
کسانی که بلد نیستن اموزش کد دهی به شبکه ها در اخر همین پست هست.
سلام خدمت همه فوتبال دوستان عزيز امروز ميخام چهار شبکه پخش کننده فوتبال رو بهتون معرفي کنم که ميتونيد با يک کد دهي ساده بازشون کنيد و فوتبال هاي جذاب ليگ هاي مهم اروپا(ليگ برتر انگليس پرمير ليگ-ليگاي اسپانيا-سري A ايتاليا-بوندس ليگاي المان-ليگ قهرمانان اروپا و ليگ اروپا همچنين بازي هاي ملي و... )رو بدون هيچ هزينه و استرس اينکه شبکه 3 خودمون نشون ميده يا نه و راحت شدن از دست گزارشگراي ايران و فک زدنشون با خيال راحت ببينيد و لذت ببريد.دو شبکه از اين چهار شبکه روي ماهواره هاتبرد هست و دو تاي ديگه روي ترکست.
خب بريم سر اصل مطلب:
اول شبکه هاي روي ترکست(TURKSAT):شبکه اول که ميخام معرفي کنم اسمش idman Azerbaycan هست و از بقيه شبکه هايي که ميگم بهتره چون هم بازي هاي بيشتريو پخش ميکنه و هم از ليگ هاي مختلف هم اينکه تصاويرش کيفيت مناسبي داره و اکثرا بازيا رو نميدزده(يعني از شبکه ديگه اي نميگيره که بعدش آرم شبکه رو بپوشونه) فرکانس اين شبکه ۱۰۹۶۸ افقي و سيمبول ريت ۱۱۲۰۰ روي ترکست يک سي (TURKSAT 1c) هست.این شبکه اکثر بازیای لیگ برتر انگلستان رو پخش میکنه حتی بازیایی که مهم و حساس نباشن و در مورد لیگ های ایتالیا-اسپانیا-آلمان و لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا و بازیای دوستانه ملی و باشگاهی هم همینطور عمل میکنه.که من بازی تاریخی منچستر یونایتد و منچستر سیتی رو که منچستر سیتی تو اولدترافورد شش یک یونایتدو گوله کرد رو از این شبکه دیدم![]()
.

این هم مشخصات کامل شبکه Idman و کد بیس برای باز کردنش:
Idman TV (42°E) Turksat 1c
فرکانس:10968 افقیH نشان:11200
HEX Key: 12 34 56 9C 65 43 21 C9
=====================
شبکه بعدی شبکه راه فرداست که یک شبکه افغانی هست و مرکزش هم کشور افغانستانه یک چیز مهم درباره این شبکه اینه که تو لیست شبکه های ماهواره بعد از سرچ فرکانس اسمش راه فردا نیست و به نام Tandberg service در لیست کانال های ریسیورتون پیداش کنید که خود من خیلی مشکل داشتم تو پیدا کردنش جالب اینجاست تقریبا هیچ جای اینترنت درباره اینکه اسم شبکه تو کانالهای ریسیور راه فردا نیست و Tandberg service هست چیزی نگفتن ، این شبکه هم مثل شبکه Idman بازی های لیگ انگلیس و... رو اما نه به اون گستردگی نشون میده اما فرقش با شبکه Idman اینه که بازی ها رو از شبکه های دیگه میدزده و حق پخششونو نمیخره و به همین دلیل کیفیت بازی ها کمه و لوگوی شبکه اصلی رو هم میپوشونه که کارش شبیه شبکه ۳ ایران هست اما مزیتش اینه که صدای ورزشگاه رو پخش میکنه و جو بازی به تماشاگر منتقل میشه گزارش بازی ها هم به زبان فارسیه و فکر کنم گزارشگرا از گزارشگرای شبکه ۳ الگو میگیرن و خیلی هم سعی میکنن که لهجه افغانی رو بکار نبرن و کاملا فارسی صحبت کنن.این شبکه از فوتبال گذشته برنامه های مستند،سریال،فیلم سینمایی،اخبار رو هم پخش میکنه و کلا شبکه ای خانوادگیست و یه چیز مثل شبکه های ملی ایرانه.راستی شبکه راه فردا نیازی به وارد کردن کد نداره و چه زمان پخش فوتبال و چه برنامه های دیگش بسته نمیشه و فقط کافیه با تماشای این شبکه بپردازین.
مشخصات کامل شبکه راه فردا(این شبکه به نام Tandberg service در لیست کانال ها میاد):
Tandberg service راه فردا Turksat 2A-3A
فرکانس:11987 افقیH نشان:2238
شبکه سوم که معرفی میکنم روی ماهواره هاتبرد هست و خیلی خیلی کم لیگ های کشورهای اروپایی
رو نشون میده اما میتونید مهمترین مسابقات فوتبال مخصوصا جام باشگاههای اروپا رو به صورت زنده از
شبکه لیدر تی وی روی ماهواره هاتبرد تماشا کنید.این شبکه لیدر تی وی آذربایجان (lider tv) هست که
هنگام پخش مسابقات فوتبال کد میشه که کدش رو در اختیارتون میزارم کیفیت این شبکه خوبه حداقل از
شبکه 3 ایران خیلی بهتره چون شبکه سه بیشتر وقتا حق پخش بازیا رو نمیخره و اونا رو خیلی محترمانه
به عبارتی میدزده اون آرم گوشه بالا سمت راست بازی ها هنگام بازی هم که میزنه برای پوشوندن آرم
اصلی شبکه ایه که ازش دزدی میشه به همین دلیل تصویر کمی تار و بی کیفیته.اما شبکه lider tv
کیفیت بسیار مناسبی داره.

اموزش نحوه کد دهی به ریسیور برای باز کردن شبکه هایی که هنگام
فوتبال کد میشوند.
برای مثال نحوه باز کردن شبکه 3 سیما هنگام پخش مسابقات فوتبال که کد میشه
(لازم بذکره که این موزش برای تمام شبکه های کد شده با سیستم بیس از جمله
شبکه های ( ایدمنIdman TV---لیدر تی وی lider tv و ...)کارایی دارد فقط کافیه که کد بیس
شبکه مورد نظر رو به جای کدی که الان برای شبکه 3 اموزش میدم قرار بدین.
کد بیس شبکه ایدمنIdman TV
12 34 56 00 65 43 21 00
کد بیس شبکه لیدر تیویlider tv
A3 31 30 04 61 67 82 4A
برای وارد شدن به منوی کددهی دستی به ترتیب زیر عمل کنید:
Menu
Stb Setting
Manual Key
با زدن دکمه INFO+0
کد فعال شبکه را میبینید و
با استفاده از دکمه قرمزEdit Key کدها را ادیت میکنید
با زدن INFO+1 میتوانید نوع سیستم کد گذاری کانالی که بر روی آن قرار
دارید را بفهمید
با زدن دکمه های INFO + 2
میتوانید سیگنال دریافتی را بفهمید.
با زدن INFO + 3
میتوانید وارد سیستم کدگذاری BISS شوید .
با زدن INFO + 9
میتوانید وارد منوی Sharing دستگاه شوید
جهت باز کردن شبکه 3 دردستگاه های
x90 , x95 , x99 , x230 ,x250
زمانی که کد بود به روش زیر عمل کنید
ابتدا روی شبکه 3 برید
را بزنید تا info+0 را بزنید یا در بعضی مدل هادکمه info+دکمه 3
وارد قسمت کد گذاری شوید
همه ی کدهای سیستمbiss
را پاک کنید.
با زدن کلید قرکز کنترل(edit)کد پاییین را وارد کنید تا شبکه باز شود.
11 11 33 11 11 11 33 11
. بعدش هم اوکی کنید
IDENT----------00 1F FF
INDEX----------- 3E
اگر باز نکرد با کد پایین امتحان کنید
11 11 11 11 11 11 11 11
همانطور که گفته شد
برای دیدن کد فعال شبکه هم از کلید های
info+0 استفاده نمایید تا ببینید کد را درست وارد کده اید یا نه
حتما به این وبلاگ در انتخاب وبلاگ برتر ماه رای بدین.


