخواهی رفت...) به تیم در هنگام مسابقه روحیه می دهند ...
یادبود ها:
آنفیلد دارای دو دروازه ورودی است که این دروازه ها به احترام دو مربی بزرگ باشگاه ، باب پیسلی و دیگری بیل شنکلی نامگذاری شده است . باب پیسلی موفق شد لیورپول را به سه قهرمانی در جام باشگاه های اروپا و 6 قهرمانی در لیگ اول انگلستان در دو دهه 70و 80 برساند و بیل شانکلی که در دهه 50 به یکباره تیم را از بحران خارج نمود وبه اوج موفقیت در دهه 60 رساند.به روی سر در دروازه شانکلی جمله معروف هرگز تنها نخواهی رفت آورده شده که در مدخل ورودی این دروازه ، بیرون ازفروشگاه باشگاه مجسمه ای از بیل شنکلی وجود دارد و همچنین در تونلی که بازیکنان به سوی میدان می روند ، لوحی یادبود از شانکلی است که این جملات به روی آن حک شده است : « این آنفیلد است یاد آور جوانانی که برای ما بازی می کردند و نیز یاد آور موقعیتی است که آن ها برای ما فراهم ساختند» .
یکی از معروفترین قسمت های آنفیلد،The Boot Room به شمار می آید به این خاطر که مربیان معروفی از جمله شنکلی ، باب پیسلی ، فاگان و دالگلیش در این اتاق مدت ها به صرف چای و بحث راجع به تیم ، نقشه کشیدن برای شکست رقبا و همچنین برنامه ریزی برای تیم می پرداختند . ضمناً لوح یادبودی برای زنده نگه داشتن خاطره کشته شدگان هیلزبورو در این مکان وجود دارد که هواداران تیم و رقیب با گذاشتن گل ، خاطرات آن واقعه تلخ را یاد آوری میکنند . در فاجعه هیلز بورو 96 نفر از هواداران لیورپول به علت ازدحام بیش از حد جمعیت کشته شدند .
جایگاه معروف KOP : این جایگاه در جنوب غربی ورزشگاه قرار دارد وجایگاه پر شورترین هواداران در سراسر دنیاست .نام KOP از کوههای Spion kop واقع در آفریقای جنوبی گرفته شده است که ارتش انگلستان در آنجا تلفات سنگینی را در جنگ بوئر دوم داد به همین خاطر بسیاری از تیم های انگلیسی جایگاهی به نام kop در ورزشگاه های خود به یاد کشته شدگان آن جنگ بوجود آردند مانند بلک پول، شفیلد یونایتد، ولور همپتون و ... که از بین آنها جایگاه kop در ورزشگاه آنفیلد مشهورتر است .این جایگاه در سال ۱۹۰۶ ساخته شد . هواداران جایگاه kop حامیان اصلی باشگاه به حساب می آیند که نقش بسزایی در پیروزی های تیم به عهده دارند و نیز همواره به عنوان طرفداران باوفا ی باشگاه تلقی می شوند .این جایگاه در ابتدا می توانست در برگیرنده 30000 نفر شود اما برای امنیت تماشاگران گنجایش این جایگاه در سال 1975 ، 22000 نفر شد که در سال 1989 پس از رخ دادن فاجعه هیلز بورو تا حدی برای امنیت ورزشگاه ، ظرفیت این جایگاه باز هم کاهش پیدا کرد . در سال 1994 جایگاه kop بازسازی شد و اکنون ظرفیت رایج آن 12409 نفر می باشد.هواداران kopشعار های مهیجی را در هنگام بازی زمزمه می کنند زمانی که لیورپول به طرف آن ها بازی می کنند ، هواداران با سر دادن یک شعار قدیمی و محلی ( توپ را بچسبان به گل ) تیم را برای گلزنی تشویق می کنند .
جایگاه اصلی و زمینی برای گرم کردن بازیکنان ذخیره (Main Stand / Paddock Enclosure): این جایگاه در سال 1973 بازسازی شد و کمترین تغییر را تا به امروز داشته که گنجایش آن به 12277 نفر می رسد . در این قسمت بازیکنان ذخیره دو تیم نزدیک زمین مسابقه مستقر می شوند که زمینی کوچک نیز برای گرم کردن بازیکنان ذخیره وجود دارد .
جایگاه صد سالگی ( Centenary) : این جایگاه در سال 1963 ساخته شد که قبلا به نام جایگاه جاده کملین معروف بود و گنجایش 6600 نفر را داشت . در دهه 70 نقشه باشگاه این بود که تمام خانه های اطراف جاده کملیش را بخرد و با ویران کردن آن ها این جایگاه را گسترش دهد.در سال 1981 باشگاه تقریباً تمام خانه ها در این جاده را خرید اما نقشه گسترش جایگاه دقیقاً یک دهه به تأخیر افتاد زیرا آغای جان و خانم نورا میسون حاضر به فروش خانه خود نبودند تا اینکه سرانجام در سال 1990 خانه خود را ترک گفتند و کار توسعه جایگاه شروع شد که اکنون گنجایش این جایگاه به 11762 نفر رسیده است . در این جایگاه ، مسئولان باشگاه و افراد برجسته فوتبال و نیز کارگردان تلویزیونی مستقر می شوند . جایگاه جدید در جشن صد سالگی باشگاه در سال 1992 افتتاخ شد که به همین خاطر به آن جایگاه صد سالگی(Centenary) می گویند.
جایگاه خیابان آنفیلد (Anfield Road Stand): این جایگاه در سال 1998 بازسازی شد که گنجایش 9074 نفر را دارد و شامل قسمت هواداران خارجی می شود که در طبقه پایین قرار می گیرند و تنها 2000 صندلی برای آن ها درنظر گرفته شده است . از این جایگاه ، هواداران خانگی نیز سهم می برند و تعدادی از هواداران نیز در بالای قسمت مهمان جای می گیرند .
روز جمعه ۲۹/۹/۸۷قرعه کشی مرحله حذفی جام باشگاههای اروپا در شهر نیون سویس انجام شد که لیورپول با یک قرعه سخت باید با رئال مادرید بازی کنه اخرین بازی این دو تیم در فینال سال۱۹۸۱بود که تو اون بازی لیورپول تونست با نتیجه رئال رو شکست بده و قهرمان بشه(یعنی۱۶ساله این دو تیم با هم بازی نکردن)با این حال لیورپول از این امتیاز بهره منده که به خاطر اینکه در مرحله گروهی از گروه خودش صدر نشین بالا اومده ولی رئال در گروه خودش دوم بوده بازی برگشت در زمین لیورپول یعنی انفیلد برگذار میشه که با وجود تماشا گرای متعصب لیورپول و سرو صداشون تو انفیلدحتی اگه لیورپول از زمین رئال بازنده بیرون بیاد که خیلی بعیده چون لیورپول استاد یک گل زدن و دفاع از اون گله تو انفیلد لیورپول کاملا با روحیه ظاهر میشه(این بازیها در روزهای ششم و هفتم اسفند ماه برگزار میشه)
نتیجه قرعه کشی به شرح زیره:
میزبان:
میهمان:
رئال مادرید
لیورپول
چلسی
یوونتوس
اینتر میلان
منچستر یونایتد
ویارئال
پاناتینایکوس
ارسنال
رم
لیون
بارسلونا
اتلتیکو مادرید
پورتو
اسپورتینگ لیسبون
بایرن مونیخ
اگه مایلید گروههایی رو که این تیمها درمرحله قبلی از اونها بالا اومدن رو ببینید روی ادامه مطلب همین پست کلیک کنید.
بر خلاف بسیاری از اسطورههای تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، جرارد از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود.
تصادفا یکی از اقوام کمسنوسالتر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفهای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دسته دوم انگلستان برای والسال بازی میکند.
جرارد در حال حاضر با الکساندرا کوران از مرسیساید نامزد کردهاست. او از سال ۲۰۰۲ با الکساندر رابطه داشت و از ۲۰۰۴ با او نامزد کرد. آنها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان ۲۰۰۷ ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکساندر، لیلی-الا (زاده ۲۳ فوریه ۲۰۰۴) و لکسی (زاده ۹ مه ۲۰۰۶) نام دارند.
زندگی ورزشی
وضعیت کنونی
جرارد معمولا به عنوان هافبک میانی بازی میکند گرچه در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده است که معروفترین مثال آن وقتهای اضافه فینال جام باشگاههای اروپای ۲۰۰۵ است.
جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذراندهاست. او در رده زیرسن از سال ۱۹۸۹ (۹ سالگی) تا سال ۹۸ برای تیمهای پایه لیورپول بازی میکرد و از سال ۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی میکند. او در حال حاضر شماره ۸ این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ۹۸ تا بحال مجموعا در ۲۳۲ بازی لیورپول حاضر بوده و ۳۷ گل به ثمر رساندهاست. (این آمار تنها آمار لیگ داخلی را دربر میگیرد و تا ۳ ژوئن ۲۰۰۶ بهروز شدهاست).
جرارد در تیم ملی انگلستان شماره ۴ را به تن میکند و گاها در غیاب دیوید بکهام، بازوبند کاپیتانی را میبندد. او از سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی میکند و تا بحال در ۴۴ بازی ملی حاضر بوده و ۸ گل به ثمر رساندهاست. (این آمار تا ۱۵ ژوئن ۲۰۰۶ به روز شدهاست).
تاریخچه بازی
جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمه دوم بازی مقابل بلکبرن با وگارد هگم تعویض شد. اولین ۹۰ دقیقه او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با اینکه لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. او در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.
در سال ۲۰۰۱ او به عنوان بازیکن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازیکنان حرفهای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همه آنها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.
در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راهیابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. انگلستان در آن بازی در خانه حریف با نتیجه پنج بر یک پیروز شد.
اما جرارد به علت مصدومیت نتوانست در جام جهانی ۲۰۰۲ حضور یابد. در تابستان ۲۰۰۴ چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی میگویند او میخواست پیش دوستان و خانوادهاش بماند، بعضی میگویند مربی جدید لیورپولیها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی میگویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.
او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محرم کرد.
در آخرین بازی مرحله گروهی جام باشگاههای اروپای همان سال جرارد از فاصله بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول میداند.
از دیگر گلهای معروف او گلی است که در فینال جام باشگاهةای همان سال در ۲۵ می۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربه سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولیها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطه جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا میتوان اوج دوره ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفتهاست:«چگونه میتوانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزشترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.
جرارد در فینال جام حذفی مقابل وستهام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقتهای تلفشده نیمه دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازه شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامه مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گلهای تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشتهاست. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وستهام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتد)، جام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاههای اروپا (۲۰۰۵ مثابل آث میلان).
در ۸ ژولای ۲۰۰۵ پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.
بعدهابنیتو فلورو مدیر رئال مادریدنیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمیخواهد، اینجا میمانم!»
جرارد در نزدیکیهای جام جهانی ۲۰۰۶ المان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته میشد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوِِیه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقه ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازهبانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود.
جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازه ی سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.
افتخارات
با لیورپول
قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱
قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲
قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳
قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاههای جهان در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶
جوایز شخصی
بازیکن جوان سال انگلستان در سال ۲۰۰۱ (از سوی انجمن بازیکنان حرفهای)
باارزشترین بازیکن فصل جام باشگاه های اروپا در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
بازیکن سال انگلستان در سال ۲۰۰۶ (از سوی انجمن بازیکنان حرفهای)
بیوگرافی فرناندو تورس:
فرناندو جوزه تورس سانز متولد 20 مارچ 1984 در شهر فواِنلابرادای اسپانیا(شهری در جنوب این کشور)و در همسایگی مادرید متولد شد.فوتبالش را از باشگاه نوجوانان اتلتیکو مادرید در سال 1995 آغاز کرد و در 17 سالگی به تیم بزرگسالان این تیم در آمد.اولین بازیش را برای این تیم در مقابل لژانس انجام داد و یک هفته بعد اولین گل خود را در برابر آلباسته به ثمر رساند.لقب او " اِل نینو " است که از زمان بچگی به او داده شده بود. در فصل 02-2001 هنگامیکه اتلتیکو جواز حضور دوباره به لالیگا را بدست آورد ، تورس 17 ساله سال خوبی را در امر گلزنی پشت سر نگذاشت و فقط توانست 6 گل را در 36 بازی به ثمر برساند. سال 2002 اولین فصل حضور تورس در لالیگا ، بالاترین سطح فوتبال اسپانیا بود.تورس در آن سال با زدن 13 گل در 29 بازی توانست اتلتیکو را در جایگاه 12 لالیگا قرار دهد.در فصل 04-2003 تورس گام های بلندتری برداشت و با زدن 19 گل در 35 بازی توانست جایگاه 7امی را برای اتلتیکو بدست آورد و با داشتن فقط 19 سال توانست کاپیتان این شود.وی حضور موفق خود را در فصل های 05-2004 با زدن 16 گل در 38 بازی در لالیگا و 2 گل در 5 بازی رقابت های اروپایی و 06-2005 با زدن 16 گل در 36 بازی ادامه داد و مهاجم اول تیم اتلتیکو بود.بعد از بازی های جام جهانی 2006 قرار بود تورس به چلسی بپیوندد ولی به دلیل حضور اتلتیکو مادرید در رقابت های جام یوفا در سال 07-2006 ، وی تصمیم گرفت یک سال دیگر در تیم اتلتیکو بماند.بعد از اتمام فصل 07-2006 ، باشگاه های آرسنال ، چلسی ، لیورپول و منچستر یونایتد به وی پیشنهاد دادند که سرانجام تورس به تیم لیورپول پیوست تا یکی از شاگردان رافائل بنیتز باشد.در واقع سران باشگاه تصمیم گرفتند که در مقابل به خدمت گرفتن لوئیس گارسیا و دریافت مبلغ 26 میلیون یورو ، تورس به لیورپول برود، تا با این پول بتوانند دیگو فورلان را نیز از باشگاه ویارئال به خدمت بگیرند. وی در 11 آگوست اولین بازی اش را برای لیورپول در مقابل استون ویلا انجام داد و همچنین در 19 آگوست وی اولین گل اش را با پیراهن یوونتوس در برابر چلسی به ثمر رساند.در 23 فوریه همان فصل وی اولین هت تریک خود با پیراهن لیورپول را در برابر میدلزبورو انجام داد و فقط 11 روز بعد یک هت تریک دیگر برابر وستهام انجام داد.در 15 مارچ 2008 وی با گلی که در دقیقه 47 در برابر ریدینگ زد توانست اولین بازیکن بعد از رابی فاولر باشد که بیش از 20 گل در رقابت های لیگ برتر انگلیس زده است.وی نشان داد که می تواند بهترین مهاجم لیورپول در چند سال اخیر باشد.موتور گلزنی لیورپول در فصل جاری روشن است و با حرارت بسیار زیاد کار می کند.
افتخارت فرناندو تورس
کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال در تورنمنت آلگارو در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا کسب عنوان قهرمانی زیر 16 سال جهان در سال 2001 با تیم ملی زیر 16 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 7 گل در 6 بازی کسب عنوان قهرمانی زیر 19 سال جهان در سال 2002 با تیم زیر 19 سال اسپانیا ، و کسب آقای گل و بهترین بازیکن این رقابت ها با زدن 4 گل در 4 بازی بهترین بازیکن زیر 15 سال اروپا در سال 1998 بهترین بازیکن ماه فوریه و مارچ لیگ برترانگلیس در سال 2008
البرت ریرا:
رافا در آخرین لحظات نقل و انتقالات تابستانی سال ۲۰۰۸ "آلبرت ریرا" را با آنفیلد آورد.
او بازیکن هیجان انگیزی است. کسی که همواره بر روی مدافعان حریف فشار می آورد او خوب سانتر می کند.