جو فوق العاده ای که با بازگشت کنی داگلیش به آنفیلد بازگشت نقش مهمی در قرار گرفتن لیورپول در صدر این رده بندی بالاتر از منچستر یونایتد، اورتون و منچستر سیتی پر خرج باشد.
قرمز ها پس از بازگشت کنی داگلیش در ژانویه توانستند به رکورد 95 دسی بل هواداران استوک سیتی در فینال اف ای کاپ برسند.
مدیر Fan Chants مایکل دنیس در این باره گفت:"ما اندازه گیری ها را برای بازی های خانگی و در تمام فصل انجام دادیم."
اورتون با 86 دسیبل در رتبه چهارم قرار دارد در حالی که ولوز، وستبروم و فولهام در انتهای این رده بندی قرار دارند.
جدول کامل رده بندی هواداران باشگاه های انگلیس در بلندی صدا.
1- لیورپول 97 دسیبل، 2-منچستر یونایتد 94 دسیبل، 3- استون ویلا 89 دسیبل، 4- اورتون 86 دسیبل، 5- بلکپول 85 دسیبل، 6- استوک 83 دسیبل، 7- نیوکاسل 82 دسیبل، 8- وستهام 81 دسیبل، 9- چلسی 80 دسیبل، 10- ساندرلند80 دسیبل، 11- آرسنال 77 دسیبل، 12- ویگان 72 دسیبل، 13- من سیتی 71 دسیبل، 14- تاتنهام 70 دسیبل، 15- بلکبرن 67 دسیبل، 16- بیرمنگام 70 دسیبل، 17- بولتون 69 دسیبل، 18- ولوز69 دسیبل، 19- وستبروم 67 دسیبل، 20- فولهام 65 دسیبل.

آخرین بازی خانگی ما در فصل 12-2011 برابر چلسی برگزار خواهد شد و آخرین دیدار ما در این فصل برابر سوانسی برگزار می شود.
تقویم کامل این رقابت ها و عکسهای پیراهن سوم لیورپول در فصل۲۰۱۱-۱۲ رو در ادامه مطلب ببینید:
you'll never walk alone![]()
کاملترین بیوگرافی+تصاویر+ویدیوها+آمار+سخنان بزرگان=درباره کنی داگلیش
کامل ترین تاریخچه باشگاه لیورپول به دو نگارش.
کاملترین توضیحات درباره قدمت،شهرت،جاذبه ها،مردم و همه چیز شهر لیورپول
بیو گرافی های جدید استیون جرارد،جیمی کاراگر،درک کویت،گلن جانسن،رائول مرلس،لویز سوارز،اندی کارول و ...
عکسای برترین تنیسور زن جهان که طرفدار لیورپوله در لباس لیورپول(جرارد)
you'll never walk alone
![]()
سلام خدمت همه کسانی که از این وبلاگ دیدن میکنند باید بگم این وبلاگ با محوریت مقالات ، بیوگرافی ، دانلود و... لیورپولی اداره میشه البته میتونید روی موضوع آرشیو مقالات فوتبال(غیر لیورپولی) کلیک کنید و از مطالب غیر لیورپولی وبلاگ که خیلی جالب هستن دیدن کنید.
فقط بدونید روز به روز مطالب و مقالات جدیدی به آرشو مقالات وبلاگ اضافه میکنم و اینکه من هر روز نظراتتون رو میخونم و اگر در مورد نظر کسی سخنی داشته باشم حتما زیر نظرشون مینویسم.
شما میتونید از طریق دادن نظر هر مقاله یا موضوعی رو که دنبالش هستید اطلاع بدین تا در اولین فرصت واستون تهیه و در وبلاگ درج کنم.از ستون آرشیو مقالات برای دیدن مقالات و مطالب وسیع وبلاگ استفاده کنید.
آرشیو مطالب لیورپولی در ستون سمت راست وبلاگ وجود داره.
آرشیو مطالب و مقالات فوتبال(غیر لیورپولی)
کاملترین زندگینامه سیاوش قمیشی و داستان چگونه شکل گرفتن هر آهنگش.
نحوه باز کردن شبکه LIDER TV و شبکه 3 سیما که هنگام پخش فوتبال کد میشوند.
اطلاعاتی در مورد سیستم لیگ فوتبال ایتالیا
اطلاعاتی در مورد سیستم لیگ فوتبال اسپانیا
خواندني های جالب امار و ارقام جام جهاني
لقب تیم ها و باشگاههای فوتبال جهان.
بهترین و گلزن ترين دروازهبانان تاريخ فوتبال جهان
جدول القاب بازيكنان و مربیان فوتبال+۱۰لقب جالب ستارگان فوتبال
ساختار و تاریخچه چمپیونز لیگ و لیگهای تمام کشورها.
اطلاعاتی در موردلیگ برتر انگلیس
اطلاعاتی درباره لیگ اروپا و نحوه و تاریخ قرعه کشی
تیم منتخب جهان!!!2008/2009ازنظرکارشناسان
رده بندی بهترین بازیکنان اروپا ازنگاه فرانس فوتبال
رده بندی بهترین باشگاه های جهان در دهه 2001 تا 2010
توجه توجه بخش نظرات فعال باشه.![]()
![]()
قبل از شروع بگم نمیدونم چرا بلاگفا یه دفه قاطی کرد قالبو/پیوندارو/لوگوهارو و ... پاک کرد خدا رحم کرد کل وبلاگو حذف نکرد به همین دلیل لوگو دونی پاک شده و لینک دوستان رو هم تا جایی که یادم بود نوشتم اما هر کی لینکش از قلم افتاده یا لوگوش پاک شده بگه و کد لوگوشو بده شرمنده.

YOU'LL NEVER WALK ALONE

از همه بامعرفتایی که به من و وبلاگ وفادار بودن و زمان نبودم با نظر و smsهاشون شرمنده میکردن ممنونم
سلام بعد از کلی مشکل دوباره اومدم تا در خدمت بروبچ با مرام لیوری باشم شرمنده دیر شد راستی اینو هم بگم به دلیل کمتر اپ کردن نسبت به قبلا تصمیم گرفتم کمتر به اخبار و شایعات بپردازم چون شاید دو سه روز نرسم مطلب بزارم اونوقت خبر قدیمی تو صفحه اول باشه کمی ضایعه اما در عوض مقالات(بیوگرافی/اطلاعات مهم و...)بیشتری درباره بازیکنا و باشگاه میزارم.که امیدوارم خوشتون بیاد.میخام یه سرو سامونی هم به ارشیو موضوعی بدم پس اگه صفحه اول تغییر خاصی نکرد مطالبی به ارشیو موضوعی اضافه کردم سعی میکنم تو صفحه اول بگم چی اضافه شده یا تغییر کرده.
توجه توجه بخش نظرات فعال باشه/حال نظر دادن نداشتین sms بدین.![]()
![]()
سلام خدمت همه دوستان لیورپولی عزیز با توجه به اینکه فرامرز انجمن درست کرده و این وبلاگ میخاد جا نمونه
شوخی کردم اما خدایی دلیل کارم اینه که تا وقتی انجمن فرامرزو ندیده بودم فکرشو نکرده بودم.خوب بریم سر اصل مطلب من یک انجمن درست کردم که ادرسش هم اینه:
liverpoolfc.iranpanel.com ![]()
و با توجه به مشغله زیاد و اینکه اینجانب در حال اعزام به خدمت میباشم به یک یا چند نفر برای مدیریت و راه اندازی این انجمن برای لیورپولی های ایران نیاز دارم تمام کسانی که میتوانند در این انجمن مدیریت و فعالیت داشته باشند به وصیله نظر خصوصی اعلام امادگی کنند تا بعد از گزینش نام کاربری و کلمه عبور دریافت کنند.اگر نه ما که ادرس به این روندیو ثبت کردیم بعد از اینکه اومدم یعنی 2 سال دیگه انجمن شروع به فعالیت میکنه.![]()
البته فقط واسه انجمن مدیر میخوام نه واسه وبلاگ.![]()
![]()
YOU'LL NEVER WALK ALONE
بازی با همون نتیجه ۱-۱ مساوی تموم شد واقعا حیف شد با رفیقم سر چلو کباب شرط بسته بودیم از چنگم پرید این منچستر خر شانس نبود چی میشد خدا؟؟؟همیشه آخر بازی گل میزنه!!!
لیورپول سرور شیاطین سوراااخ![]()
you'll never walk alone
ليورپول |
1 : 1 | منچستريونايتد | |
| 27 ' | مارتين اسکرتل ![]() |
||
| 42 ' | اشلي يانگ | ||
| 53 ' | Rio Ferdinand | ||
| 68 ' | Steven Gerrard ![]() |
1 : 0 | |
| 81 ' | 1 : 1 | خاوير هرناندز |
این هم یک سوتی اخلاقی دیگه از م ن چ س ت ریا
دیگه چی بگم
حداقل یه چیز میدزدیدی ارزششو داشته باشه.طرف ۳ هزار میلیارد دزدیده بعد از شش هفت سال صداش دراومده بعد تو یه دونه دونات دزدیدی.خیلی آبروریزیه.

واسه اطلاع از نحوه سرقت بزرگ
به ادامه مطلب برید.

















در 8 ژوئن 2011، ساندرلند و لیورپول برای انتقال او به انفیلد به توافق رسیدند و در صورت گذراندن تستهای پزشکی در ملوود و شرایط فردی بازیکن تحت مربیگری کنی دالگلیش به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.



برای دیدن بیوگرافی دیگر بازیگنان لیورپول کلیک کنید.
او از ۱۲ سالگی عضو تیم "روزن هوز" بود و سپس نیز به "برندبای" رفت و از آنجا به لیورپول آمد.
"اگر" با پیشرفت کردنش خود رادر ژولای ۲۰۰۴به تیم اصلی برندبای رساند.او اولین بازی خود در لیگ را برابر "اودنز" انجام داد.
او فقط ۱۹ سال داشت که در تیم اصلی خود را ثابت کرد.
زیر دست رهبری کاپیتان تیمش٫ "پر نیلسون" ٫ او پیرشرفت کرد و استعداد ذاتی اش را نشان همه گان داد.
در دسامبر ۲۰۰۴ او جایزه ی "اسپیرن فورینین" را برد. این جایزه به بهترین بازیکن جوان فصل داده می شود.
در پایان فصل او کاپ دانمارک(جام حذفی) را همراه تیمش برده بود. او به قهرمانی لیگ نیز دست پیدا کرده بود.
حالا باید به تیم ملی کشورش دعوت می شد و از این بابت کسی شکی نداشت.
او دراولین بازی ملی خود در تاریخ ۲ ژوئن ۲۰۰۵ برابر فنلاند به میدان رفت. تنها چند ماه بعد در ۷ سپتامبر در بازی برابر تیم ملی انگلیس در تقابل مستقیم با "وین رونی" موفق عمل کرد. او اولین گل ملی خود را در مقدماتی جام جهانی و در برابر جورجیا به ثمر رساند.
در ظرف ۴ ماه با لیورپول قرارداد امضاء کرد. جایی که رافائل بنیتس از وجود "جیمی کاراگر" و "سامی هیپیا" سود می برد.
در ۱۲ ژانویه مراحل ثبت قرارداد او با لیورپول به پایان رسید و او را به گرانترین بازیکن صادراتی دانمارک تبدیل کرد.
او اولین بار برای قرمز های بندر در اول فوریه برابر بیرمنگام به بازی آمد.
او در مسابقات زیر ۲۱ ساله های اروپا همراه تیم ملی کشورش به میدان آمد و در ۳ بازی تیم ملی کشورش همراه آنها بود.
در فصل ۲۰۰۷ـ۲۰۰۶ او بازیکن ماه سپتامبر شد.
او قدرت خود را نیز در گل زنی در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا در فصل ۲۰۰۷ـ۲۰۰۶ نشان داد.در حالی که در بازی رفت ۱ بر ۰ به چلسی باخته بودیم٫ با گل زیبای خود که از روی ضربه ی کرنر جرارد به دست آمد زمینه ساز صعود قرمز ها شد. او همچنین در فینال لیگ قهرمانان در همان سال برابر میلان نیز ۹۰ دقیقه در میدان حضور داشت.
او از اوایل فصل ۲۰۰۸ـ۲۰۰۷ مصدوم شد اما با اعلام شدن او به عنوان بازیکن سال دانمارک روحیه خود را به دست آورد.
دانیل هم اکنون برای انجام مسابقات آماده است.
مشخصات شخصی:
او متولد ۱۹۸۴/۱۲/۱۲ میباشد (۲۱ آذر ۱۳۶۳)
قدی حدود ۱۸۹سانتی متر و دارای ۸۰ کیلوگرم وزن می باشد.
او ۵۳ بار برای تیم اول لیورپول به میدان آمده و ۴ گل نیز به ثمر رسانده است.
در ۱۸ بازی ملی خود نیز صاحب ۲ گل زده می باشد.
او متولد شهر"هیدوور" دانمارک میباشد.
-آمار تا۲۹ فوریه ۲۰۰۸ به روز شده است.


برای دیدن بیوگرافی دیگر بازیگنان لیورپول کلیک کنید.