ریرا در اسپانیول محبوب بود و طرفدارانش از اینکه او شهر بارسلون را ترک کرد ناراحت هستند.
ریرا سابقه بازی در انگلیس را دارد. او زمانی را در فصل ۲۰۰۶- ۲۰۰۵ به صورت قرضی در منچستر سیتی حضور داشت.او در آن دوره تجربه حضور در ورزشگاه آنفیلد را پیدا کرده است٫ او در بازی منچستر سیتی و لیورپول در آنفیلد از دقیقه ۷۸ به بازی آمد که آن بازی با تک گل کیول به نفع لیورپول تمام شد. تاریخ آن بازی ۲۶ فوریه ۲۰۰۶ بود.
او در طول حضورش در انگلیس و زیر نظر مربی آن زمان منچستر سیتی٫استوارت پرس٫ ۱۵ بار به میدان آمد و یک گل نیز در برابر نیوکاسل به ثمر رساند.
ریرا در جزیره ی مایورکا و شهر ماناکور چشم به جهان گشود که این شهر محل زادگاه ستاره ی اسپانیایی دنیای تنیس ٫ رافائل نادال٫ نیز می باشد.
ریرا مانند هم تیمی اش ٫جرارد٫ در فینال جام یوفا گل زنی کرده است. با این تفاوت که اسپانیول در آن بازی در ضربات پنالتی مغلوب سویا شد. این بازی در سال ۲۰۰۷ بود.
او تنها گل ملی اش را در پیروزی ۳بر ۱ اسپانیا برابر دانمارک به ثمر رساند.(در انتخابی جام ملت های اروپا٫ ۱۳ اکتبر سال ۲۰۰۷)
مشخصات :
متولد ۱۵ آوریل ۱۹۸۲ مطابق با ۲۸ فروردین ۱۳۶۱
۵ بار برای تیم ملی اسپانیا به میدان رفته است و یک گل به ثمر رسانده است.
او در باشگاه های:
مایورکا٫ برودکس٫ اسپانیول و منچستر سیتی(قرضی) بازی کرده است.
او متولد شهر موناکور اسپانیاست.
او قدی حدود ۱۸۷سانتیمتر دارد و وزنش نیز ۷۷ کیلوگرم است.
یوسی شی بنایون:
"یوسی شی بنایون" ۲۷ ساله( متولد۱۹۸۰).
او کاپیتان تیم ملی اسرائیل است.
او در ۱۵ سالگی به تیم آکادمی آژاکس هلند منتقل شد٬ ولی بنا به مشکلات تنها یک فصل با آژاکس همکاری نمود.
او در اولین فصل حضورش درتیم "هاپل" در سال ۱۹۹۷ توانست ۱۵ گل به ثمر برساند.
او تا ۲۱ سالگی در "هاپل" بازی کرد.
در فصل ۱۹۹۹ـ۲۰۰۰ با ۱۹ گل دومین برتر اسرائیل شناخته شد.
او در لا لیگا و در ۱۰۱ بازی ۲۱ گل به ثمر رساند.
وستهام با پرداخت ۲.۵ میلیون پوند در تابستان ۲۰۰۵ او را به خدمت گرفت ٬ و او خیلی زود خودش را به عنوان یکی از بهترین گوشه راست های لیگ برتر معرفی کرد.
۵ گل او و همچنین ۷ پاس گلش به "آلن پاردیو" کمک کرد تا وستهام در فصل ۲۰۰۵ـ۲۰۰۶ در مکان نهم جدول قرار گیرد.او همچنین بازی خوبش را در فینال جام حذفی برابر لیورپول تکمیل کرد.
او علاوه بر "هاپل"در تیم های "ماکابی" ٬ "سانتاندر" و "وستهام" بازی کرده است.
او همچنین در ۵۸ بازی ملی ۱۴ گل به ثمر رسانده است.
"یوسی" متولد شهر دیمونای اسرائیل است.
فیلیپ دگن:
فیلیپ دگن دفاع راست سوئیسی در طی یک قرارداد آزاد در تابستان ۲۰۰۸ به مرسی ساید آمد.
ملی پوش سوئیسی کار حرفه ای بازیکنی را از سال ۱۹۹۶ در تیم بازل کشورش آغاز کرد.
زمانی که در -اس تی جاکوب پارک- حضور داشت تجربه بازی در لیگ قهرمانان را نیز به دست آورد. در حقیقت در بازی بازل و لیورپول که به تساوی ۱ بر ۱ دو تیم انجامید٫(در فصل ۲۰۰۳ـ۲۰۰۲) دگن بازکن نیمکت نیشی بود در مورد استفاده قرار نگرفت.
در سال ۲۰۰۵ او به تیم بورسیا دورتمند آلمان پیوست.
دگن در جام جهانی ۲۰۰۶ ٫ ۴ بار برای تیم ملی کشورش بازی کرد. بعد از گذراندن ۳ سال حضور در تیم قوی آلمانی ناگهان مصدوم شد و کمتر در ترکیب تیم آلمانی به کار گرفته شد.
این دفاع کناری در حالی که بازی او در یورو ۲۰۰۸ پیش بینی می شد٫ نیمکت نشین شد و به بازی گرفته نشد.در یورو ۲۰۰۸ که در دو کشور سوئیس و اتریش برگزار میشد سوئیس نتوانست از گروه خودش صعود کند.
رافا در مورد او گفته است که:
"او یک بازیکن تهاجمی با انرژی زیاد و روحیه بالاست. قدرت او روز به روز افزایش می یابد."
دگن به زبان های فرانسوی و آلمانی تسلط کامل دارد او یک برادر دو قلو به نام دیوید نیز دارد که دیوید نیز فوتبالیست حرفه ای است.
فیلیپ متولد : ۱۵ فوریه ۱۹۸۳ میلادی است. دو واقع او متولد یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۶۲ خورشیدی است.
قد فیلیپ دگن حدود ۱۸۴ سانتي متر و وزنش ۸۱ كيلو گرم است.
او متولد شهر هولستن سوئیس است.
او ۳۰ بار نیز برای تیم ملی کشورش به بازی گرفته شده است.
آندره ا دوسنا:
"آندره ا دوسنا" دفاع چپ تیم لیورپول در ژولای ۲۰۰۸ از اودینزه راهی آنفیلد شد.
او برای پر کردن جای خالی "جان آرنه ریسه" به لیورپول پیوست.
دوسنا کار بازی خود را از سن ۱۴ سالگی با هلاس ورونا در شمال ایتالیا آغاز کرد. بعد از ۴ سال به ترکیب ارشد آنها رسید.
او در سال ۲۰۰۵ با ادینزه قرارداد امضا کرد اما بلافاصله به مدت یک سال و به طور قرضی راهی ترویسو شد.
او در فصل ۲۰۰۷-۲۰۰۶ مجددا به استدیو فرییولی برگشت در جایی که توانست سرانجام اولین بازی ملی خود را در بازی دوستانه برابر آفریقای جنوبی در اکتبر ۲۰۰۷ انجام دهد.
در پایان فصل او به مرسی ساید منتقل شد و در این باره گفت:
"لیورپول تیمی بزرگ است و این عالی است که به یک تیم معروف منتقل شوی."
"من می خواهم در لیگ قهرمانان بازی کنم. قرمز ها ان را برده اند و همراه به جام های بزرگ نزدیک بوده اند. در انگلیس آنها در سطح برابری با منچستر یونایتد هستند."
مشخصات :
"آندره" قدی حدود ۱۸۱ سانتی متر و نیز وزنی حدود ۷۷ کیلو گرم دارد.
او یکبار نیز برای تیم ملی ایتالیا بازی کرده است.
او متولد شهر لودی ایتالیاست.
دانیل اگر ملی پوش دانمارکی لیورپول:
او از ۱۲ سالگی عضو تیم "روزن هوز" بود و سپس نیز به "برندبای" رفت و از آنجا به لیورپول آمد.
"اگر" با پیشرفت کردنش خود رادر ژولای ۲۰۰۴به تیم اصلی برندبای رساند.او اولین بازی خود در لیگ را برابر "اودنز" انجام داد.
او فقط ۱۹ سال داشت که در تیم اصلی خود را ثابت کرد.
زیر دست رهبری کاپیتان تیمش٫ "پر نیلسون" ٫ او پیرشرفت کرد و استعداد ذاتی اش را نشان همه گان داد.
در دسامبر ۲۰۰۴ او جایزه ی "اسپیرن فورینین" را برد. این جایزه به بهترین بازیکن جوان فصل داده می شود.
در پایان فصل او کاپ دانمارک(جام حذفی) را همراه تیمش برده بود. او به قهرمانی لیگ نیز دست پیدا کرده بود.
حالا باید به تیم ملی کشورش دعوت می شد و از این بابت کسی شکی نداشت.
او دراولین بازی ملی خود در تاریخ ۲ ژوئن ۲۰۰۵ برابر فنلاند به میدان رفت. تنها چند ماه بعد در ۷ سپتامبر در بازی برابر تیم ملی انگلیس در تقابل مستقیم با "وین رونی" موفق عمل کرد. او اولین گل ملی خود را در مقدماتی جام جهانی و در برابر جورجیا به ثمر رساند.
در ظرف ۴ ماه با لیورپول قرارداد امضاء کرد. جایی که رافائل بنیتس از وجود "جیمی کاراگر" و "سامی هیپیا" سود می برد.
در ۱۲ ژانویه مراحل ثبت قرارداد او با لیورپول به پایان رسید و او را به گرانترین بازیکن صادراتی دانمارک تبدیل کرد.
او اولین بار برای قرمز های بندر در اول فوریه برابر بیرمنگام به بازی آمد.
او در مسابقات زیر ۲۱ ساله های اروپا همراه تیم ملی کشورش به میدان آمد و در ۳ بازی تیم ملی کشورش همراه آنها بود.
در فصل ۲۰۰۷ـ۲۰۰۶ او بازیکن ماه سپتامبر شد.
او قدرت خود را نیز در گل زنی در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا در فصل ۲۰۰۷ـ۲۰۰۶ نشان داد.در حالی که در بازی رفت ۱ بر ۰ به چلسی باخته بودیم٫ با گل زیبای خود که از روی ضربه ی کرنر جرارد به دست آمد زمینه ساز صعود قرمز ها شد. او همچنین در فینال لیگ قهرمانان در همان سال برابر میلان نیز ۹۰ دقیقه در میدان حضور داشت.
او از اوایل فصل ۲۰۰۸ـ۲۰۰۷ مصدوم شد اما با اعلام شدن او به عنوان بازیکن سال دانمارک روحیه خود را به دست آورد.
دانیل هم اکنون برای انجام مسابقات آماده است.
مشخصات شخصی:
او متولد ۱۹۸۴/۱۲/۱۲ میباشد (۲۱ آذر ۱۳۶۳)
قدی حدود ۱۸۹سانتی متر و دارای ۸۰ کیلوگرم وزن می باشد.
او ۵۳ بار برای تیم اول لیورپول به میدان آمده و ۴ گل نیز به ثمر رسانده است.
روبرتو باجو فوتبالیست شهیر ایتالیایی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ این کشور است.
ظرافت بازی و تکنیکهای نرم باجو هر فوتبالدوستی را به تحسین او وا می داشت. باجو برای بسیاری از تیمهای ایتالیایی از جمله فیورنتینا، یوونتوس،اث میلان،اینتر میلان و برشا بازی کرد و در چند جام جهانی نیز در تیم ملی ایتالیا بازی کرد. اوج درخشش او در جام جهانی 1990 بود. ایتالیا به لطف بازی درخشان باجو و نه قدرت تیمی، به فینال مسابقات جام جهانی 1994 آمریکا رسید. اما با وجود اینکه او به خبره بودن در ضربات کاشته مشهور بود، آخرین پنالتی تیمش در فینال جام جهانی 1994 (مقابل برزیل) را هدر داد تا ایتالیا جام را از دست دهد. آن پنالتی را میتوان سیاهترین نقطهٔ ورزشی باجو دانست
سال 91 باجو در يووه نيمكت نشين شد . تراپاتوني ، مربي آن زمان يوونتوس به بهانه آمادگي نداشتن ، باجو را به زمين نفرستاد اين اولين خاطره بد باجو بود ولي او خيلي زود جاي اصلي خود را يافت و با زدن گلهاي فراوان ، به تيم اصلي بازگشت . باجو با بازوبند كاپيتاني در سال 93 يوونتوس را فاتح جام يوفا كرد و تراپاتوني در باره او گفت : روبرتو به لطف اعتماد به نفس وبلوغ و تجربه انكار ناپذيرش ازعهده كاپيتاني در خارج و داخل ميدان بر آمده است. در سال 93 باجو تمامي جوايز انفرادي دنياي توپ گرد را به خود اختصاص داد و بهترين بازيكن جهان شد .
بزرگ ترين ناكامي
در جام جهاني 94 باجو به واسطه تكنيك و هنر انكارناپذيرش ايتاليا را به فينال جام جهاني رساند ، ولي در فينال يكي از پنالتي هاي ايتاليا را مقابل برزيل از دست داد تا اين بار هم دست او به جام نرسد اين اتفاق در حالي افتاد كه حضور او در فينال به واسطه آسيب ديدگي ، در پرده اي از ابهام قرار داشت .
يك سال بعد و در پايان فصل 95 – 94 او به ميلان فروخته شد . مشكلات او با ليپي و بته گا و ظهور پديده اي چون الكس دل پيرو از دلايل اصلي ترك يوونتوس پس از 5 سال حضور موفق بود ، باجو در كتابش دليل اصلي ترك يوونتوس را بته گا ، مدير باشگاه يوونتوس عنوان كرده و معتقد است بته گا هواداران يووه را عليه او شورانده است .
حاصل تلاش او در يوونتوس 141 بازي و 78 گل در سريA بود . در ميلان باجو يكي از بدترين دوران ورزشي خود را تجربه كرد . آمدن و رفتن مربيان متعدد آسيب ديدگي و نيمكت نشيني هاي بي پايان ، صبر باجو را به سر آورد ، او در اين ميان به علت آسيب ديدگي و اختلاف نظر با ساكي بازيهاي يورو 96 را نيز از دست داد .
طلوع دوباره
پس از 51 بازي و فقط 12 گل به بولونيا پيوست . اين انتقال كه در سال 97 اتفاق افتاد بهترين تصميم باجو بود . او با بازيهاي فراموش نشدني در بولونيا طي 30 بازي 22، گل به ثمر رساند و به وسيله چزاره مالديني دوباره به تيم ملي برگشت و در جام جهاني 98 سومين حضورش در جام جهاني را تجربه كرد اين بار هم ضربات پنالتي عامل حذف او و تيمش در مرحله يك چهارم نهايي رقابت ها مقابل فرانسه ميزبان بود . در جام جهاني98 او رقيب اصلي دل پيرو براي قرار گرفتن در تركيب ثابت ايتاليا بود و به مراتب بهتر از دل پيرو بازي كرد .
با اتمام جام جهاني 98 او به اينتر پيوست . تا كنار رونالدو زوج روبي – روني را به وجود آورد . اما بر خلاف تصوراتش آسيب ديدگي او را رها نكرد و در 2 فصل و 41 بازي ، فقط 9 گل در سريA به ثمر رساند و براي حضور ثابت در ميدان به تيم برشا پيوست او توانست برشا را به بهترين مكان تاريخش يعني رتبه هشتم سريA برساند باجو طي 2 فصل پيش 37 بار براي برشا به ميلان رفت و 21 گل براي تيم منطقه لومباردي به ثمر رساند . او كارلو ماتزوته مربي برشا را چون پدر خود مي داند و از حضور در برشا بسيار خرسند است .