رائول خوزه تریندید میرلس
شماره ۴ لیورپول
قد : ۱۷۹ سانتی متر
وزن : ۶۵ کیلو گرم
متولد ۱۷ مارس ۱۹۸۳ در شهر آوز ( پورتو ) از کشور پرتغال
_of_prop100829-03-liverpool_wba.jpg)
لیورپول٬ رائول میرلس را در آگوست ۲۰۱۰ از پورتو به خدمت گرفت.
او یکی از ستاره های پرتغال در جام جهانی ۲۰۱۰ بود که به عقیده بسیاری از بهترین هافبک های دونده اروپا است.
یکی از برجستگی های زندگی ورزشی میرلس کمکش به تیم زیر ۱۶ ساله های پرتغال برای قهرمانیشان در سال ۲۰۰۰ است. این درخشش و درخشش در باشگاهش اوز به آن اندازه بود که به بواویستا منتقل گردد.
او فقط یک ترم در استادیو دو بسا بود چون تیم پرقدرت پرتغالی٬ پورتو ٬ برای خرید او اقدام کرد. این اتفاق در سال ۲۰۰۴ افتاد.
بعد از غالب شدن بر یکی از شروع های سخت زندگیش در باشگاه شهر تولدش ٬ که در آن زمان در پست دفاع چپ به کار گرفته میشد ( ۲۰۰۶ - ۲۰۰۵ ) خودش را به عنوان یک هافبک میانی معرفی کرد.
نمایش پویا و تسلطش در کنار لوچو گنزالس به پورتو کمک کرد تا به قهرمانی ۳ گانه پورتو در لیگ پرتغال ٬ جام حذفی و سوپر کاپ اروپا دست یابند . و خود را به عنوان ملی پوش پرتغالی ها معرفی بکند !
میرلس تاثیرات بازی اش را ٬ در لیگ قهرمانان نیز با گلزنی برابر چلسی نشان داد. ( ۲۰۰۷ - ۲۰۰۶ ) او در برابر لیورپول نیز با لباس پورتو بازی کرده است.
گل ها و پاس های گل میرلس به پورتو کمک کرد تا برای بار چهارم پی در پی قهرمان لیگ پرتغال شود. ( ۲۰۰۹ - ۲۰۰۸ )

او در یورو ۲۰۰۸ یکی از بازیکنان ملی پوش پرتغال بود. و اولین گل ملی اش را نیز برابر ترکیه در آن تورنمنت به ثمر رساند.
اما وقتی مرحله انتخابی جام جهانی ۲۰۱۰ شروع شد ٬ با توجه به توانمندی های رائول در پورتو او به عنوان فیکس تیم ملی کشورش معرفی شد.او در هر بازی سبک بازیش را با گل نشان همگان میداد تا مسیر صعود آنها به جام جهانی آفریقای جنوبی هموار گردد. او به بوسنی هرزگووین گلزنی کرد.
میرلس رد جام جهانی ۲۰۱۰ نیز هر ۴ بازی تیم ملی کشورش را به صورت فیکس بازی کرد و اولین گل پرتغال را نیز برابر کره ی شمالی در پیروزی ۷ بر ۰ آنها ٬ او به ثمر رساند. البته آنها در مرحله حذفی از پس اسپانیا ( قهرمان آن دوره) بر نیامدند و حذف شدند.

با وجود این نا امیدی او خیلی زود با فراخواندنش توسط روی هادسون به لیورپول خشک شد !
اولین بازی اش برای لیورپول نیز در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۰ بود که به عنوان یار تعویضی در تساوی بدون گل لیورپول و اس تی اندروس وارد بازی شد.

یکی از نکات تمایزش خالکوبی های متعدد بدنش میباشد!

او تاکنون ۲۵ بار برای لیورپول به میدان های مختلف آمده است و ۳ گل نیز به ثمر رسانده است.
او ۴۳ بار هم برای تیم ملی کشورش به میدان رفته و ۸ گل زده نیز دارد.
( به روز شده تا ۴ فوریه ۲۰۱۱ - ۱۴ بهمن ۱۳۸۹)

لوئیز سوارز با قراردادی 23 میلیون پوندی لیورپولی شد...
این بازیکن در آژاکس 111 گل زده این نشان دهنده توانایی فوق العاده این ستاره است .
مسئولان لیورپول از جمله دیمین کومولی پس از مذاکرات طولانی با مقامات باشگاه هلندی , مبلغ 23 میلیون پوند را قبول کردند و سوارز را به جمع بندرنشینان اضافه کردند .
باشگاه اژاکس از این انتقال به این شکل نام برد : فرصت زیبای لوئیز برای درخشش در یکی از بزرگترین باشگاه ها
توضیحاتی درباره سوارز:
لوئیس آلبرتو سوارز دیاز متولد ۲۴ ژانویه ۱۹۸۷ در شهر شالتوی اروگوئه است.
علاوه بر زبان مادری اش٬ اسپانیولی٬ به زبان هلندی نیز مسلط است.
راست پا است.
توانایی بازی در نوک حمله و گوشه زمین را دارد.
قدش ۱۸۱ سانتی متر و وزنش ۷۰ کیلو گرم است !
سابقه بازی در مونتویدئو و گرونینگن را نیز علاوه بر آژاکس دارد.
شماره پیراهنش در آژاکس ۱۶ است.
از ۱ ژولای ۲۰۰۷ به آژاکس پیوسته است و در ۱۰۸ حضورش در لیگ برای تیم آژاکس ۸۱ بار گلزنی کرده است !!
او کلا ۱۵۴ بار برای آژاکسی ها به میدان رفته است و ۱۱۰ گل نیز به ثمر رسانده است.
با گلزنی های بیشمارش فصل گذشته نیز کفش طلای هلند را از آن خود کرد. و بهترین بازیکن فصل انتخاب شد. و همچنین برنده جایزه بیشترین گل زده دنیا نیز شد !!
۳۸بازی ملی و ۱۶ گل زده دارد !
او در کنار ۶ خواهر و برادر و یگانه مادرش بزرگ شد و با دوست دوران کودکی اش سوفیا بابی در سال ۲۰۰۹ ازدواج کرد.
اولین دخترشان به نام دلفینا در ۵ آگوست متولد شد.
برادر بزرگ او نیز به نام پائولو سوارز هم فوتبالیست حرفه ای است.
سوارز در اولین بازی خود برای لیورپول در حالی که کنی داگلیش اونو در یک ربع اخر بازی داد تونست یک گل بزنه.


ما اكنون نگاهی به دوران ورزشی لوييز سوآرز ، خواهيم داشت كه پس از پشت سر گذاشتن تستهای پزشكی رسماً بازيكن ليورپول خواهد شد.
ملي پوش اروگوئه ای ، لوييز سوآرز ، يكی از خطرناكترين گلزنان اروپا به شمار مي آيد و گلهای بسياري را در دوره بازگزيش در آژاكس ، به ثمر رسانده است.
همكاری فوق العاده او با ديگو فورلان در اروگوئه موجب شد تا كشورش در جام جهاني 2010 به مقام چهارم دست پيدا كند و خود وی نيز 3 گل در 6 مسابقه به ثمر رساند.
البته بازی خوب او در جام جهاني ، تحت تاثير حاشيه ها كمی كمرنگ شد . وي در بازی با غنا و با در نيمه دوم دقتهاي اضافه، با خطای هندی كه انجام داد ، از زمين اخراج شد.
سوآرز براي مردم كشورش يک قهرمان به حساب می آيد و برای تلاشی كه برای پيشرفت تيم ملي كشورش انجام ميدهد مورد احترام مردم است ، ولی عده ای نيز معتقدند كه مرد ميدانهای بزرگ نيست.
پيشرفت او از زمانی آغاز شد كه براي نخستين بار دوران بازيگريش را با Naciona آغاز كرد . در آن زمان او در 29 بازي ، 12 گل به ثمر رساند و به قهرمانی تيمش در آن زمان كمک كرد.
اين نوجوان سپس مورد توجه چند باشگاه اروپايی قرار گرفت و به باشگاه هلندی Groningen پيوست و در آنجا نيز به روند گلزنی خود ادامه داد.
در حالی در باشگاه جديدش خوش درخشيده بود ، در 8 فوريه 2007 نخستين بازي ملي خود را در پيروزي 3-1 برابر كلمبيا انجام داد، ولی متاسفانه در آن بازي نيز با دريافت كارت زرد دوم از مسابقه اخراج شد !
کاملاً مشخص است که سوارز قابلیت بازی در سطوح بالا را دارد. او در اولین فصل حضورش در آژاکس در 40 بازی، 20 گل به ثمر رساند.
او توانست با عملکرد خوبش، به آژاکس کمک کند تا به قهرمانی در KNVB Cup برسد و با 49 گلی که در آن فصل در تمام بازی ها به ثمر رساند، توانست برای بار دوم بهترین بازیکن فصل آژاکس، بهترین بازیکن لیگ هلند و برترین بازیکن Eredivisie (بالاترین سطح فوتبال باشگاهی هلند) در فصل 10-2009 شود.
او بعلت درگیـری ای که در بازی با آیندهوون با بازیکن این تیم پیدا کرد، 7 بازی محروم شد و در زمان اخیر به نظر میـرسید که او دیگر علاقه ای به بازی برای آژاکس ندارد.

1) لقب سوارز 'El Pistolero' یا 'The Gunfighter' به معنی جنگنجوی تفنگدار است.
2) یکی از ویژگی های برجسته ی او گوشهایش است.در واقع گوشهای او در مدت حضورش در هلند توجهات زیادی را به خود جلب کرده بود به طوری که از گوش های در یک تبلیغ سمعک استفاده شده بود!
3) لوئیس زمانی که به آژاکس پیوست موی بلندی داشت اما مدتی بعد همسرش صوفیا ، موهایش را کوتاه کرد.دلیل همسرش این بود که با این حرکت او به نوعی احترام خود را نسبت به کاپیتان شدنش در آژاکس نشان میدهد.
4) او در 4 ژانویه 1987 متولد شده است.میشا بارتون بازیگر فیلم The OC و یولز هولند نوازنده معروف نیز در همین تاریخ متولد شده اند.
5) لوئیس در Salto که دومین شهر بزرگ ارگوئه است رشد کرده است.این شهر به خاطر داشتن استخر حرارتی که در طول سال 100 درجه فارنهایت دما دارد معروف است.
6) او در فصل 10-2009 با به ثمر رساندن 49 گل (در مجموع) بهریتن گلزن لیگ هلند شد.او در همان سال بهترین بازیکن فصل این لیگ نیز شد.
7) فدراسیون تاریخ و آمار او را بهترین گلزن فصل جهان در فصل 10-2009 معرفی کرد.
8) او لیونل مسی را بهترین بازیکن جهان میداند.او در مصاحبه ای با روزنامه اسپانیایی El Mundo Deportivo در سال 2009 گفت: "مسی بهترین است ، هیچ شکی در این نیست.تماشای بازی او بسیار لذت بخش است.من از مارتین کاسرس در مورد مسی پرسیدم و او گفت که در رختکن او در بین بچه هاست و بسیار فروتن است."
9) به گفته ی خود سوارز نقطه قوت او در فوتبال تکنیک و استغداد ذاتی او در گلزنی است.او میگوید: "من از نظر تکنیک خوب هستم و بسیار خوش شانسم که به صورت ذاتی بسیار آسان گلزنی میکنم.هر چند دوست ندارم در مورد خودم صحبت کنم ، ترجیح میدهم دیگران در مورد من نظر بدهند."
10) شاید استعداد او مربوط به اسمش باشد زیرا او همنام با یکی از بهترین بازیکنان تاریخ اسپانیاست.لوئیس سوارز بزرگ ، بین سالهای 1950 تا 1970 برای بارسلونا و اینتر میلان بازی میکرد.3 بار قهرمانی در سری آ ، 2 بار قهرمانی در اروپا و 2 جام حذفی در طی 9 فصل حضور در اینتر میلان کارنامه ی او را درخشان میکند.