باجو در 3 ژانويه سال 2002 و در مرحله نيمه نهايي جام حذفي ايتاليا مقابل پارما آسيب ديد و درحالي كه همه از بازگشت او به ميدان پيش از جام جهاني 2002 نااميد شده بودند 7 روز بعد به زمين برگشت و بازدن 2 گل همه دوست دارانش را به حضور درجام جهاني اميدوار كرد و با وجود اين تراپاتوني او را به تيم ملي ايتاليا دعوت نكرد تا باجوي 35 ساله نااميد شود . در غياب باجو ايتاليا يك ناكامي ديگر را تجريه كرد .
آسيب ديدگي ها در تمام اين سالها باجو با وجود درد و آسيب ديدگي زانوي راستش كه در واقع پاشنه آشيل محسوب مي شود ، مي كوشيد در ميدان هاي فوتبال حضوري دايمي داشته باشد اما آسيب ديدگي هيچگاه او را رها نكرده است. حتي در آخرين عمل جراحي زانوي راست او از داخل 220 بخيه خورد تا تاندون پاي او بهبود يابد .
تا شروع اين فصل سريA باجو 394 بازي و 181 گل زده بود و با تو جه به 7 گلش در اين فصل تا هفته هيجدهم با 188 گل بهترين گلزن فعال سريA به شمار مي رود . با توجه به انتقال باتيستوتا و احتمال گلزني او براي اينتر ، نبرد اين دو بازيكن در ماههاي آينده سرنوشت بهترين گلزن فعال سريA را مشخص خواهد كرد، باتي گل تا به حال 181 گل زده و به سختي در تعقيب باجو است .
باجو هنوز از حضور در تيم ملي ايتاليا نااميد نشده و با وجود تمام ناملايمات باز هم اميدوار است دوباره پيراهن لاجوردي را تن كند و او در 55 بازي ملي27 گل به ثمر رسانده است . با توجه به ادامه كار تراپاتوني در تيم ملي ايتاليا و درخشش بازيكنان جوان تر بعيد به نظر مي رسد باجو شانسي در تيم ملي داشته باشد . با وجود اين باجو يكي از اسطوره هاي تاريخ فوتبال ايتاليا باقي مي ماند .
زندگینامه مسی:
زندگی نامه ورزشی لیونل مسی
فوق ستاره ی بارسلونا دارای ملیتی آرژانتینی است. او از همان دوران کودکی نبوغ سرشار و بالای خود را به نمایش گذاشت تا جایی که مربی آن دورانش در باره ی وی گفته:" در آن مقطع کمتر بازیکنی را دیده بودم که در سن مسی آنقدر نابغه باشد و به جرات می گویم کسی وجود نداشت. لیونل کارهایی با توپ می کرد که اعجاب برانگیز بود و فقط از یک بازیکن مستعد بر می آمد." بله همانطور که گفته شد مسی فوتبال را از کوچکی و در خون خود داشت.متاسفانه لیونل دارای یک بیماری هورمونی بوده که در اثر آن ترشحات کافی که لازمه ی رشد جسمانی وی بود بدن وی را تغذیه نمی کرد. او در مقایسه با هم سن و سالان اش بسیار ریزتر و کوتاه قد تر بود .
در نهایت پدرش برای مداوای وی تصمیم گرفت او را به اروپا بیاورد و این آغاز سناریوی ورود شخصی به بارساست که اکنون همه ی ما با غرور با اسم اش در دنیا جولان می دهیم. نمی دانم بیماری وی را معجزه بنامم یا خوش شانسی برای بارسا! به هر حال او پا به شهر بارسلونا نهاد. وقتی او به یک دکتر مراجعه کرد دریافت که می تواند با تزریق نوعی آمپول این کمبود ترشح را رفع کند.
او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند . اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!). او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد . شاید 17 ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند. درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید. او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.
او در مدرسه ی فوتبال بارسلونا ثبت نام می کند و... با این روند می توان او را رهروی بزرگانی چون پویول , ژاوی , انیستا , والدس و... دانست, چون به نوعی مسی دست ساخته ی آکادمی بارسلوناست.مقامات بارسا متعهد شدند که خرج و مخارج درمان وی را به عهده بگیرند.حدود دو سال پیش با درخشش لئو در ترکیب تیم دوم بارسلونا مطبوعات , مربی تیم دوم بارسلونا و بزرگی چون آرماندو مارادونا سعی کردند او را به ترکیب 25 نفره ی رایکارد برای بازی در لیگا تحمیل کنند . اما او برای اولین در بازی با اوساسونا در نیوکمپ به میدان رفت.(این بازی که فصل پیش برگزار شد در هفته ی هشتم بود و با نتیجه ی 3 بر صفر به سود بارسا به پایان رسید. اتوئو 2 بار و رونالدینهو از روی نقطه ی پنالتی گلزنی کردند, بسیار جالب است بدانید که او در این بازی جانشین رونالدینهو شده بود!). او فرصت کرد که در طول فصل قهرمانی بارسا در چندین بازی, هر چند اندک به میدان برود. مهمترین دیداری که او در آن درخشید در بازی با آلباسته در نیوکمپ و از هفته ی 34ام بود که وی دو گل زد که البته یکی را کمک داور به اشتباه آفساید گرفت! بارسا آن بازی را 2 بر صفر برد . شاید۱۸ ساله بودن لیونل عامل اصلی ترس از گذاردن او در ترکیب اصلی و جانشین کردن او به جای ژولی فرانسوی بود. جام جهانی جوانان سکوی پرتاب مسی بود تا نه تنها خود را به رایکارد بلکه به جهانیان معرفی کند. درخشش خیره کننده ی وی در جام جهانی, قهرمانی تیم کشورش را به همراه داشت او در دیدار پایانی برابر نیجیریه دو گل از روی نقطه ی پنالتی زد و جام را تقدیم به مردم آرژانتین نمود.کسب آقای گلی جام , برترین بازیکن و پدیده ی جام عناوین شخصی او در این تورنمنت معتبر بود. لازم به ذکر است سن لیونل در آن تورنمنت به 18 نرسیده بود و او جوان ترین بازیکن نیز بود! موفقیت لئو درجام جهانی جوانان و بازی های نه چندان دلچسب ژولی سرانجام به نفع جوان اول بارسلونا به پایان رسید. او در هفته ی ششم و در بازی با زاراگوزا در نیوکمپ(2بر2) به میدان رفت و کم کم توسط رایکارد به پیکره ی تیم تزریق می شد. مشکلات پاسپورت اروپایی سبب شد تا رقیبان دندان هایشان را تیز کنند که مهمترین آنها دپورتیوو لاکرونیا بود. پس از حل این مشکل مسی به بازی های خود ادامه داد و این مساله با خشم باشگاهایی همراه بود که بازهم دپور در متن ماجرا بود و آنها سعی کردند مانع ادامه ی حضورش در لا لیگا شوند.
زندگی نامه ی جان لوئیجی بوفون:
او متولد ایتالیاست و انگار بیشتر از آنکه ایتالیایی باشد یک دروازه بان است
در 28 ژانویه 1978 در کارارا به دنیا آمد و در اوج شهرت و محبوبیت
لقب گرانترین دروازه بان تاریخ جهان را نیز به خود اختصاص داد .
بوفون 30 میلیون پوندی
بوفون هنگامی که یوونتوس برای خریدش از پارما مبلغ کلان 30 میلیون پوند
را به سران این باشگاه پرداخت گرانترین دروازه بان جهان شد و با امضایی
ارزشمند در سال 2001 پیراهن با ارزش یوونتوس را به تن کرد .
پس از شروعی عصبی در دل آلپی سال به سال به آرامش بیشتری دست یافت
و به مرور تبدیل به فردی ارزشمند برای یوونتوس شد . درک بالا و سرعت عمل
فوق العاده اش بیش از هر چیز نظر مسئولان یوونتوس و البته کل جهان را به خود
جلب کرد به طوری که باشگاهایی نظیر رئال . میلان . اینتر و ... حاضر بودند
مبالغی نجومی برای او بپردازند .بوفون وقتی در پارما بود و با این تیم قهرمان
جام یوفا شد شجاعت و جایگیری های بی نقصش برایش کافی بود که پیراهن
شماره 1 تیم ملی را نیز بر تن کند .
یک بدشانسی بزرگ و تلخ
به رغم بازیهای خوب و بی نقصش در مسابقات انتخابی یورو 2000 جی جی
بخاطر شکستگی انگشت دستش به ناچار از تورنمنت خارج شد . او این حادثه
را یکی از بدترین حوادث عمرش می داند . او در جام جهانی 2002 در تمامی
بازیها حضور داشت و حتی یک بازی از دیدارهای یورو 2004 را نیز از
دست نداد . در مسابقات جام جهانی 2006 با کتف آسیب دیده باز استقامت
نشان داد و با ایتالیا قهرمان جهان شد .
گذشته و دوران نوجوانی بوفون
بوفون در کارارا به دنیا آمد . خانواده اش . خانواده ای ورزشی بودند .
مادرش یعنی ماریا استلا یک پرتاپ کننده دیسک بود و پدرش یعنی آدریانو
یک وزرنه بردار قدرتی ! حتی دو خواهرش هم والیبالیست هستند و عمویش
نیز یک بسکتبالیست حرفه ای بوده است .
او از نظر فامیلی ارتباط دوری با لورنزو بوفون دروازه بان قدیمی میلان و ایتالیا
دارد . او در سن 14 سالگی بازیکن خط میانی بود اما به یکباره مجبور به بازی
درون دروازه شد . علتش هم یک حادثه بود زیرا هر دو دروازه بان دیگر مصدوم
بودند و جالب اینجاست که پس از دو هفته دروازه بان اصلی تیم شد . در 17 سالگی
نیز اولین بازی اش را در سری آ مقابل میلان انجام داد .
تعصب و وفاداری نسبت به یوونتوس
وقتی که یوونتوس به علت تبانی به سری ب فرستاده شد بسیاری از بازیکنان
دم از رفتن زدند کسانی مثل کاناوارو که در اینتر یک بازیکن ذخیره ای
بیش نبود اما در یووه هم به فوتبال اول جهان برگشت و هم کاپیتان ایتالیا شد
و یا زامیروتا که تمام شخصیتی که داره از یوونتوس داره . البته فقط اینها
نرفتن بلکه ابراهیموویچ . ویرا . امرسون و تورام نیز رفتن .
اما بوفون به همراه ندود و کاپیتان دل پیرو مانگار شد .
او در پاسخ به اینکه چرا در یوونتوس مونده می گوید : من آدم فراموشکاری
نیستم و یادم نمی رود که کی بودم و الان کی هستم من هر چی دارم از یووه
دارم همه این افتخارات را از یووه دارم و متشکر یووه نیز هستم .
و در پاسخ به اینکه بازی در سری ب چگونه است ؟ می گوید : خب .
اینهم تجربه ای تازست . و مشتاقم که تجربه اش کنم .
انچه درباره بوفون باید بدانید
نام و نام خانوادگی : جان لوئیجی بوفون
متولد : 28 ژانویه 1978
محل تولد : کارارا . ایتالیا
سن : 28 سال
قد : 91/1
نام اختصاری : جی جی
وزن : 83
در جام جهانی 2006 آلمان 453 دقیقه دروازه ایتالیا رو بسته نگه داشته است
در جام جهانی 2006 آلمان فقط 2 گل دریافت کرده که یک گل به خودی بوده و
دیگری از روی نقطه پنالتی به دست آمده است
از سوی پله عضو 125 بازیکن برتر زنده دنیا قرار دارد
یکی از دلایلش برای موندن در یوونتوس الکس دل پیرو کاپیتان
محبوب تورینی است .
زندگی نامه ی اکساندرو دل پیرو:
تولد:9 نوامبر 1974 در شهر تورین ایتالیا غذای مورد علاقه:پیتزا.کیک.ماکارونی قد:73/1 وزن:۷۳ الگوی فوتبالی:پلاتینی.مارادونا.ز۠ ?کو.فان باستن.مالدینی هنر پیشه مورد علاقه:مایکل داگلاس آهنگ مورد علاقه:با تو یا بدون تو ماشینهای وی:فراری و لامبورگینی علایق:گوش دادن به موسیقی.رانندگی کردن.سینما افتخارات: باشگاهی((قهرمانی در سال های 1995-1997-1998-2002-2003-2005 در سری ا ایتالیا )) یک قهرمانی در جام حذفی 1995 چهار بار فاتح سوپر جام (( 1995-1997-2002-2003 )) یک قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا 1996 یک قهرمانی بین قاره ای یا همان قهرمانی باشگاه های جهان در سال 1996 و کسب عنوان دومی در سال ۲۰۰۳ در بازی فینال بازی به پنالتی کشیده شد ولی یوونتوس نتوانست تیم میلان را شکست دهد یوونتوس به عنوان پر افتخارترین تیم ایتالیا مامن حضور ستارگان بزرگ و با اخلاق فوتبال ایتالیا بوده است . کسانی که سال های سال در این تیم بزرگ بازی کرده اند و تبدیل به اسطوره شدند. الساندرو دل پیرو بازیکن افسانه ایی دهه ی 90 تا امروز در تیم محبوب تورینی ها جای برای خود دست و پا کرده است .. وی پسر محبوب تورین ودرزندگی خود بیشتر از حاشیه داستانی مانند فیلم های سینمایی از نوع رمانتیک ایتالیایی داشته است . ستاره بزرگ بیانکونری از وقتی خود را شناخت که درگیر چیزی بنام توپ فوتبال بود. وی که از یک خانواده ی متوسط سر برآورده بود تمامی وقت خود را صرف فوتبال در کوچه ها کرد. وی هیچ وقت تصور نمی کرد این چنین مشهور شود.آلکس از همان کودکی به تیم یوونتوس علاقه مند بود.
وی مرد ایده آل تمام تورینی هاست . کسی که در زندگی خود بیشتر از حاشیه داستانی مانند فیلم های سینمایی از نوع رمانتیک ایتالیایی داشته است . ستاره بزرگ بیانکونری از وقتی خود را شناخت که درگیر چیزی بنام توپ فوتبال بود. وی که از یک خانواده ی متوسط سر برآورده بود تمامی وقت خود را صرف فوتبال در کوچه ها کرد. وی هیچ وقت تصور نمی کرد این چنین مشهور شود.آلکس از همان کودکی به تیم یوونتوس علاقه مند بود.
یوونتوس همراه با پلاتینی و یارانش آلکس را دیوانه ی تیم یووه کرده بود.الکس در یکی از گفتگو های خود گفته است که هیچ آرزویی جز دیدن ورزشگاه دل آلپی را نداشته است.عطش وی برای بازی کردن در یوونتوس هر روز بیشتر می شد.ولی وقت خود را در کوچه پس کوچه های تورین تلف می کرد.
وقتی مالدینی تنها با 16 سال اولین بازی خود را برای تیم میلان انجام داد . در آن روزگار الکس عضویت هیچ تیمی را نداشت حتی عضویت در تیم دسته دومی پادووا تیم اول الکس بسیار اتفاقی پیش آمد.روزی از تمام جوانان حاضر تستی گرفته می شود و الکس به رغم بازی های گذشته در کوچه ها توانست جز کسانی باشد که از این آزمون سربلند خارج شدند.
الکس خیلی دیر و در سال 22 سالگی اولین قرارداد حرفه ایی خود را امضا کرد . وی در اولین فصل حضورش در فوتبال حرفه ایی چهار باربرای تیم پادووا را تجربه کرد ولی دراین فصل یعنی فصل 1992 نتواسنت گلزنی کند.الکس در یک تیم ضعیف تنها یک نیمکت نشین بود.او آرزو های بزرگتری داشت.در خبرهای شبکه ی ایتالیا نامی از دل پیرو برده نمی شود همین عمر باعث می شود که غرور وی جریحه دار شود.
سرانجام وی توانست در فصل بعدی گلزنی کند .. هیچ کس ندانست که چرا یوونتوس این تیم بزرگ ایتالیایی چشم به چینین بازیکنی دوخته است.
زندگینامه فابرگاس:
سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.
الساندرو نستا ملقب به ساندرو در تاريخ 19 مارس 1976 در شهر رم ايتاليا به دنيا آمد.وي در دوران كودكي دچار مشكل از ناحيه كمر شد و برادر بزرگ او، فرناندو او را براي رهايي از درد به ورزش فراخواند و او فوتبال را انتخاب كرد. اما ثبت نام او در مدرسه فوتبال همزمان با مرگ پدرش شد و اين تاثير بدي در روحيه او داشت.نخستين كسي كه به استعداد ساندرو نوجوان پي برد روكا مربي آن زمان تيم هاي پايه رم بود اما او به خاطر علاقه پدرش به لاتزيو اين تيم را براي ادامه فوتبال خود برگزيد و نستا در سال 1985 به عضويت نو جوانان لاتزيو در آمد. او در اين تيم ابتدا بعنوان مهاجم سپس هافبك و در نهايت مدافع بازي كرد و بازيهاي خوبش در خط دفاع باعث دعوتش به تيم زير 15سال ايتاليا شد. نستا در سال 93 به تيم بزرگسالان لاتزيو راه يافت و به همراه اين تيم دوران موفقيت آميزي را تجربه كردو به يكي از محبوب ترين بازيكنان تاريخ باشگاه بدل شد و در سال 97 در حالي كه تنها 21 سال داشت بعنوان كاپيتان اين تيم انتخاب شد. سرانجام او بدليل مشكلات مالي باشگاه در سال 2002 لاتزيو را ترك و به ميلان پيوست اما هيچگاه جايگاه خود در بين هواداران لاتزيو را از دست نداد. نستا در ميلان نيز به درخشش خود ادامه داد ودر همان سال اول حضورش در ميلان 3جام معتبر باشگاههاي اروپا،كوپا ايتاليا و سوپر جام اروپا را كسب كرد. نستا در عرصه ملي هم تجارب زيادي دارد و يكي از اعضاي تيم ايتاليا در جام جهاني 2006 بود كه با اين تيم قهرمان جهان شد. نستا كه هيچ گاه در حاشيه فوتبال قرار نگرفته و همواره از اين مسائل فراري بوده در جريان جام جهاني 98 و پس از مصدوميتي كه در بازي اتريش برايش بوجود آمد با گابريله پانوزي دختر يكي از متمولان ايتاليا كه در فرانسه حاضر بود آشنا شد و پس از مدتي با وي ازدواج كرد كه حاصل زندگي اين دوتنها دخترشان است كه چندي پيش در اكتبر 2006 به دنيا آمد. نستا كه بارها پيشنهادهاي وسوسه كننده تيمهايي نظير چلسي و منچستر يونايتد و رئال مادريد را در مدت حضور در ميلان رد كرده ممكن در پايان فصل مجددا به تيم سابق خود لاتزيو بپيوندد و فوتبال خود را با اين تيم خاتمه دهد.
زندگینامه زیدان:
زینالدین یزید زیدان (زادهی 23 ژوئن 1972 در مارسی, فرانسه) (ملقب به زیزو) فوتبالیست شهیر فرانسوی (الجزایریالاصل) است که در میانهی میدان بازی میکند و عموماً به عنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته میشود. او تا بحال برای تیمهای باشگاهی همچون یوونتوس و رئال مادرید وتیم ملی فرانسه به میدان آمده است.
او در تاریخ فوتبال خود, سه بار جایزهی بهترین بازیکن سال جهان, یک بار جایزهی بهترین بازیکن سال اروپا,یک بار جایزهی پرارزشترین بازیکن جام باشگاههای اروپا و یک بار جایزهی بهترین بازیکن جام جهانی را دریافت کرده است و به قهرمانی جام جهانی, جام ملتهای اروپا, جام باشگاههای اروپا, لیگ ایتالیا, و لیگ اسپانیا نائل آمده است و از این رو میتوان او را از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ دانست. او در ضمن در فینال جام جهانی (دو بار) و در فینال جام باشگاههای اروپا گل زده است.
زیدان قرار است پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کند و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او خواهد بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفهای او. در همین فینال بود که ضربهی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالیترین لحظات تاریخ زندگیاش را در آخرین لحظات عمر حرفهایاش رقم زد.
باشگاهی
کنز
زیدان فوتبال حرفهای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 اینجا بازی میکرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرحترین باشگاههای فرانسه پیوست.
بوردو
زیدان جمعا چهارسال از 1992 تا 1996 برای بوردو بازی کرد. در این چهار سال او در 157 بازی لیگ فرانسه شرکت داشت و 32 گل به ثمر رساند.
یوونتوس
پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلیترین ستارههای تیم, بدل شد.
او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سالهای 1997 و 1998, در فینال جام باشگاههای اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).
زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.
رئال مادرید
در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقالهای تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بیسابقه بود. او در سالهایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازیکنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهمترین ستارههای این کهکشان بود و از سایر ستارههای نورانی آن میشود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.
زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.
اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاههای اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار میشد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاههای اروپا را نیز به کارنامهاش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گلهای تاریخ فوتبال شمرده میشود.
زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام میگرفت, همتیمیهای او لباس ویژهای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت. اتفاقات این بازی موضوع فیلم مستندی به نام " زیدان چهره ایاز قرن ۲۱" شد.
تیم ملی فرانسه
زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین میتوانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".
به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.
زیدان در سال 1998 به همراه تیم ملی فرانسه, میزبان جام جهانی 1998 بود. او در بازی دوم فرانسه (که پیروزی 4-0 مقابل عربستان صعودی را در پی داشت) خطای بدی روی کاپیتان عربستان, فواد امین, مرتکب شد و به این ترتیب کارت قرمز دریافت کرد و از دو بازی محروم شد. در آن زمان ادعا میشد که امین لفظا به زیدان توهین کرده است. زیدان در یک چهارم نهایی مقابل ایتالیا به میدان آمد و پس از اینکه بازی بعد از 120 دقیقه به پنالتی کشید, ضربهی پنالتی خود را به گل تبدیل کرد. او در فینال جام مقابل برزیل به میدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پایهگذار پیروزی 3-0 تیمش شد تا فرانسه برای اولین بار در تاریخ, قهرمان جام جهانی شود. دو گل او در این بازی با ضربهی سر به ثمر رسید که به نوبهی خود برای هافبکی چون او قابل توجه بود. بسیاری این بازی را نقطه عطف تاریخ زندگی زیدان میدانند.
دو سال بعد زیدان از اعضای تیم ملی فرانسه در یورو 2000 بود. او از بهترین بازیکنان فرانسه در این جام بود. زیدان در یک چهارم نهایی از روی ضربهی آزاد مستقیم دروازهی اسپانیا را باز کرد و در آخرین ثانیههای بازی نیمه نهایی با پرتغال, گل طلایی را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا نقش عمدهای در رسیدن تیم به فینال داشته باشد. فرانسه در فینال نیز ایتالیا را , در یکی از جنجالیترین بازیهای تاریخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهانی 1998 و یورو 2000 به یکی از پرافتخارترین تیمهای تاریخ بدل شود. 34 سال از آخرین باری که تیمی جام جهانی و جام ملتهای اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, میگذشت. در این هنگام بسیاری فرانسه را بزرگترین تیم فوتبال دنیا میدانستند.
زیدان در جام جهانی 2002 نیز از اعضای تیمش بود اما به علت مصدومیت در دو بازی اول غایب بود. این تورنمنت, یکی از بدترین افتضاحات فرانسویها بود که با بازیهای ضعیف بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز از جام حذف شدند. زیدان تنها در بازی آخر مقابل دانمارک به میدان آمد.
در یورو 2004 نیز زیدان به همراه تیم ملی فرانسه به میدان آمد و شاهد باخت تیمش مقابل یونان, تیمی که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از این جام زیدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملی کنارهگیری کرد.
با این حال پس از اینکه فرانسه در راه صعود به جام جهانی 2006 به مشکلاتی برخورد زیدان در آگوست 2005 (یک سال پس از کنارهگیری) اعلام کرد که برای کمک به تیم ملی فرانسه برمیگردد و مجدداً به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولین بازی خود پس از خداحافظی را مقابل جزایر فارو انجام داد و در پیروزی 3-0 تیمش نقش داشت. فرانسه نهایتا به عنوان اولین تیم از گروه خود به جام جهانی 2006 صعود کرد.
در 25 آپریل 2006 , پس از یک فصل پر از مصدومیت در رئال مادرید, زیدان تصمیم نهایی خود برای کنارهگیری از فوتبال, چه باشگاهی و چه ملی, را اعلام کرد. این کنارهگیری به پس از اتمام جام جهانی 2006 حواله داده شد.
در 27 می 2006 زیدان در پیروزی 1-0 تیمش مقابل مکزیک نقش داشت و صدمین بازی ملی خود را در این بازی انجام داد. با این حساب او در کنار مارسل دسایی, دیدیه دشان و لیلیان تورام به یکی از تنها چهار بازیکنی بدل گشت که بیش از صدبار برای فرانسه به میدان آمدهاند.
جام جهانی 2006
زیدان در جام جهانی 2006 برای سومین جام پیاپی در ترکیب تیم ملی فرانسه ظاهر شد و این بار بازوبند کاپیتانی را به دست داشت. او در هر دو بازی اول, مقابل سوئیس و کره جنوبی, کارت زرد گرفت و از بازی سوم محروم شد. در یک هشتم نهایی, مقابل اسپانیا, او به ترکیب تیم بازگشت و با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در صعود تیمش به یک چهارم نهایی داشت.
در یک چهارم نهایی, فرانسه در بازی حساسی مقابل برزیل, مدافع عنوان قهرمانی, قرار گرفت. این تکرار فینال جام جهانی 1998 بود. زیدان در این بازی, برای اولین بار در تاریخ فوتبال خود, به تیری هانری پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پیروز بازی شود و به نیمه نهایی صعود کند. زیدان به عنوان بهترین بازیکن این دیدار انتخاب شد.
چهار روز بعد, فرانسه در نیمه نهایی مقابل پرتغال به میدان رفت تا زیدان از روی نقطه پنالتی دروازهی ریکاردو را باز کند و فرانسه به فینال راه پیدا کند.
در 9 ژولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقهی 7 از روی نقطهی پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازیکنی باشد که تا بحال در دو فینال جام جهانی گل زدهاند. بازی در وقت معمولی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافهی اول با ضربهی سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربهی او را مهار کرد. دقیقهی 110 این بازی, که میرفت آخرین بازی زیدان باشد, به یکی از جنجالیترین صحنههای تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. در طی این صحنه (که در پایین شرح داده شده است) زیدان اخراج شد و نتیجتا در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه روی غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجهی 5-3 مغلوب و حذف شد.
با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال, او عنوان بهترین بازیکن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بینظیرش کامل شده باشد.
درگیری با مارکو ماتراتزی در فینال
در دقیقهی 110 بازی فینال, زیدان در صحنهای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. زمینهی این درگیری کلماتی بود که ماتراتزی به زیدان گفته بود (در پایین توضیح داده شده است). داور بازی, هوراشیو الیزوندو, این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شود. او بازوبند کاپیتانی را به ویلی سانیول سپرد (تا او آن را به بازوی فابین بارتز ببندد) و از زمین خارج شد.
علت درگیری
پس از پایان بازی تحقیقات و لبخوانیهای وسیعی برای مشخص شدن علت درگیری و کلمات تحریککنندهی ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری میگفتند ماتراتزی با توهینی راسیستی زیدان را به "تروریست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این را رد کردند. ماتراتزی ادعا کرد که توهینی که به زیدان کرده است بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است.
سه روز پس از بازی زیدان در دو مصاحبهی تلویزیونی در این مورد شرکت کرد. او در این مصاحبهها اعلام کرد که ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده است و ضمن معذرتخواهی, اعلام کرد که از کاری که کرده پشیمان نیست. او در ضمن هرگونه توهینهای راسیستی از سوی ماتراتزی را غیرواقعی و محصول جنجال نشریات و رسانهها دانست.
افتخارات
جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)
جام ملتهای اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)
جام باشگاههای اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)
لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)
لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)
جام بینقارهای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)
سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)
جایزهها و افتخارت شخصی
سه بار بهترین بازیکن سال جهان از سوی فیفا (در 1998, 2000 و 2003)
یک بار بهترین بازیکن سال اروپا (توپ طلایی) از مجلهی "فرنس فوتبال" (در 1998)
یک بار باارزشترین بازیکن جام باشگاههای اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)
یک بار بهترین بازیکن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)
بهترین بازیکن نیمقرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)
شوالیهی لژدواونور از 1998
حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004
زندگی شخصی
زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوانترین فرزند خانوادهی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگتر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسبشان به روستایی در الجزایر برمیگشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا میکرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیدهاند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را میتوان "مسلمان اسمی" نامید.
زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیاییالاصل, ازدواج کرد. آنها چهار فرزند به نامهای انزو (زادهی 24 مارس 1995), لوکا (زادهی 13 می 1998), تئو (زادهی 18 می 2002) و الیاس (زادهی 26 دسامبر 2005) دارند.
متفرقه
زیدان 185 سانتیمتر قد دارد.
زیدان هنگام انتقال از یوونتوس به رئال مادرید با قیمت 47 میلیون پاوند لقب "گرانترین بازیکن تاریخ فوتبال تا آن هنگام" را به دست آورد.
34امین تولد زیدان مصادف با آخرین بازی فرانسه در مرحلهی گروهی جام جهانی 2006 مقابل توگو بود. اما زیدان این بازی را به علت دریافت دو کارت زرد در دو بازی قبلی از دست داد. بهر صورت فرانسه در غیاب او نیز موفق به به پیروزی 2-0 شد و به مرحلهی بعدی راه یافت.
زیدان دقیقا چهار سال از پاتریک ویرا که در 23 ژوئن 1976 به دنیا آمده بزرگتر است.
زیدان با شرکتهایی همچون لگو, آدیداس, کریستیان دیور, ژنرالی, فرانس تلهکوم, اورنج, آئودی و فورد همکاری تبلیغاتی داشته است و از ثروتمندترین ورزشکاران جهان بوده است.
زندگینامه امانوئل آدبایور:
شِی امانوئل آدبایور متولد 26 فوریه 1984 در لومه کشور توگو است.امانوئل زندگی فوتبالی اش را از زمین تمرینی در لومه آغاز کرد.در سن 15 سالگی مورد توجه باشگاه متز فرانسه قرار گرفت و وی بدون معطلی بسوی فوتبال حرفه ای در فرانسه حرکت کرد.وی در اولین فصل حضورش در تیم متز دو گل از 9 بازی ای که برای این تیم انجام داد را به ثمر رساند. در فصل بعد حضورش در این تیم 17 گل از 35 بازی ای که برای این تیم فرانسوی به میدان رفت را به ثمر رساند تا نظر باشگاه های بزرگی همچون یوونتوس و آرسنال را به خود جلب کند.اما تیم موناکوی فرانسه با او به توافق رسید.وی در سال فصل 2004-2003 به موناکو پیوست و با انجام 17 بازی در لیگ 7 گل و در جام باشگاه های اروپا با انجام 10 بازی دو گل به ثمر رساند و به این تیم کمک کرد تا به فینال این بازی ها راه پیدا کند.
سرانجام باشگاه آرسنال حضور امانوئل را در لیگ برتر انگلیس محقق کرد و در 13 ژانویه 2006 با قرارداد 7 میلیون یورویی او را به خدمت گرفت و شماره 25 را که سال های پیشتر بر تن نوآنکه کانو بود را به او داد.وقتیکه با او مصاحبه کردند وی گفت که کانو الگوی من بود به همین خاطر شماره ی او گرفتم.وی همچنین مانند کانو شماره ی 4 را در تیم ملی توگو به تن می کند.این دو بازیکن همچنین شباهت شگفت انگیزی هم از نظر قیافه و هم فیزیک بدنی نسبت بهم دارند!