| شناسنامه | ||
|---|---|---|
|
نام کامل |
درک کویت | |
|
زادروز |
۳۰ جولای ١۹٨۰ | |
|
زادگاه |
کاتویج آن زی، هلند | |
|
قد |
۶ فوت ۰ اینچ (۱.۸۳ متر) | |
| اطلاعات باشگاهی | ||
|
باشگاه کنونی |
لیورپول | |
|
شمارهٔ پیراهن |
۱۸ | |
|
پُست |
بال، مهاجم | |
| باشگاههای جوانان | ||
|
۱۹۹۸-۱۹۸۵ |
کویک بویز | |
| باشگاههای حرفهای | ||
|
۱۹۸۵-۱۹۹۸ |
کویک بویز |
|
درک کویت (تلفظ درست هلندی: دیرک کایت) (زادهٔ ۲۲ ژوئیه ١۹٨۰) یک فوتبالیست حرفهای هلندی است و در باشگاه فوتبال لیورپول انگستان بازی میکند. او برای بازی در پست مهاجم به شهرت رسید اما هم اکنون در پست بال برای باشگاه فوتبال لیورپول و تیم ملی فوتبال هلند بازی میکند.
کویت فوتبال حرفهای را از باشگاه فوتبال اوترخت در سال ١۹۹٨ شروع کرد و به سرعت توانست به تیم اول باشگاه راه پیدا کند. او پنج یال را در این باشگاه سپری کرد و در آخرین فصل حضورش در این باشگاه فوتبال توانست برندهٔ جام حذفی هلند و برندهٔ کفش طلای فوتبال هلند شود. بعد از این او با یک انتقال١,۰۰ٍٍ۰,۰۰۰ یورویی باشگاه فوتبال اوترخت را به مقصد باشگاه فوتبال فاینورد ترک کرد. او در سال ۲۰۰۵ توانست بازوبند کاپیتانی را در این تیم ببندد و پر امتیاز آورترین بازیکن این باشگاه رتردامی شود؛ او در سه فصل پیاپی بشترین گل را برای باشگاه به سمر رساند، و در فصل ۰۵-۲۰۰۴ بیشترین گل را در لیگ فوتبال هلند، و در فصل ۰۶-۲۰۰۵ بهترین بازیکن سال فوتبال هلند شد. کویت تنها پنج بازی را در هفت فصلی که از سال ١۹۹۹ تا ۲۰۰۶ در فوتبال هلند بازی میکرد را از دست داد و در فاصلهٔ سال ۲۰۰١ تا ۲۰۰۶ در ١٧۹ بازی شرکت کرد.
او بعد از سه سال باشگاه فوتبال فاینورد را ترک کرد، او در این سه سال در ١۰١ بازی ٧١ گل به eر رسانده بود. او طی یک انتقال ١۰ میلیون یورویی به باشگاه فوتبال لیورپول در لیگ برتر انگستان پیوست. او در اواخر سال ۲۰۰۶ کارش را با این باشگاه شروع کرد و خیلی زود توانست به تیم اصلی راه پیدا کند.او در مسابقهٔ فینال جام قهرمانان اروپا توانست گل به سمر برساند ولی تیمش نتیجه بازی را به باشگاه فوتبال آث میلان واگذار کرد.
او در سال ۲۰۰۴ برای اولین بار به تیم ملی فوتبال هلند دعوت شد و تا به حال توانسته است در دو جام در این تیم حضور داشته باشد، جام جهانی ۲۰۰۶ و یورو ۲۰۰٨.[۱]
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | جیمز لی دانکن کاراگر | |
| زادروز | ۲٨ ژانویه ١۹٧٨ | |
| زادگاه | بوتل، انگلستان | |
| قد | ۵ فوت ۱۰ اینچ | |
| نام مستعار | آقای لیورپول | |
| اطلاعات باشگاهی | ||
| باشگاه کنونی | باشگاه فوتبال لیورپول | |
| شمارهٔ پیراهن | ۲۳ | |
| پُست | مدافع | |
جیمز لی دانکن "جیمی" کاراگر (متولد ۲٨ ژانویه ١۹٧٨ در بوتل، مرسی ساید) فوتبالیست انگلیسی است که در پست دفاع مرکزی/بک راست برای باشگاه فوتبال لیورپول بازی میکند. او کاپیتان جانشین باشگاه است. او یکی از با سابقهترین بازیکنان باشگاه است. کاراگر پانصدمین بازی اش را برای باشگاه فوتبال لیورپول در تاریخ ١۵ ژانویه ۲۰۰٨ در FA Cup مقابل باشگاه فوتبال لوتون تاون انجام داد. او در آن بازی بازوبند کاپیتانی را به بازو بسته بود. او در حال حاضر تحت مربیگری روی هاجسون همانند مربی قبلی رافائل بنیتز در پست دفاع مرکزی بازی میکند.
جیمی کاراگر منتهای وفاداری به یک باشگاه و دارنده یکی از بزرگترین قلبها در فوتبال، کسی است که او را آقای لیورپول می خوانند. طی دههٔ گذشته کاپیتان دوم لیورپول در کسب موفقیتهای باشگاه نقش مؤثری داشته و در این دوره ۵۰۰ بازی برای باشگاه فوتبال لیورپول انجام داد است. او یکی از قهرمانان استانبول است که کسب آن نتیجه باورنکردنی بدون حضور او در زمین امکان پذیر نبود.
جیمی کاراگر پس از سپری کردن یک دوره موفق در آکادمی باشگاه، پلههایهای ترقی او از سال ١۹۹۶ رقم خورد، و آن زمانی بود که جیمی در سن ١٨ سالگی با باشگاه قرارداد حرفهای امضا کرد.[۳] او در آن زمان عضو تیم ملی فوتبال زیر ۲١ سال انگلستان بود و همان سال با تیم جوانان لیورپول به همراه مایکل اوون و دیوید تامپسون فاتح جام حذفی جوانان انگلستان شده بود.
اولین بازی رسمی جیمی برای باشگاه مقابل میدلزبورو در ٨ ژانویه ١۹۹٧ رقم خورد، که در آن بازی به عنوان بازیکن تعویضی به جای راب جونز در جام حذفی کوکا کولا به میدان رفت. روی ایوانس مربی آن وقت لیورپول، ١٨ ژانویه ١۹۹٨، جیمی را اولین بار از ابتدا مقابل استون ویلا به زمین فرستاد. جالب آنکه او بطور کامل در میدان بود و حتی یک گل هم به ثمر رساند.
پس از آن به علت اشتیاق، مصمم بودنش و شور و حالی که در بازی نشان میداد به زودی خود را در ترکیب اصلی در پستهای مختلفی چون بک چپ، بک راست و مدافع میانی و حتی هافبک دفاعی به میدان فرستاده شد. چنان قابلیتی موجب شد تا به تیم ملی فوتبال انگلستان دعوت شود.
در سال ۲۰۰١ جیمی عضو اصلی ترکیب باشگاه فوتبال لیورپول تحت مربیگری ژرارد هولیه در کسب سه جام معتبر بود که توانست ۵٨ بازی و بیشتر به عنوان بک چپ برای تیم انجام دهد.
در حالی که همیشه در ترکیب اصلی لیورپول جای محکمی داشت، اما به آنچه که استحقاقش بود در تیم دست نیافت. با هر خرید جدید تهدیدی برای موقعیت او در تیم مطرح میشد و هوادارن KOP رؤیای داشتن تیمی متشکل از ١١، کاراگر را فریاد میزدند.
در سال ۲۰۰٣، در بازی باشگاه فوتبال لیورپول مقابل باشگاه فوتبال بلکبرن برای کاراگر مصدومیتی بوجود آمد. لوکاس نیل با یک تکل وحشیانه پای او را در ورزشگاه ایوود پارک شکست و باعث شد او ۶ ماه از فصل ۲۰۰٣-۲۰۰۴ را به دور از میادین سپری کند.
با رفتن ژرارد هولیه و آمدن رافائل بنیتز او به عنوان عضو ثابت دفاع میانی در ترکیب اصلی به بازی گرفته شد، رویایی که همیشه در سر می پروراند. به زودی به کارا لقب بهترین دفاعی که کمتر به او اعتنایی میشود داده شد، و او این موضوع را در شب فینال لیگ قهرمانان اروپا در استانبول ثابت کرد.
او یکی از مثال زدنیترین تصاویر در تاریخ باشگاه را در استانبول به ثبت رساند، او در حالی که به دنبال یک تکل بسیار مؤثر و عالی از ناحیه کشاله ران آسیب دیده بود، همچنان با پای آسیب دیده خود با جان و دل دفاع میکرد.
او و سامی هوپیا یکی از بهترین زوجهای خط دفاعی را در اروپا تشکیل دادند و جای تعجب نداشت که در آن سال به عنوان بهترین بازیکن سال از نگاه کاربران سایت رسمی معرفی شد.
در جولای ۲۰۰۵، کاراگر قرارداد خود را برای ۴ سال دیگر با باشگاه تمدید کرد. وفاداری او به باشگاه یک ماه بعد نتیجه داد و در غیاب کاپیتان استیون جرارد او سوپر جام اروپا را با شکست باشگاه فوتبال زسکا مسکو در مونت کارلو بالای سر برد.
در فصل بعد علی رغم گل به خودی در دقیقه ۲١ بازی در فینال FA Cup سال ۲۰۰۶ مقابل باشگاه فوتبال وستهام یونایتد، جامی دیگر را فتح کرد. آن بازی دهمین فینالی بود که او در دهمین سال حضورش در باشگاه در آن شرکت میکرد.
او در فهرست ١۰۰ بازیکن برتر تاریخ باشگاه فوتبال لیورپول از نگاه هواداران در رتبه هفتم بالاتر از بزرگانی چون آلن هنسن، فیل تامپسون و املین هیوز قرار گرفت و عنوان بهترین دفاع را به خود اختصاص داد.
در اوت ۲۰۰۶ کاراگر بازوبند کاپیتانی را در بازی جام خیریه مقابل قهرمان فصل قبل یعنی چلسی به بازو بست و به همراه استیون جرارد مصدوم آن جام را بالای سر بردند.
در آن فصل بسیاری از رکوردهای شخصی او جا به جا شدند. در دسامبر او اولین گلش را در قرن جدید میلادی مقابل فولام به ثمر رساند و تعداد گلهای زده خود را به عدد ۴ رساند. ۵ ماه بعد، در دور دوم نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل چلسی، توانست رکورد ٨۹ بازی ایان کلگان را در این رقابتها بشکند.
همانطور که انتظار میرفت، کاراگر بار دیگر قرارداد خود را برای ۴ ساله دیگر با باشگاه تمدید کرد.
در اولین روزهای سال ۲۰۰٨ او در جمع ١۲ بازیکن تاریخ باشگاه قرار گرفت که به مرز ۵۰۰ بازی برای باشگاه رسیدند. در آن شب به یاد ماندنی مقابل باشگاه فوتبال لوتون تاون در آنفیلد، دو تیم به افتخار او با حضور رافائل بنیتز صف بستند و به درخواست استیون جرارد او بازوبند کاپیتانی را به بازو بست.
افتخارات او به اینجا ختم نشد، و اولین بازیکن در تاریخ باشگاه لقب گرفت که توانسته بود ١۰۰ بازی اروپایی انجام دهد و این افتخار در سن سیرو یکی از بزرگترین ورزشگاههای اروپا رقم خورد. متأسفانه در آن بازی لیورپول از نائب قهرمان ایتالیا شکست خورد و از لیگ قهرمانان اروپا حذف شد.
در سال ١۹۹۶، کاراگر اولین بازی اش را برای تیم ملی فوتبال زیر ۲١ سال انگلستان انجام داد. وقتی او در سال ۲۰۰۰ کارش را در این تیم به پایان رساند توانست رکورد ۲٧ بازی ملی را از خود به جای بگذارد که مدتها بر جای ماند تا این که اسکات کارسون، دروازبان تیم ملی زیر۲١ سال انگلستان، توانست رکورد او را بشکند.
در آوریل سال ١۹۹۹، او اولین بازی ملی اش را برای تیم ملی فوتبال انگستان به مربیگری کوین کیگان مقابل تیم ملی فوتبال مجارستان انجام داد. او در آن بازی به عنوان بازیکن جانشین وارد زمین شد.
در سال ۲۰۰۲، او همچون هم تیمی دیگر خود استیون جرارد، رقابتهای جام جهانی ۲۰۰۲ را بدلیل مصدومیت از دست داد.
در سال ۲۰۰۴، او عضو تیم ملی فوتبال انگلستان در یورو ۲۰۰۴ بود که به صورت مشترک در کشورهای هلند و بلژیک برگزار میشد. او در این جام نتوانست در هیچ بازی ای شرکت کند.
در سال ۲۰۰۶، او یکی از اعضای تیم ملی فوتبال انگستان بود که برای حضور در جام جهانی ۲۰۰۶ به رهبری اسون گوران اریکسون راهی آلمان شدند. او در این جام سه بازی برای تیمش انجام داد، از جمله در بازی اول مقابل سوئد که به جای گری نویل مصدوم به زمین رفت. حضور او در آن رقابتها با از دست دادن پنالتی اش مقابل پرتغال به پایان رسید. جرارد و لمپارد هم پنالتیهای خود را از دست دادند و انگلستان از دور رقابتها حذف شد.
جیمی کاراگر پس از ناامید شدن از حضورش در ترکیب اصلی تیم ملی فوتبال انگلستان، تابستان ۲۰۰٧ از بازیهای ملی خداحافظی کرد.
جیمی کاراگر با دوست دوران بچگی اش نیکولا هارت ازدواج کرد. جیمی و نیکولا دو فرزند به نامهای جیمز و میا دارند.
گلن مک لئود کوپر جانسون(به انگلیسی Glen McLeod Cooper Johnson) (متولد23 آگوست 1984) مدافع راست تیم ملی انگلستان و باشگاه لیورپول است که در ژوئن 209 به انفیلد منتقل شد. جانسون خود را به عنوان یکی از بهترین مدافعان کناری حاضر در لیگ برتر سالها قبل از انتقال گران قیمت او به مرسی ساید معرفی کرده بود و او اکنون از اعضای اصلی تیم ملی انگلستان به مربیگری فابیو کاپلو است.
علیرغم اینکه پورتس موث فصل را در رده 14 لیگ به پایان رساند اما نام جانسون توسط انجمن حرفه ای بازیکنان فوتبال در تیم منتخب فصل 09-2008 جای گرفت. شوت و گلزنی از راه دور او مقابل هال سیتی در 22 نوامبر از طرف شبکه بی بی سی به عنوان بهترین گل فصل انتخاب گردید.
تاستان بعد او به مرزی ساید منتقل شد و اولین بازی خود را برای لیورپول در 16 اوت 2009 در باخت 2-1 برابر تاتنهام انجام داد. هر چند لیورپول آن بازی را باخت اما حضور جانسون در محوطه جریمه حریف موجب شد تا مردان رافا بنیتز صاحب یک ضربه پنالتی شوند.
سه روز بعد او یک گل آکروباتیک و نمایشی زد و به عنوان مرد میدان در برد 4-0 تیم برابر استوک معرفی شد.
دور از زمین بازی او در دارتفورد در سال 2007 مدرسه فوتبال گلن جانسون را برای پرورش بازیکنان 4 الی 16 سال تأسیس کرد.

| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | استیون جورج جرارد | |
| زادروز | ۳۰ می ۱۹۸۰ | |
| زادگاه | ویستون، انگلستان | |
| قد | ۶ فوت ۰ اینچ (۱.۸۳ متر) | |
| نام مستعار | استیون جی | |
| اطلاعات باشگاهی | ||
| باشگاه کنونی | لیورپول | |
| شمارهٔ پیراهن | ۸ | |
| پُست | هافبک | |
| باشگاههای جوانان | ||
| ۱۹۹۲-۱۹۸۷ | لیورپول | |
| باشگاههای حرفهای | ||
| ۱۹۸۷-۱۹۹۷ تاکنون-۱۹۹۷ |
لیورپول (جوانان) لیورپول |
(۱۱۱) ۴۷۱ |
| تیم ملی | ||
| ۱۹۹۹-۱۹۹۹ تاکنون-۲۰۰۰ |
انگستان U21 انگلستان |
(۱) ۴ (۱۴) ۷۰ |
استیون جورج جرارد (زادهٔ ۳۰ مه ۱۹۸۰) (معروف به استیوی جی) فوتبالیستی انگلیسی است که در حال حاضر در باشگاه فوتبال لیورپول بازی میکند. او را از بهترین هافبکهای حال حاضر جهان میدانند. او، پس از دیدیه دشان، جوانترین کاپیتانی است که جام باشگاههای اروپا را بالای سر بردهاست (در قهرمانی لیورپول در جام ۲۰۰۵)
استیون جرارد در حال حاضر محبوبترین بازیکن ورزشگاه انفیلد ۵۰ هزار نفری است. او بر خلاف بسیاری از اسطورههای تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود. تصادفا یکی از اقوام کمسن و سالتر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفهای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دستهٔ دوم انگلستان برای والسال بازی میکند.
جرارد معمولاً به عنوان هافبک میانی بازی میکند گرچه در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده است که معروفترین مثال آن وقتهای اضافهٔ فینال جام باشگاههای اروپای ۲۰۰۵ است.
جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذراندهاست. او در ردهٔ زیرسن از سال ۱۹۸۹ (۹ سالگی) تا سال ۹۸ برای تیمهای پایهٔ لیورپول بازی میکرد و از سال ۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی میکند. او در حال حاضر شمارهٔ ۸ این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ۹۸ تا بحال مجموعا در ۴۷۱ بازی لیورپول حاضر بوده و ۱۱۱ گل به ثمر رساندهاست.
جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمهٔ دوم بازی مقابل بلکبرن با وگارد هگم تعویض شد.[۱] اولین ۹۰ دقیقهٔ او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با اینکه لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. او در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.[۲]
در سال ۲۰۰۱ او به عنوان بازیکن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازیکنان حرفهای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همهٔ آنها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.
در تابستان ۲۰۰۴ چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی میگویند او میخواست پیش دوستان و خانوادهاش بماند، بعضی میگویند مربی جدید لیورپولیها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی میگویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.
او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محروم کرد. در آخرین بازی مرحلهٔ گروهی جام باشگاههای اروپای همان سال جرارد از فاصلهٔ بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول میداند.
از دیگر گلهای معروف او گلی است که در فینال جام باشگاهةای همان سال در ۲۵ می ۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربهٔ سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولیها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطهٔ جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا میتوان اوج دورهٔ ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفتهاست:«چگونه میتوانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزشترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.
جرارد در فینال جام حذفی مقابل وستهام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقتهای تلفشدهٔ نیمهٔ دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازهٔ شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامهٔ مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گلهای تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشتهاست. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وستهام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتد)، جام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاههای اروپا (۲۰۰۵ مثابل آث میلان).
در ۸ ژولای ۲۰۰۵ پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.
در پایان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او از طرف «انجمن بازیکنان حرفهای» به عنوان بازیکن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ۱۹۸۸ هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود.
بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمیخواهد، اینجا میمانم!»
جرارد در تیم ملی انگلستان شمارهٔ ۴ را به تن میکند . او از سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی میکند و تا بحال در ۷۰ بازی ملی حاضر بوده و ۱۴ گل به ثمر رساندهاست. (این آمار تا ۲۰ فوریه ۲۰۰۹ به روز شدهاست). در حال حاضر استیون کاپیتان دوم تیم ملی انگلستان است. در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی انگلستان مقابل آلمان که به برتری ۵ بر ۱ انگلستان انجامید، یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. با این که استیون جرارد یکی از ارکانهای تیم ملی فوتبال انگلستان برای صعود به جام جهانی بود ولی خودش به علت مصدومیت جام جهانی ۲۰۰۲ را از دست داد.
جرارد در نزدیکیهای جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته میشد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقهٔ ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازهبانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود.
جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازهٔ سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتیها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتیهاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.
جرارد در ویستون، مرسیساید متولد شد و در هویتون، مرسیساید بزرگ شد. او در وستدربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان میرفت.
جرارد در حال حاضر با الکس کوران (Alex Curran) از مرسیساید نامزد کردهاست. او از سال ۲۰۰۲ با الکساندر رابطه داشت و از ۲۰۰۴ با او نامزد کرد. آنها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان ۲۰۰۷ ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکس، لیلی-الا(Lilly-Ella) (زادهٔ ۲۳ فوریهٔ ۲۰۰۴) و لکسی(Lexie) (زادهٔ ۹ مه ۲۰۰۶) نام دارند.