اولین حضور آدبایور در لیگ برتر انگلیس در ترکیب آرسنال بر می گردد به 4 فوریه 2006 در برابر بیرمنگام که بعد از 21 دقیقه حضور اولین گل خود را نیز به ثمر رساند و آرسنال توانست آن بازی را با حساب 2 بر 0 به سود خود به پایان برساند.امانوئل در اولین فصل حضورش در آرسنال با انجام 10 بازی 4 گل برای این تیم به ثمر رساند.در فصل 2007-2006
با مصدومیت تیری آنری فرصت مناسبی برای فیکس بازی کردن او در تیم آرسنال فراهم شد که گل سر سبد این فیکس شدن گلزنی در برابر منچستر یونایتد در زمین اولد ترافورد شهر منچستر بود که آرسنال با همان تک گل بازی را برد و در ذهن هواداران تیم آرسنال نام او را به یاد ماندنی کرد.
اما بیشترین درخشش امانوئل مربوط می شود به فصل جاری که با گل های او آرسنال پیش می رود و اولین گلزن آرسنال محسوب می شود و نبود تیری آنری را در این تیم کاملاً کمرنگ کرده است.وی در سال 2007 یکی از کاندیدهای بهترین بازیکن قاره ی آفریقا بود.امانوئل با سن و سال پایین آینده ای از این درخشانتر را دنبال می کند.و مطمئناً بعد ها از او بیشتر خواهید شنید.
آدبائور در تیم ملی توگو
آدبائور علاوه بر اینکه در باشگاه هایش موفق بوده ، در تیم ملی کشورش نیز اینگونه بوده است.بطوریکه در حضور تیم توگو در جام جهانی 2006 نقشه عمده ای را بر عهده داشته است و با 11 گل در مرحله ی مقدماتی برای حضور به جام جهانی ، این تیم را عازم این بازی ها کرد.اگرچه تیم توگو نتوانست جواز حضور در مرحله ی بعد از گروهی جام جهانی را کسب کند، اما حضور کشور ناشناخته ای مانند توگو در جام جهانی کار بزرگی است.
باشگاهها:گرمیوی برزیل(از ابتدای فوتبال تا2001 پاریسن زرمن فرانسه2001-2003)بارسلونا(2003تا کنون)
افتخارات:قهرمان جام جهانی 2002 قهرمان جام کنفدراسیونها2005 بهترین بازیکن جهان در سالهای 2004 2005 بهترین بازیکناروپا در سال 2005 دو قهرمانی لالیگا و سوپرجام اسپانیا قهرمان جام باشگاههای اروپا در سال 2005 اقای گل جام کنفدراسیونهای2001 قهرمانیجوانان زیر 17سال جهان در1997 و اقای گل ان مسابقات و000
دیگو ارماندو مارادونا او را جانشین خود میداند0کارکا او را مرجع یک فوتبالیست کامل معرفی میکند0روماریو او را دومین بازیکن تاریخ فوتبال کشورش میداند0او کسی جز رونالدو ده اسیس موریرا ملقب به رونالدینهو نیست0
وقتی که والدین اوخوآئو و میخلینا به خاطر پیدا کردن کار به شهر پورته الگیره در جنوب برزیل مهاجرت کردند او متولد شد0پدر او جوشکار بود و مدتی نیز به عنوان خدمتکار در ورزشگاه گرمیو کار می کرد0 در ان زمان چند باشگاه ایتالیایی خوهان به خدمت گرفتن برادر رونالدینهو بودند.اما باشگاه به وی اجازه جدایی نداد0به همین دلیل مسئولان باشگاه برای انکه به نوعی از خانواده رونالدینهو دلجویی کنند به اجاره استخر منزل شخصی این خانواده پرداختند و پول خوبی بابت اجاره این استخر به پدر رونالدینهو می پرداختند0اما پدر رونالدینهو در همین استخر غرق شد و خانواده اش را غرق در عزا و ماتم کرد0رونالدینهو هنوز هم صحنه مرگ پدرش را در ذهنش دارد و هر وقت که گل می زند به اسمان نگاه میکند وبه پدرش درود می فرستد0وی می گوید((بزرگ ترین حسرت من این است که به چه دلیل پدرم زنده نیست تا اینکه شاهد موفقیت هایم باشد0))
در دوران کودکی فوتبال و هیجان ان را با هیچ چیز عوض نم یکرد0گاهی به خاطر فوتبال مدرسه هم نمی رفت0در واقع پسر بچه شیطانی که همواره در خانه خود با سگش فوتبال بازی میکرد0و به دلیل شکستن اسباب و اثاثیه خانه از مادرش کتک میخورد سرانجام موفق شد خود را به عنوان یکی از بهترین بازیکنان فوتبال اروپا معرفی کند آنهم در شرایطی که پیش از ان همراه با تیم ملی فوتبال برزیل قهرمان جهان شده بود0در کنار نوجوانان گرمیو پیشرفت سریعی داشت و با اصول و منطق فوتبال اشنا شد0در سال 1997پیراهن تیم ملی جوانان برزیل را در مسابقات جام جهانی زیر 17 سالدر مصر بر تن کرد و با این تیمبه عنوان قهرمانی و اقای گلی مسابقات دست یافت0
در سال 1999 اولین بازی حرفه ای خود را برای گرمیو انجام داد و مورد توجه مربیان و تیم بزرگسالان قرار گرفت0در سال1999اولین بازی ملی خود را برابر لیتوانی انجام داد ودر کوپا امریکا اولین گل ملی خود را برابر پاراگوئه به ثمر رساند0ولی طولی نکشید که اینتر میلان بارسلونا میلان رئال...در صف اول مشتریان این برزیلی ایستادند0اما مسئولان گرمیو حاضر به از دست دادن او نبودند.در سال 2001به یک باره به پاریسن ﮋرمن پیوست0و در اولین حضورش در پاریس 9 گل به ثمر رساند اما در لیگ فرانسه به مقامی بهتر از چهارمی دست نیافت در سال 2002 برای اولین بار در جام جهانی حضور یافت وبا برزیل قهرمان جهان شد0 پس از جام جهانی از باشگاه های بزرگ اروپایی پیشنهاداتی داشت اما تیم پاریسن ﮋرمن به فروش وی فکر نمی کرد0پس از انکه در فصل 2003-2002پاریسن ﮋرمن به مقام یازدهم دست یافت تصمیم به ترک فرانسه گرفت0از بین سه پیشنهاد بزرگ رئال مادرید,منچستر یونایتد,وبارسلونا سومی را انتخاب کرد;در حالی که رئال مادرید8/5میلیون پوند و منچستر 3/5 میلیون پوند بیشتر می پرداختند,اما عشق به بارسلونا او را با حقوق هفتگی57000پوند(قابل افزایش تا 100000پوند)راهی نیو کمپ کرد0در نیم فصل اول حضورش در بارسلونا بحران زده به مقامی بهتر از دوازدهم نرسید;اماتیم متحول شده بارسلونا در پایان فصل به مقام نایب قهرمانی لالیگا رسید0دو قهرمانی لالیگا در فصل های بعد برای او و هم تیمی هایش جبران ناکامی در فرانسه بود0
کاکا
نام:ریکاردو ایزکسون داس سانتوس لیته
کشور:برزیل
تولد:22اوریل1982
قد:183سانتی متر
وزن:73کیلوگرم
پست:هافبک تهاجمی(راست پا)
کاکا این روزها دست کم به لحاظ تبلیغاتی مانند سایر هموطنانش تحت الشعاع رونالدینهو قرار دارد اما به لحاظ فنی قابلیت های برتر ومتفاوتی رادارد
وبا دو سال جوانتر بودن از رونالدینهو شاید اینده ای طولانی تر را هم نسبت به او داشته باشد0وقتی باشگاه میلان ایتالیا با زرنگی خاصی وی را از لیگ برزیل و باشگاه سائوپائولو جدا کرد و به نزد خود اورد بازی این تیم نیز قوی تر و سرنوشتش هم هم روشنتر شده است و اگر شوچنکو جایزه توپ طلا را در سال 2004 برد یک دلیل ان تغزیه شدن به بهترین شکل توسط کاکا است0او اکنون قلب تپنده خط میانی روسونری است0جوانی که با درخششخود اسطوره هایی چون ریوالدو و روی کاستا را به حاشیه برد و بر قله موفقیت ایستاد0بی تردید پس از اندری شوچنکو کاکا بهترین خرید میلان در ده سال اخیر بوده است0
حرف های کاکا
((برادر کوچکم نمی توانست اسمم یعنی ریکاردو را به زبان اورد0پس تصمیم گرفت مرا به نام کاکا بخواند0از ان به بعد همواره مرا کاکا می نامند!))
گمان میکنم این تقدیر و لطف خداوند بود که سرنوشت مرا در میلان رقم زد0مسابقات لیگ برزیل چندان مورد توجه رسانه ها و تلویزیون قرار نمی گرفت در میلان توانستم خود را جهانی کنم0فوتبال برای من سرگرمی شادی و نظم است!گاهی مردم خیلی به خصیصه ملی سان پایبند نیستند بازیکنان برزیلی بسیاری را می شناسم که نظم تیمی را جزئی از اصول فوتبال می خونند وبسیاری اروپایی تر از اروپایی ها بازی می کنند0در گزشته امسال دونگا فالکائو و رای وجود داشتند وامروز امرسون ایده ال ترین فرد برای این مثال است0وقتی به میلان امدم برخی معتقد بودند دوباره همان داستان همیشگی تکرار خوهد شد0یک برزیلی دیگر و با تکنیکی دیوانه وار که به فوتبال تنها به یک بازی نمایشی مینگرد0برزیلی که تنها دریبل میکند و کمتر خود را عضوی از مجموعه می پندارد0سپس ادعا کردند من برای بازی در یکی از سخت ترین لیگ های دنیا بسیار کم تجربه هستم0اما حالا اینجا نشسته ام0به عنوان یک مرد موفق...و به کسانی که به سن پایین من خورده می گرفتند می گویم:مرا ببینند!من حالا کسی هستم که از داشتن مسئولیت های فراوان لذت می برم0
یوفا: پیرلو در سال های 1998-1994 و سال 2001 (به صورت قرضی) برای تیم برشا و در سالهای 1999-1998 وسال 2000 برای تیم اینتر بازی کرده است . وی همچنین در فصل 2000-1999 برای تیم رجینا (به صورت قرضی) بازی می کرد و از سال 2001 به تیم آث میلان منتقل شد و هم اکنون نیز در این تیم توپ می زند.
او به همراه این تیم یک مرتبه موفق به فتح اسکودتو شد. وی همچنین به همراه تیم میلان یکبار قهرمان جام باشگاه های اروپا شد. او برای تیم ملی ایتالیا در مسابقات یورو 2004 و در المپیک تابستانی سال 2000 بازی کرد و به همراه این تیم در سال 2000 موفق به کسب مدال برنز فوتبال مردان المپیک آتن گشت .
هم اکنون پیرلو یکی از بهترین هافبک های حال حاضر جهان به خصوص در سری آ به شمار می رود .
او دارای استعدادی فوق العاده در دادن پاسهای دقیق است . از دیگر تواناییهای این بازیکن می توان خلاقیت بالا و دادن پاسهای در عمق زیبا نام برد . در تیم میلان ، پیرلو مرکز تیم است و بازیکنان این تیم گرداگرد توانایی های او در ضمینه های مختلف مانند بازی خوانی و کنترل کردن بازی قرار دادند . پیرلو همچنین متخصص توپ های مرده نامیده می شود . او اولین گزینه برای زدن ضربات آزاد و کرنرها می باشد . پیرلو شگردی جدید برای زدن ضربات آزاد مرسوم کرد به این ترتیب که او با استفاده از آرایش مخصوصی که به سه انگشت بیرونی پای خود برای زدن ضربات آزاد میدهد توانسته است با رکورد بیشترین گل از ضربات آزادی را که بازیکنان میلان از اول تاسیس این باشگاه تا هم اکنون در نیم فصل اول زده اند تساوی کند(چهار گل در نیم فصل اول) به طوری که فقط دو نفر توانسته اند با این رکورد تساوی کنند( دیمیتری آلبرتینی 3بار و فرانک ریکارد 1 بار ).
تکنیک فوتبال بازی کردن این بازیکن واقعا بی همتاست و کیفیت بازی این بازیکن هیچ گونه محدودیتی برای مربی این تیم باقی نگذاشته است. . با این وجود چون در میلان بازیکنی مانند پیرلو از نظر خصوصیات تدافعی وجود ندارد وتنها کسانی که می توانند در میلان در پست او بازی کنند ( گتوزو و سیدورف) دارای خصوصیات لازم یک هافبک تدافعی خلاق نیستند پیرلو به ناچار در این پست بازی می کند .
پیرلو در جام جهانی 2006 آلمان یکی از مهره های اصلی این تیم به شمار می رود.
دورنمای خانوادگی
آندره آ پیرلو متولد یک خانواده ی ثروتمند است و پدر او دارای دو مرکز بزرگ ذوب آهن می باشد.از آنجایی که خانواده پیرلو عاشق بازی فوتبال هستند آندره آ را در بازی فوتبال پشتیبانی می کردند.البته اونها هیچ وقت چیزهایی رو که پیرلو دوست نداشت به او تحمیل نمی کردند.پیرلو دارای یک برادر می باشد که 3 سال از او بزرگتر است و در تیم برشا توپ می زند وی همچنین خواهری دارد که 10 سال از او جوانتر است .
خانواده: یک برادر به نام ایوان که از او سه سال بزرگتر است. و یک خواهر که از او ده سال جوانتر است.همسری به نام دبروآ و پسری به نام نیکولا
نخستین بازی برای تیم ملی ایتالیا : بازی مقابل آذربایجان
زندگینامه ادگار داویدز:
ادگار داویدز در 13 مارس 1973 در پاراماریبو واقع در کشور سورینام متولد شد. که با گرفتن تابعیت کشور هلند برای این کشور به میدان مسابقات ملی حاضر می شد. پست ادگار داویدز هافبک وسط هست و به خاطر اخلاق تند و بازی فیزیکی و خشن معروف هست. همچنین قد کوتاهی هم داره که حدود 170 سانتی متر هست. (فکر کنم) داویدز از بیماری خاصی به نام گلاوکوما رنج می بره. یعنی به تدریج بینایی خودش رو از دست می ده. glaucoma یعنی "کوری تدریجی"، برای همین داویدز در میادین از عینک های خاص خود استفاده می کنه. از دیگر ویژگی های ظاهری داویدز میشه به مدل موهایش اشاره کرد. مدلی که dreadlocked معروف هست. که مدل موی مذهبی در ادیان بودایی هست. و همچنین در دهه 60 و 70 صلح طلب ها (مخصوصا سیاهانی که خواهان ایجاد رابطه با سفید پوستها بودن) از این مدل مو استفاده می کردن.
قبل از یوونتوس 1991 - 1998
داویدز از سال 91 تا 96 یعنی 5 سال در تیم اژاکس عضویت داشت. همون اژاکس رویایی که شامل بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال هلند بود. و یه عنوان قدرتمند ترین نسل فوتبالی هلند معروف بودن. که الان تعداد کمی از اونا حضور در میادین حرفه ای رو دارن. او برای این تیم 106 بازی کرد که موفق به زدن 20 گل شد. با این تیم هلندی که در اون زمان یکی از بهترین تیم های اروپا بود توانست 1 بار dutch cup، 3 بار dutch supercup و 3 بار هم ductch eredivisie رو در هلند و جام یوفا، جام قهرمانی باشگاه های جهان، سوپرکاپ اروپا و لیگ قهرمانان اروپا رو هرکدام یک بار فتح کنه ... در سال 96 از هلند به کشور ایتالیا امد. و به شهر الوده میلان رفت و به عضویت تیم اث میلان در امد. و تا سال 98 برای این تیم بازی کرد. که هیچ عنوانی رو نتونست کسب کنه. و در طی 15 بازی که برای این تیم انجام داد ۱ گل به ثمر رساند
یوونتوس 1998 - 2004
داویدز در سال 98 از میلان به تورینو امد و با یوونتوس قرارداد بست. در این تیم داویدز به افتخارات داخلی بسیاری دست یافت که شامل 3 قهرمانی سری آ، و 2 قهرمانی سوپرکاپ ایتالیا بودن. داویدز در یوونتوس به "گاو میدان" معروف شد. اونم بخاطر بازی های فیزیکی و درگیرانه اش. همچنین به حضور در کارهای تبلیغاتی هم داشت. در تبلیغات شرکت نایک خیلی فعال بود. و در تبلیغی که می خواستن توپ بدزدن (دیدید همتون. همون که موهاش گیر می کنه به لیزر ) با دریافت بیشترین مبلغ میان بازیکنای حاضر در تبلیغ به عنوان کاراکتر اصلی بازی کرد. همچنین عکس او در روی جلد بازی فیفا 2003 هم بود. در سال 2001 در تست فیفا به علت مثبت اعلام شدن انابولیک استریود در خونش با محرومیتی مواجه شد. داویدز در 142 بازی برای یووه 8 گل به ثمر رساند. همچنین در سال 98 هم به تیم ملی هلند دعوت شد که با این تیم به مقام چهارم دست یافت. گل فوق العاده او به ارژانتین هم فراموش نشدنی هست ...
این از خودم: تقریبا زمانی که من شروع به پی گیری بازی های یووه شدم زمانی بود که داویدز هم به یووه پیوست. برای همین بیشتر بازی هایش رو دیدم. و در کل این دوران قشنگترین لحظه ای که ازش بخاطر دارم (در بازی رئال - یوونتوس در دل الپی که 3-1 یووه برنده شد) اون صحنه ای بود که زیدان و هیرو و دو نفر دیگه رو یکجا دریبل زد ... خیلی قشنگ بود.
بعد از یوونتوس 2004 - ...
بعد از ماجرای محرومیت داویدز به طور قرض الحسنه به تیم بارسلونا پیوست. اونجا هم کارنامه ای مشابه زمان بازی اش در میلان داشت. و در 18 بازی برای این تیم 1 گل هم زد. در اواخر سال 2004 دوباره به ایتالیا برگشت ولی این دفعه به تیم الوده دیگر میلانی یهنی اینتر پیوست. قراردادی سه ساله امضا کرد که فقط یک سال از سه سال رو در این تیم ماند. و در 19 بازی 0 گل هم به ثمر رسوند. * بنابراین داویدز در دو باشگاه اینتر و میلان هیچ گلی به ثمر نرسوند* در سال 2005 به تیم تاتنهام انگستان رفت و در 44 بازی 1 گل زد. و امسال هم به نقطه اول خودش یعنی اژاکس رسید.
زندگینامه ساموئل اتوئو :
ساموئل اتوئو يكي از بچه شير هاي دسته ي مخوف و شگفتي ساز فوتبال آفريقا واز نمونه هاي تكامل يافته و درجه يك كامروني هاي شيفته و مستعد اين ورزش است.مهاجم مشهور و پرطرفدار تيم بارسلونا با ركورد كسب عنوان سومين بازيكن برتر فوتبال جهان در سال2005.كسب عنوان بهترين بازيكن سال آفريقا در دو سال پياپي 2003.2004و همچنين جوانترين بازيكن جام جهاني 1998(فرانسه) با سن 17 سال و فاتح جام ملت هاي آفريقا در سالهاي 2000.2002 با مدال طلاي المپيك تابستاني سال 2000كه در واقع از آغاز حرفه اي و درخشش در عرصه فوتبال و طي نزديك يك دهه ي گذشته با تيم ملي كامرون همراه و در كسب موفقيت هاي آن سهيم بوده است.
نكته ي جالب كشف و انتقال او به اروپا توسط باشگاه پر ستاره ي رئال مادريد است در حالي كه طي 6 سال تحت قرارداد با اين تيم فقط در 3 بازي ليگ حضور يافته و 9 گل زده است كه اين يك ركورد رويايي براي يك بازيكن است كه در اين مدت بيشتر به صورت بازيكن قرضي گذرانده است. اين ماجرا و حواشي آن تيم ملي كامرون و هموطنان متعصب .رفتار تهاجمي او .دردسرهاي برخورد نژادپرستانه . زندگي خصوصي و فرمانروايي همسر.شايعات مربوط به رد كردن پيشنهاد چلسي و ترس از انگليسي ها يا خرافات زنانه درباره ي مورينيو ي جادوگر و ضيافت هاي بارسلونا و هتل هاي لوكس و شام خوردن با زاغه نشينان و رقصيدن با مردم كوچه و خيابان هاي جنوب شهر . در زندگي اين بچه شير به چشم مي خورد.
شانزدهمين و هفدهمين گل ها ي اتوئو در دقايق 38و57 بازي با سلتاويگو به ثمر رسيد تا ركورد حيرت انگيز 17 گل در 17 بازي در آن فصل در كارنامه اش ثبت شد و از سوي ديگر سيزدهمين پيروزي متوالي بارسلونا با سهم استثنايي اين شير كامروني رقبا را به وحشت اندازد. اتوئو چنان نمايان و خيره كننده بود كه در 15سالگي شانس جهش به اروپا و قرارداد رويايي با رئال مادريد را تجربه كند و آنقدر گيج و هيجان زده و البته كم سن و سال بود كه در فرودگاه پارما بدون اينكه كسي او را بياورد پرواز اشتباهي را انتخاب كرد . در اوج نا اميدي سراغ اولين آفريقايي تيره پوستي كه ديد ,دويد و كمك خواست و مرد غريبه او را به زمين رئال مادريد هدايت كرد.خودش مي گويد كه آنقدر بهت زده و هراسان شده بود كه مي خواست گريه كند و حتي فراموش كرد نام يا آدرس ناجي خود را بپرسد .او به رئال مايوركا قرض داده شد و طي سالها فقط نام و قرار داد رئال مادريد را داشت.در مايوركا به جام كينگز دست يافت و براي خودش تجربه و جسارت كسب مي كرد.شانس هنر نمايي در تيم كهكشاني رئال مادريد هرگز نصيب او نشد. و به عنوان مهاجم خارجي نمي توانست بر نفوذ و شهرت غول هايي مانند رائول و رونالدو در خط حمله تيم غلبه كند پس قرارداد 24 ميليون يورويي انتقال به بارسلونا ,سرزمين كاتالانها رقيب ديرينه ي رئالي ها برايش حكم رهايي بود. عنوان قهرماني لاليگا در دو سال پياپي 2004.2005و گلزن برتر تيم با24گل شروع كار بود. او حالا پس از هم تيمي اش رونالدينهو و ستاره ي چلسي فرانك لمپارد عنوان سوم جايزه ي بهترين بازيكن سال فيفا در سال2005را به خود اختصاص داده و با غرور در مراسم با شكوه اهداي جوايز و كنفرانس مطبوعاتي با كت و شلوار گران قيمت خود در روبروي دوربينها قرار گرفت. اين همان جوان سر گردان در فرودگاه است كه آدرس رئال را مي پرسيد و آرزوي بودن در خط حمله ي رئال مادريد در كنار رونالدو راداشت حالا در كنار رونالدينهو پله ي مرواريد سياه جهان و بزرگان ديگر بارسا كسب عناوين ميكند و به رئال مي فهماند كه باز ي ندادن به اين شير گرسنه به ضرر اين تيم تمام شد. او كسي است كه دو سال پاپي است چلسي به دنبال ساقهاي خستگي ناپذيرش است و امسال هم دوباره پيشنهاد رويايي قرار داد اين تيم را براي فصل بعد رد كرد.و گفت: پيشنهاد چلسي سخاوتمندانه و عالي بود اما پول خوشبختي نمي آورد. البته بعدا معلوم شد كه به خاطر همسرش اين پاسخ را داده است. او در بازي نخست توانست انتقام بارسا را از شن هاي آبي با گل خود بگيرد. او با بارسلونا يك فصل ديگر تمديد كرد تو دستمزد خود را از 2.8ميليون دلار به 5.3 ميليون دلار رساند. او آنقدر در جمع آبي و اناري پوشان محبوب شده كه خوان لا پورتا رييس باشگاه بارسلونا حالا مدعي است كه او را با تمام پولهاي دنيا عوض نمي كند.اتوئو در انتظار گرفتن دو جام در امسال است يكي جام اسپانيا و ديگري جام باشگاههاي اروپاست. او در مصاحبه اي جسورانه گفت كه:من به خوشگلي بكام نيستم اما فوتباليست بهتري هستم. اين تا حدي به دلخوري و احساس رقابت او نسبت به ستاره هاي رئال و اصولا اين باشگاه مشهور و تيم كهكشاني سوپر استارهاي مغرور و افاده اي آن مربوط ميشود به هرحال آنها هرگز قدر او را ندانستند مگر وقتي كه تيم هاي اروپايي براي جذب او به رقابت پرداختند و ميليونها دلار را وسط گذاشتند و رئال پشيمان براي باز خريد او تلاش كرد اما او ديگر به آنجا باز نمي گردد.بهترين تمركز در زمين .كنترل توپ و قدر ت سريع در تصميم گيري پشتوانه وي در گلزني به تيمهاي بزرگ است.
زندگینامه پیتر چک:
پیتر چک متولد 20 مِی 1982 در پِلِزن جمهوری چک دارای 197 سانتیمتر قد و پستش دروازبان است.فوتبالش را از تیم ویکتوریا پلزن آغاز کرد اما نه در پست دروازبان بلکه در پست هافبک و فوروارد!
از وقتیکه پایش در سن 10 سالگی شکست ، وی پس از بهبود گاه گاه در درون دروازه می ایستاد و کم کم به این پست علاقمند شد.در سن 17 سالگی وی به تیم چِمل بِلسانی در سال 1999 با یک قرارداد رسمی ملحق شد ولی نتوانست در این تیم موفق باشد.بعد از انجام 27 بازی در 2 فصل ، باشگاه آ.ث. اسپارتا پراگ یکی از تیم هایی بود که استعداد پیتر چک را به عنوان یک بازیکن کم سن و سال قبول داشت و با پیشنهاد بالای 700 هزار یورویی برای یک دروازبان با وی قرارداد بست.وی پس از پیوستن به این تیم به سرعت درخشید و فصل بسیار موفقی را با این تیم طی نمود.وی توانست در آن سال رکورد 855 دقیقه بدون خوردن گل را ثبت کند.همچنین درخشش وی در بازی های جام باشگاه های اروپا با این تیم سبب شد که وی مورد توجه باشگاه های بزرگ قرار گیرد.اما وی با تیم رِن فرانسه به نوافق رسید و قرارداد 5 میلیون یورویی را با این تیم امضا کرد که یک مبلغ گزاف برای یک دروازبان در سال 2002 بود.
مسلماً رِن تیم بزرگی در فرانسه نبود ولی به عنوان تجربه در تیمی خارج از کشورش و همچنین به عنوان سکوی پرتابی برای ستاره شدن اش دارای اهمیت بود.بعد از 2 سال در تابستان 2004 وی با قرارداد 10 میلیون یورویی جایگزین کارلو کودیچینی ای شد که در چلسی خوب کار نمیکرد و مسئولین این تیم را ملزم به آوردن دروازبان جایگزین کرده بود تا هم در درون دروازه گزینه ی مناسبی داشته باشد و هم با ایجاد حس رقابت ، انگیزه ی کودیچینی را هم بالا ببرند.پیتر چک خیلی زود و به خوبی توانست جای کودیچی را پر کند و مورد تشویق طرفداران چلسی واقع شود.وی با استفاده از این فرصتی که به وی داده شده بود به جهان نشان داد که چه می تواند بکند.وی همچنین در لیگ انگلیس هم رکورد ثبت کرد و توانست 1025 دقیقه دروازه ی خود را بسته نگه دارد. اوضاع برای پیتر چک داشت خوب پیش میرفت تا اینکه وی در یک مصدومیت شدید از ناحیه جمجمه آسیب دید و مدت ها از میادین دور بود.وی بعد از بهبودی با کلاه مخصوصی به فوتبالش ادامه داد.
پیتر چک هم اکنون اگر بهترین دروازبان دنیا نباشد بین 3 دروازبان برتر جهان به حساب می آید و بسیاری از تیم ها آرزوی داشتن چنین دروازبانی را دارند.
افتخارات پیتر چک
بهترین دروازبان اروپا در رده ی سنی امید همراه با تیم چک در سال 2002
بهترین دروازبان لیگ انگلیس در سال 2005
قهرمانی با تیم چلسی در لیگ برتر انگلیس در فصل های 2004-2005 و 2005-2006
قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال 2005-2006
قهرمانی جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2007
قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2006-2007
و ...
زندگینامه یحیی توره:
یحیی توره متولد 13 مِی 1983 در ساحل عاج دارای 187 سانتیمتر قد و 78 کیلوگرم وزن است.یحیی توره برادر کوچک حبیب توره ای است که در آرسنال بازی می کند.وی همچنین برادر کوچکتری به نام ابراهیم توره دارد که در نیس بازی می کند.توره فوتبال اش را در سال 1996 در آکادمی جوانان میموساس آغاز کرد.دو سال بعد به باشگاه کا.اس.کا بِوِرن بلژیک پیوست و تا سال 2003 در این تیم ماند.در سال 2003 بطور قرضی به باشگاه متالورگ دونسک اوکراین پیوست.پس پایان مدت قراداد دوباره در همان سال به باشگاه سابق یعنی بورن بلژِک بازگشت.اما باشگاه متالبورگ اوکراین دست بردار او نبود و دوباره برای فصل 2005-2004 او را به خدمت گرفت.یک سال بعد به باشگاه المپیاکوس پیوست و یک فصل در این تیم ماند.در این تیم بود که وی به عنوان یکی از جوانان آینده دار از شبکه یورو اسپورت انتخاب شد و همچنین لقب پاتریک ویرا جدید توسط برادرش حبیب به او داده شد.در آن سال باشگاه های بسیاری نظیر المپیک لیون ، منچستر یونایتد ، چلسی ، بارسلونا ، اورتون و آ.ث میلان خواهان وی شدند ولی خود او تمایل داشت تا در کنار برادرش حبیب در آرسنال بازی کند. به همین خاطر در سال 2005 به باشگاه آرسنال برای یک دوره تست رفت اما آرسنالی ها بازی او را نپسندیدند!
در ژانویه 2006 وی از آرسنال بیرون آمد و باشگاه المپیاکوس نیز او را نپذیرفت و و تا تابستان آن سال منتظر باشگاهی بود که به آن بپیوندد.سرانجام وی در 15 آگوست 2006 به باشگاه آ.اس موناکو پوست و یک فصل در این تیم ماند تا تجربه جدید را در لیگ دست اول فرانسه ملقب به لوشامپیونه داشته باشد.توره به عنوان یک هافبک وسط به دلیل فیزیک مناسب بدنی اش و حفظ توپی بالا بازی می کرد.وی 24 بازی برای موناکو انجام داد و 5 گل زد و 2 کارت زرد و 1 کارت قرمز گرفت.
در 26 ژوئن سال 2007 یحیی با قراردادی 10 میلیون دلاری (حدوداً 6.7 میلیون یورویی) به باشگاه بزرگ بارسلونا پیوست و تجربه ای جدید را در لالیگای اسپانیا آغاز کرد تا در کنار بازیکنان بزرگی همچون رونالینهو ، اتوو ، آنری ، پویول و ... بازی کند.او به دلیل اینکه در باشگاه بورن بلژیک شماره پیراهن 17 را می پوشید همین شماره را تقاضا کرد اما بدلیل اینکه این شماره بر تن جیوانی دوسانتوز بود و شماره 24 را که اینیستا دیگر بر تن نمی کرد را پذیرفت.
در بازی دوستانه ای که بارسلونا در سال 2007 در برابر اینتر انجام داد وی توانست اولین گل خود را به ثمر برساند.اما اولین گل خود در رقابت های لالیگا را در 2 سپتامبر در برابر اتلتیکو بیلبائو به ثمر رساند.
زندگینامه روبینهو
رابسون ده سوزا ملقب به روبینهو متولد 25 ژانویه 1984 در سائو ویسنته برزیل است.وی دارای 172 سانتیمتر قد است و پست وی پشت فوروارد و فوروارد است.او فوتبال حرفه اش را از تیم سانتوس ( همان باشگاهی که در نوجوانان و جوانان این تیم از سال 1996 بازی می کرد) در کمپونیتوی برزیل در سال 2002 آغاز کرد شروع کرد.وی در سال 2003 در زمانی که تیم سانتوس مائوس کننده ظاهر می شد بازی کرد و در آن سال کار خاصی را نتوانست انجام دهد ، اما در فصل بعد در سال 2004 وی با بازی خوب و خیره کننده توانست 21 گل در 36 بازی برای این تیم بزند و ظهور ستاره ای جدید در دنیای فوتبال را ندا دهد.وی در مجموع 98 بازی که برای این تیم انجام داد توانست 40 گل بزند.در همان زمان از باشگاه های بزرگ اروپایی که شامل رئال مادرید ، چلسی ، بایرن مونیخ ، لیورپول و آث میلان بود ، پیشنهاداتی برای وی داده شد. اما باشگاه سانتوس به روبینهو رضایت نامه نداد.
در سال 2004 مادر روبینهو دزدیده شد و دو ماه بعد که آزاد شد ، روبینهو بدون توجه به رضایت نامه از باشگاه سانتوس و بدون توضیحی عمومی در این رابطه تصمیم قطعی برای ترک کشورش گرفت.
در تابستان سال 2005 روبینهو با مبلغ 30 میلیون دلاری به باشگاه رئال مادرید پیوست.وی اولین بازی برای این باشگاه را در برابر کادیز انجام داد.در فصل اول حضورش در این تیم توانست با انجام 37 بازی 8 گل بزند.اما با آغاز فصل 2007-2006 در زمان مربیگری فابیو کاپلو که به او کمتر اعتقاد داشت ، اکثر اوقات بر روی نیمکت می نشست. اما با تمرینات سخت بعد از فصل زمستان خود را به کاپلو تحمیل کرد تا به ترکیب اصلی بازگردد و قهرمانی در این فصل را با تیم رئال مادرید جشن بگیرد.هم اکنون با حضور برن شوستر نیز وی به عنوان یکی از رکن های اصلی رئال مادرید محسوب می شود و نقشه ی عمده ای در پیروزی های رئال مادرید داشت.
او ازابتدای فصل ۲۰۰۹به باشگاه منچستر سیتی رفت.زندگینامه دیمیتار برباتف:
دیمیتار برباتُف متولد 30 ژانویه 1981 در بلاگواِوراد بلغارستان دارای 189 سانتیمتر قد است.وی در خانواده ای تمام ورزشی متولد شد.پدرش یک فوتبالیست حرفه ای بود که در تیم پیرین بلاگواِوراد بازی میکرد و مادرش مارگارتا یه هندبالیست حرفه ای بود.برباتُف فوتبالش را از تیم پدرش که آن زمان در آن به مربیگری می پرداخت ، آغاز کرد.درخشش او بزودی آغاز شد و در سن 17 سالگی به تیم زسکا صوفیه بلغارستان پیوست و جا پای پدرش که سالها پیش در این تیم بازی کرده بود گذاشت.در اولین فصل حضورش با انجام 11 بازی 3 گل برای این تیم به ثمر رساند.اما موفقیتش در این تیم به فصل بعد یعنی فصل 2000-1999 برمیگردد ، فصلی که دیمیتار با انجام 26 بازی 14 گل به ثمر رساند و نقش موثری در قهرمانی زسکا در آن سال داشت.در سال 2001-2000 دیمیتار به طور قرضی به باشگاه بایر لورکوزن پیوست و در یک نیم فصل فقط توانست یک بار در زمین حضور پیدا کند.نیم فصل بعد دیمیتار دوباره به زسکا برگشت و در آن نیم فصل با انجام 11 بازی 9 گل به ثمر رساند.حضور موفق دوباره در زسکا سبب شد که مسئولان بایر لورکوزن دوباره مقدمات حضور دیمیتار را در رقابت های بوندس لیگا فراهم کنند.دیمیتار در فصل 2002-2001 بطور رسمی به این تیم آلمانی پیوست.در آن فصل دیمیتار با انجام 8 بازی توانست 8 گل برای این تیم بزند و همچنین حضور در جام باشگاه های اروپا را در بازی برابر المپیک لیون و طعم گلزنی را در برابر لیورپول بچشد.همچنین وی در بازی فینال جام باشگاه های اروپا نیز در دقیقه 38 که به عنوان بازیکن جانشین بجای توماس بردیچ وارد زمین شد توانست در برابر تیم رئال مادرید به میدان برود که البته آن بازی در پایان با حساب 2 بر یک به نفع تیم رئال مادرید به اتمام رسید.در فصل بعد دیمیتار با انجام 21 بازی 4 گل به ثمر رساند و در همان سال وی کم کم در پست مهاجم به میدان میرفت تا اینکه در سال 2004-2003 با انجام 24 گل 16 گل به ثمر رساند.در فصل بعد نیز وی با انجام 33 بازی 20 گل برای این تیم به ثمر رسانید و کار خود را با بایر لورکوزن به اتمام رسانید.در ماه مِی سال 2006 دیمیتار به لیگ برتر انگلیس نقل مکان کرد و با مبلغ 10.9 میلیون پوندی به تیم تاتنهام پیوست و گرانقیمت ترین بازیکن بلغاری تاریخ فوتبال بلغارستان شد.اولین حضورش در تاتنهام با دوگل همراه بود که این دو گل در ظرف دو دقیقه در برابر بیرمنگام در یک بازی دوستانه به ثمر رسید.وی اولین گل لیگ برتریش را در مقابل شفیلد یونایتد زد.در فصل 2007-2006 وی با انجام 30 بازی 12 گل زد.در 25 فوریه سال 2007 وی تجربه برترین بازیکن میدان را نیز در بُرد 4 بر یک در مقابل بولتون تجربه کرد.هم اکنون وی از چند باشگاه بزرگ جهان مانند چلسی و منچستر یونایتد پیشنهاد دارد.اما شک نکنید که وی بزودی در یکی از باشگاه های بزرگ جهان بازی خواهد کرد.
افتخارات
بهترین بازیکن سال بلغارستان از دید هواداران در سال 2006
عضو تیم منتخب فصل 2007-2006
بهترین بازیکن سال 2007 از دید هواداران باشگاه تاتنهام
قهرمانی در جام حذفی انگلیس در فصل 2008-2007 در مقابل چلسی که با گلزنی او همراه بود
چیزهای دیگر
ول دارای خصوصات آلن شیرر است.
زبان انگلیسی را با دیدن فیلم های پدرخوانده یاد گرفته است!
سرگرمی هایش را با نقاشی و بسکتبال پر می کند.
همچنین وی به عنوان 10 مرد Hot بلغارستان در یک نظرسنجی انتخاب شده است.
زندگینامه فیلیپ لام:
فیلیپ لام متولد 11 نوامبر 1983 در مونیخ آلمان ، فوتبالیستی آلمانی دارای 170 سانتیمتر قد و پست وی دفاع چپ است.فیلیپ فوتبالش را بطور اصولی از تیم دبیرستان بایرن مونیخ آغاز نمود.وی بازیکنی پا راست است و در دوران نوجوانی در دفاع راست بازی میکرد اما در حال حاضر در دفاع چپ بازی میکند و درخشش فوتبالش نیز در همین پست است.وی به دلیل اینکه در کشور آلمان بطور کلی بازیکن چپ پا نادر است مجبور شد تا در سمت چپ بازی کند و در اکثر مواقع وی در موقع سانتر ها توپ را روی پای راست خود آورده و سپس اقدام به سانتر می کند.همچنین در هنگام دریبل دادن نیز او به سمت داخل زمین که ناشی از پا راست بودن تخصصی و است دریبل می کند. اما سرعت فوق العاده ی این بازیکن که حتی او را با ساموئل اتوو و ساویولا مقایسه میکنند ، باعث میشود که این نقص کمتر به چشم بخورد ودر آن پست بازیکن موفقی باشد.او در فصل 2002-2001 اولین فصل حضور خود در تیم بزرگسالان بایرن را در بوندس لیگا تجربه کرد و در مجموع 27 بازی که در آن فصل به میدان رفت توانست دو گل نیز بزند.فصل بعد وی توانست حضور بیشتری داشته باشد و 34 بازی برای این تیم به میدان رفت و در آن سال یک گل زد.از آنجاییکه دفاع چپ اصلی بایرن مونیخ در آن زمان لیزارازو مدافع صاحب نام فرانسوی بود وی برای فصل 2004-2003 و همچنین فصل 2005-2004 به تیم اشتوتگارت بطور قرضی انتقال یافت که در اولین فصل حضورش برای اشتوتگارت با انجام 28 بازی یگ گل و فقط دو کارت زرد گرفت.در دومین فصل حضورش نیز با انجام 19 بازی یک گل و نیز دو کارت زرد دریافت کرد.در ژولای سال 2005 هنگامیکه از مصدومیت رنج می برد به بایرن مونیخ بازگشت و تا ماه دسامبر با مصدومیتش دست و پنجه نرم کرد تا بهبود یافت.وی در فصل 2006-2005 توانست 12 بازی را انجام دهد اما دوباره مصدومیتش گریبان گیر او شد و تا فصل بعد ادامه داشت.او در فصل 2006-2005 فقط توانست دو بار به میدان برود.در فصل 2007 - 2006 وی با برطرف شدن مصدومیت و حضور درخشانش در جام جهانی با انجام 37 بازی یکی از مهره های کلیدی بایرن مونیخ به حساب آمد و یک گل نیز در آن فصل زد.وی در تمام این دوران کارت قرمز دریافت نکرده است.
وی در تیم ملی المان در جام جهانی 2006 که در کشورش برگزار میشد در ترکیب اصلی این تیم به میدان میرفت و حضور کاملاً درخشانی داشت.وی در بازی اول در جام جهانی گل افتتاحیه این رقابت ها را نیز به ثمر رساند.
افتخارت وی:
قهرمانی با تیم بایرن مونیخ در سال های 2003 و 2006
قهرمانی با بایرن مونیخ در جام حذفی آلمان در سال های 2003 و 2006
عنوان سومی جام کنفدراسیون ها در سال 2005
عنوان سومی در جام جهانی 2006
زندگینامه زلاتان ابراهیموویچ:
یورکا مادر زلاتان نیز در مورد پسرش می گوید : هر بار زلاتان را در تلویزیون می بینیم که موفق می شود گل بزند به خود می بالیم که تلاشهای ما امروز نتیجه داده است و همیشه به خاطر این موفقیت خداوند را شکر می کنیم .
زلاتان در محله اسکانلان بزرگ شد و به خاطر قد بلندش در 15 سالگی به بسکتبال روی آورد . اما در سال 1996 در جام ملتهای اروپا چون تیم سوئد غایب بود از تلویزیون شیقته بازی بازیکنانی چون آلن شیرر و پاتریک کلایورت شد ، همچنین او عاشق بازی ستاره معروف سوئد، هنریک لارسن در جام جهانی 1994 بود .
او توانست در 15 سالگی وارد باشگاه معروف مالمو شد و خیلی زود توانست استعداد خود را در فوتبال نشان دهد . همچنین او به علت اصلیت بوسنی اش توانست به مدت 2 سال در تیم نوجوانان و جوانان و حتی تیم ملی B بوسنی بازی کند و ملی پوش شود .
او با قد بلندش و شمع گلزنی بالایش فارگو پانچسف گلزن سابق و معروف تیم یوگسلاوی را در اذهان زنده می کرد ، اما تصمیم نهایی او و قبولی ملیت سوئد بسیاری از هموطنان واقعی اش را ناراحت کرد .
در سال 1999 آرسن وانزه مربی تیم آرسنال انگلستان مصرانه خواهان استخدام زلاتان بود اما هرگز موفق نشد تا اینکه زلاتان در 22 مارچ 2001 با رقمی حدود 8/7 میلیون یورو سرانجام به باشگاه آژاکس آمستردام پیوست و زیر نظر رونالد کومان بسیار در فوتبال پیشرفت کرد . او توانست با فوتبال خوب خود و گلزنی هایش عملا به یک ستاره در لیگ هلند و و لیگ قهرمانان اروپا بدل گشت او طی 74 مسابقه که در مدت دو سال برای آژاکس انجام داد 35 گل به ثمر رساند .
زلاتان توانست با تیم ملی سوئد به یورو 2004 پرتقال راه یابد او با گل زیبای خود به تیم ایتالیا پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت زلاتان همراه تیم سوئد در یک چهارم نهایی به تیم خوب هلند برخورد کردند و نتواستند از پس حریف براید و با جام خداحافظی کردند . اما یورو 2004 برای زلاتان مانند پله ای بود به سمت صعود او در 31 اوت 2004 با قرار دادی به ارزش 19 میلیون یورو به تیم معروف یوونتوس ایتالیا پیوست . بازی های خوب و تماشایی زلاتان در تورین ایتالیا از او یک فوق ستاره ساخت و او را در سال 2005 به عنوان کاندیدای بهترین بازیکن سال مطرح کرد . در همین سال باشگاه رئال مادرید پیشنهاد عجیب 70 میلیون یورویی خود را برای به خدمت گرفتان زلاتان مطرح کرد که با وجود مبلغ هنگفت پیشنهاد اما سران باشگاه یوونتوس حاضر به فروش زلاتان نشدند .
زلاتان خود نیز چندان تمایلی به حضور در جمع کهکشانهای رئال مادرید نداشت و در این باره می گوید : من فکر می کنم اگر بخواهم ، در همین یوونتوس هم می توانم به قهرمانی در اروپا و جهان برسم و بر ای این کار فقط باید تلاش خودم را بیشتر بکنم . اما سقوط یوونتوس به دسته ذو ایتالیا بع علت تبانی و مشکلات زلاتان با این تیم باعث شد تا با قرار دادی به مبلغ 24 میلیون یورو زلاتان به تیم اینتر میلان بپیوندد .
زندگینامه فرانک لمپارد:
فرانک جیمز لمپارد جونیور
فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است .
لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد .
در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت .
لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند .
در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد .
لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود .
لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است .
لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .
زندگینامه دکو :
آندرسون لویس دی سوزا ملقب به دکو که در سال 1977 در سائوبرناردودوکامپو در برزیل متولد شد.او با قدی 177 سانتی متری و 73 کیلو یکی از بهترین هافبکهای دنیا است.
دکو فوتبال حرفه ای خود را از برزیل با تیم سائوپائولو (96_1995 و 97_1996) اغاز کرد. او فصل بعد را هم در برزیل با تیم کورینتیناس سپری کرد.
دکو در فصل 98_97 به تیم پرتغالی بنفیکا پیوست. بعد از گذراندن یک فصل خوب در بنفیکا به تیم سالگویروس رفت و از انجا با پیشنهاد فرناندو کاسترو مربی پورتو به این تیم پیوست و پنج فصل برای این تیم توپ زد.(2004_1999)
دکو در جام باشگاههای اروپا در سال 2004 همراه مورینیو قهرمان این جام معتبر شد. بعد از قهرمانی در این جام مورد توجه بعضی از تیمهای مطرح اروپا از جمله بارسلونا قرار گرفت.
او در تابستان سال 2004 به تیم بارسلونا پیوست و همراه این تیم در فصل 2005_2004 نایب قهرمانی اسپانیا را به دست آورد و در فصل بعد از آن (2006_2005) همراه بارسلونا قهرمان اسپانیا شد و در همان سال قهرمانی جام باشگاههای اروپا را فتح کرد.
دکو در 29 مارچ 2003 با مسئولین پرتغال برای گرفتن تبعیت این کشور وارد مذاکره شد و در تابستان 2004 باتیم پرتغال در فینال جام ملتهای اروپا با نتیجه ی یک بر صفر مغلوب یونان شد تا به عنوان نایب قهرمانی دست یابد و همچنین در جام جهانی 2006 همراه پرتغال به مقام چهارمی دست یافت.
زندگینامه فرانچسکو توتی:
فرانچسكو توتي (متولد 27 سپتامبر 1976) يك فوتباليست ايتالياييست كه هم اكنون در تيم آ اس رم ايتاليا و تيم ملي ايتاليا كه با آنها موفق به كسب جام جهاني 2006 شد بازي مي كند.پست فرانچسكو توتي مهاجم يا هافبك تهاجمي است,هر چند بيشتر در پست مهاجم دوم معروف است يك متصل كننده ميان دو پست كه بازيكن در نقش يك لينكر خط هافبك را به مهاجم يا مهاجمان متصل مي كند.او همچنين اولين گزينه براي ضربات آزاد و پنالتي ها در رم است كه تا كنون گل هاي فراواني از روي توپ هاي مرده به ثمر رسانده است.توتي به عنوان سمبل رم شناخته مي شود چون تا كنون باشگاه را علي رغم پيشنهادهاي بسيار از تيمهاي قوي تر و ثروتمند تر ترك نكرده است و به عنوان بهترين گلزن باشگاه با بيشترين بازي انجام داده براي تيم در تاريخ باشگاه ثبت شده است.در17 ژوئن سال 2007 وي به عنوان ارزشمند آقاي گلي اروپا دست يافت و كفش طلاي قاره ي سبز را از آن خود كرد.
(كودكي)
توتي در منطقه اي به نام پورتا مترونيا در حوالي رم به دنيا آمد و بزرگ شد.والدين وي انزو و فيورلا توتي هستند.بر خلاف تمام كدكان هم سن و سال وي كه به تماشاي كارتون هاي تلوزيوني علاقه مند بودند,فرانچسكو به تماشاي بازي هاي فوتبال علاقه مند بود و هميشه با پسران بزرگتر از خود فوتبال بازي مي كرد.مادر وي پيشنهاد بزرگ باشگاه ميلان را رد كرد چون منتظر رسيدن پيشنهاد از باشگاه محبوب پسرش يعني آ اس رم بود.مادر توتي معتقد بود كه پسرش نبايد براي هيچ تيم ديگري به جز رم بازي كند.توتي سر انجام در سال 1989 به تيم جوانان رم پيوست.
( تيم ملي)
توتي در بازي فينال جام ملت هاي اروپا زير 18 سال در جولاي 1995در پيروزي 4 بر 1 برابر اسپانيا براي ايتاليا گل زني كرد.در فينال زير 21 ساله ها در تساوي يك بر يك برابر اسپانيا نيز زننده ي تنها گل تيمش بود.ولي توتي اولين بازي رسمي خود را براي تيم ملي بزرگسالان ايتاليا در دهم اكتبر سال 1998 در بازي برابر سمويس انجام داد.او در تورنومنت نهايي يورو 2000 نيز حاظر شد و در بازي برابر روماني و باژيك موفق به گل زني شد.هر چند ايتاليا در بازي فينال طرف بازنده برابر فرانسه بود,توتي لغب بهترين بازيكن ميدان را از آن خود كرد و به عقيده ي بسياري از كارشناسان همچون ميشل پلاتيني وي بهترين بازيكن تورنومنت بود.در جام جهاني 2002 توتي آن قدرها هم خوش شانس نبود.در دور دوم رقابت ها توتي در بازي برابر كره با دريافت كارت زرد دوم به دليل فريب داور در محوطه ي جريمه (هر چند تمام كارشناسان راي بر اشتباه داور و پنالتي دادند)از زمين بازي اخراج شد تا ايتاليا از دور رقابت ها كنار رود.در يورو 2004 هم شانس با توتي يار نبود چون از سوي كميته داوران از انجام بازي تا مرحله ي نيمه نهايي براي ايتاليا محروم شد (به دليل پرتاب توف بر صورت كريستين پولسن مدافع دانمارك,هر چند اين تصوير هم توسط تلوزيون دانمارك تسليم يوفا شد و در آن حركت قبلي بازيكنان سانسور شده بود)هر چند ايتاليا با تباني دو تيم دانمارك و سوئد موفق به حضور در مرحله ي بعد نشد.
(جام جهاني 2006)
بعد از مصدوميت شديد توتي از ناحيه ي مچ پا حضور او در جام جهاني 2006 آلمان در هاله اي از ابهام قرار داشت ولي وي سرانجام با كمك پزشكان به اين تورنومنت بزرگ رسيد.پزشكان در درون مچ پاي وي پلاتين كار گزاشته بودند تا وي بتواند بازي خود را انجام دهد.در بازي برابر استراليا وي تك گل بازي را در آخريت دقيقه ي بازي از روي نقطه ي پنالتي براي ايتاليا به ثمر رساند.در برد 3بر 0 برابر اوكراين توتي پاس گل اول را به زامبوتا به زيبايي داد.در بازي برابر آلمان در نيمه نهايي هم توتي به ميدان رفت.وي همچنين در بازي فينال هم از ابتدا به ميدان رفت ولي در دقيقه ي 61 جاي خود را به هم باشگاهي اش يعني دانيله ده روسي داد و وي همراه تيم جام طلايي را بالاي سر برد ودر پايان مسابقات در بين 23 نفر برتر تورنومنت قرار گرفت.وي هم اكنون در حال تصميم گيريست كه به تيم ملي باز گردد يا از بازي هاي ملي خداحافظي كند.
(باشگاه)
فرانچسكو تنها 16 ساله بود كه اولين بازي اش را براي رم در برابر برشا در پيروزي 2 بر 0 تيمش در 8 مارس 1993 انجام داد.در فصل 94-95 توتي توانست در 20 بازي 4 گل براي رم به ثمر رساند و در طول فصل كم كم به بازيكني ثابت تبديل شد.او به عنوان بازيكن برتر سري آ در فصل 2000 و 2003 شناخته شد.در فصل 2000-2001 وي با به ثمر رساند 13 گل براي تيمش سهم بسياري در كسب اسكودتو پس از 18 سال داشت.در فصل 2001-2002 رم اين عنوان را به يوونتوس واگذار كرد ولي توتي در فصل بعد موفق به ثمر رساندن 14 گل شد.در فصل 2003-2004 وي نقش مهم تري در رم ايفا كرد و با به ثمر رساندن 20 گل باعث كسب مقام نايب قهرماني سري آ شد.فصل 2004-2005 فصل كاملا ناموفقي براي جالوروسي بود و تنها عنوان دومي جام حذفي براي رم به دست آمد تا رم در فصل بعد در جام يوفا حاظر شود.هر چند توتي موفق شد 12 گل به ثمر برساندو با پاس هاي فوق العاده ي خود باعث شد تا وينچنزو مونتلا بتواند 21 گل به ثمر برساند.در 19 دسامبر سال 2004در بازي برابر پارما توتي موفق شد 107مين گل خودش براي رم را به ثمر برساند و ركورد را كه در دست روبرتو پروتزو بود از وي بگيرد.فصل 2005-2006 فصل عجيبي براي رم بود.در 19 فبريه 2006 در بازي برابر امپولي توتي به شدت از ناحيه ي مچ پا مصدوم شد. وي در 11 مي 2006 در بازي جام حذفي برابر ميلان به ميادين بازگشت كه رم آن ديدار را 3 بر يك برد.آنها فصل را با مقام پنجمي پشت سر گزاشتند ولي به جام باشگاه ها راه يافتند (به دليل محروميت تيم هاي يوونتوس و فيورنتينا به دليل تباني با داوران.رم پس از آن مساله جايگاه دومي را از آن خود كرد.)رمي ها 11 بازي را با پيروزي پشت سر گذاشتند تا ركورد فصل 1989-1990 ميلان را پشت سر بگزارند.آخرين برد آنها پيروزي 2 بر 0 برابر لاتزيو بود كه در ديدار بعدي با گل ديرهنگام ماركو ماتراتزي برد خانگي را با تساوي تعويض كردند.لوچيانو اسپالتي تركيب تيم را از تدافعي به تهاجمي تعويض كرد تا رم علي رغم نداشتن مهاجم در 8 مسابقه و نداشتن توتي در بسياري از بازي ها از مقام 15ام به رده ي 5ام صعود كند.در فصل 2006-2007 رم با غلبه بر اينتر قهرمان جام حذفي شد و توتي با به ثمر 26 گل علاوه بر كسب مقام آقاي گلي سري آ كفش طلاي اروپا را نيز كسب كرد.در ژوئن 2007 توتي دكتر مارياني پزشكي كه مچ پايش را عمل كرد را ملاقات كرد و هر دو تصميم گرفتند تا پلاتين درون مچ پاي فرانچسكو را در نياورند تا وي بتواند فصل آينده هم به راحتي بازي كند.
(شادي پس از گل)
توتي براي موقعيت هاي مختلف شادي هاي متوافتي مي كند.معروفترين آنها در دربي فصل 98-99 بود كه وي پيراهن خود را بالا زد و زير آن به زبان ابتاليايي نوشته شده بود من دوباره شما ها را پاكسازي كردم.اين بدان دليل بود كه قبل از آن رم لاتزيو را تا 5 سال شكست نداده بود.يك شادي معروف ديگر اين بود كه وي پيراهن خود را درآورد و زير آن به ايتاليايي نوشته شده بود كه تو تك هستي.اين نوشته را براي همسر كنوني اش ايلري بلازي نوشته بود.خوشحالي معمول وي دويدن به كنار زمين و بوسيدن حلقه اش براي احترام به همسرش است و اين كه از خداوند به خاطر پسرش با بالا بردن انگشتش شكر ميكند.ولي هم اكنون وي براي شادي انگشت شستش را ميمكد به اين نشانه كه گل هايش را به خودش تقديم مي كند.او چند شادي داشت كه منحصر به فرد بود.يك بار وي توپ را درون پيراهنش قرار داد و به پشت خوابيد و هم تيمي هايش توپ را در آوردند به نشانه ي تولد فرزند پسرش.يك بار ديگر وقتي وي موفق به گل زني در دربي شد به طرف دوربين رفت و شروع به فيلم برداري كرد.
(زندگي شخصي)
ايلري بلازي همسر فرانچسكو توتي است.يك دختر ايتاليايي كه هم اكنون به عنوان مجري در اكثر برنامه هاي شبكه ي تلوزيوني RAI كار ميكند.اولين فرزند توتي پسري بود به نام كريستسن كه در تاريخ 6 نوامبر سال 2005 به دنيا آمد.خواهر كريستين ,كانل در 13 مي 2007 به دنيا آمد.توتي همچنين صاحب يك مدرسه ي فوتبال به نام شماره ي 10 و يك تيم موتور سواري به نام ورزش والاي توتي مي باشد.بهترين دوست او برادرش ريكاردوست هرچند توتي هميشه مي گويد كه ريكاردو در كودكي بهتر از وي فوتبال بازي مي كرده و شانس يار او نبوده كه او اكنون فوتباليست نيست.اكنون ريكاردو مدير برنامه هاي توتي نيز هست.او همچنين رابطه ي بدي با مربي سابقش فابيو كاپلو دارد كه هم اكنون مربي رئال مادريد است.دوستي نزديك وي با آنتونيو كاسانو هم به پايان رسيد.زماني كه آنتونيو مشكلات زيادي براي رم به وجود آورد.فرانچسكو و آنتونيو هم اكنون با هم صحبت نمي كنند.هر چند آنتونيو اعلام كرده كه از اين كارش پشيمان است و اميدوار است رم و توتي وي را ببخشند.
(افتخارات)
آ اس رم
*سري آ
قهرمان:2001
نايب قهرماني:2002.2004.2006.2007
*كوپا ايتاليا
قهرمان:2007
نايب قهرماني:2003.2005.2006
*جام برندگان سري آ
قهرمان:2001
نايب قهرماني:2006
تيم ملي
*جام جهاني:
قهرمان:2006
*جام ملت هاي اروپا:
نايب قهرماني:2000
*جام ملت هاي اروپا زير 21 سال
قهرمان:1996
شخصي
فيفا 100(125 بازيكن برتر جهان كه توسط پله انتخاب شد)
ستاره هاي جام جهاني 2006
عضو تيم منتخب يورو 2000
بازيكن سال فوتبال ايتاليا:
2000.2001.2003.2004
بازيكن جوان سال ايتاليا:
1999
بهترين گلزن سري آ:
2006-2007
كفش طلائي اروپا:
2007
اطلاعات ديگر:
توتي در حال حاظر سفير يونيسف مي باشد.توتي 2 كتاب جك چاپ كرده تا براي فقرا پول جمع كند.كتاب هاي توتي براي ماه ها در بين پرفروش ترين كتاب ها قرار داشتند.برخي از جوك ها به صورت كليپ هاي كوتاه در آمد كه توسط توتي و هم تيمي هايش هم چون دل پيرو,بوفون,دلوكيو,نستا و كاسانو بازي شد.الگوي توتي در فوتبال جوزپه جيانيني كاپيتان سابق رم مي باشد كه وي را مانند برادر بزرگتر خود مي داند.توتي در ضربات چيپ مهارت خاصي دارد و گلهاي زيباي بسياري از اين طريق به ثمر رسانده است.پنالتي حساس در يورو 2000 به ادوين وندرسار,گل زيبا در دربي و گلي كه به اينتر زد از نمونه ي بارز گل هاي زيباي توتي از طريق ظربه ي چيپ ميباشد.
باسلام به جامعترین وبلاگ درباره لیورپول خوش امدید احمدهستم عاشق لیورپول وهواداراش.نظرهاتون رو بفرستیدتا دیگرانهم اونارو ببیننددوست دارم یک بخش نظرات بسیار فعال داشته باشیم و توش درباره باشگاه وبازیکنا و بازیها گفتگو کنیم امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد به دیگران هم معرفی کنید.نظراتون رو هم در قسمتهای مختلف که بیشتر ازشون خوشتون اومد بدین. اگه حال نظردادن ندارین میتونینsmsبدین:09371299569 اگر جوابsmsکسی رو ندادم احتمال داره شارژ سیمکارتم تموم شده باشه. توجه:مطالب وبلاگ محدودبه صفحه نخست نیست ازقسمت موضوعات برای دیدن مطالب دیگر استفاده کنید(با کلیک روی موضوع مورد نظر به صفحه موضوع مورد نظر لینک میشید) ادرسهای دیگه این وبلاگ: lfc.orq.ir liverpoolfc.orq.ir anfield.orq.ir اگر در مورد نظر خوانندگان محترم سخنی داشته باشم حتما زیر نظرشون مینویسم.
امکانات وبلاگ
کپي برداري از مطالب اين وبلاگ چه ازنظرشرعي.اخلاقي وچه ازنظر قانوني حرام وممنوع ميباشد حتي با ذکر منبع*بياييد به حقوق و دسترنج يکديگر احترام بگذاريم