پس از کسب 12 مدال قهرمانی جامهای معتبر در لیورپول، و کسب 335 کلین شیت در 665 بازی، او در سال 1981 در ازای 300000 پوند به تاتنهام پیوست که در آنجا موفق شد نائب قهرمان جام حذفی شود و به مدال MBE مفتخر شد و در آستانه 40 سالگی به بازی ادامه داد.
















روزهای خوب تامسون آغاز شد و او به طور ثابت و مداوم برای لیورپول به میدان میرفت . او به خوبی به تعداد افتخارات باشگاهی می افزود تا اینکه سومین مدال خود را در سال 1977 به دست آورد ولی مصدومیت او را از حضور در دیدار های نهایی جام قهرمانان اروپا محروم کرد و او فینال مقابل رم را از دست داد .
نا امید کننده است ! کسی باور نمیکند کسی که او را جایگزین تامی اسمیت می دانیم دیگر نمیتواند برای لیورپول به میدان رود . صحیح است او نیز مانند تامی اسمیت فینال را از دست داد و یک فصل مصدوم شد .
آلن هانسن برای مرحله نهایی مقابل براگ در ومبلی جایگزین او شد . او با تکل و پاس به عقب اشتباهی که به کلمنزا – دروازبان- داد هرگز از یاد هوادارن نخواهد رفت ! او برای جایگزینی تامسون بسیار جوان بود. تامسون مدافعای در کلاس جهانی بود و توپ را از چنگ مهاجمان حریف می ربود و بازی سازی فوق العاده بعد از تصاحب توپ بود .
قهرمانی پیاپی لیورپول در سالهای 1979 و 1980 بدون تامسون به دست آمد . او در آن فصل لیگ برتر فقط 3 بار برای لیورپول به میدان رفت . ایملی هیوز به ولوور همپون پیوست و بازوبند کاپیتانی باید بر دستان تامسون بسته میشد . آن روزها تامسون به آرامی شرایط خود را به دست می آورد . تا اینکه توانست مقابل مقابل رئال مادرید در پاریس به میدان برود و 1-0 از سد آنها نیز بگذریم . (1981)
تامسون همه چیز خود را برای لیورپول در طبق اخلاص گذاشت و در نهایت توانست 6 عناون قهرمانی و 7 مدال در کارنامه باشگاهی خود به ثبت برساند . فصل 1982 – 1983 فصل آخر حضور او برای لیورپول بود . برای او یک مدال دیگر نیز میتوانیم اضافه کنیم چرا که لیورپول در فینال لیگ کاپ مقابل منچستر یونایتد به پیروزی رسید ولی تامسون به علت مصدویمت آن فینال را هم ازدست داد .
تولد 30 سالگی تامسون نزدیک بود و آلن هانسن جوان و مارک لارسن جایگزین قابل اعتمادی برای او نشان می داند . سرانجام تامسون در سال 1985 به شیف یوتایتد پیوست و 4 ماه نیز به صور قرضی به بارمال پیوست .
کنی داگلیش او را در سال 1986 به لیورپول بازگرداند و به مدت 7 سال با این تفاوت که این بار با عنوان کادر فنی در خدمت لیورپول بود . نزاع و سوء برداشت های ناعادلانه بین بازیکنان و تامسون منجر به اخراجش شد .
او باز هم به لیورپول دعوت شد این بار هولیه در سال 1998 او را فرا خواند و همراه با او نیز لیورپول را ترک کرد . اگـر یک اسطـوره واقـعی بـرای لیورپول وجـود داشته باشد تـامسون آن فـرد است !.





سلام خدمت تمام دوستان لیورپولی فقط اومدم بگم که نتیجه بازی لیورپول و آرسنال 1- 1 مساوی شد با دو پنالتی که در دقایق تلف شده این بازی گرفته شد اول در دقیقه 94 جی اسپرینگ خطا زد تا آرسنال جلو بیوفته و دقیقه 101 هم درک کویت پنالتی لیورپولو وارد دروازه آرسنال کرد این وقت تلف شده زیاد به خاطر مصدومیت و معالجه کاراگر داخل زمین بود که خیلی بد از ناحیه سر مصدوم شد که خیلی نگرانشم به بازیکن خودی برخورد کرد و روی هوا بی هوش شد و خیلی محکم سرش به زمین خورد.داگلیش در این بازی سه تعویض اجباری داشت که کارول/اورلیو و کاراگر مصدوم شدن و بازیکنای 18 و 17 ساله برای لیورپول در دو سمت دفاع بازی کردن و شلی هم که فکر کنم اولین بازیش بود به جای کارول بازی کرد.
سلام خدمت همه بعد از مدتها یه پست خبری البته زیاد ذوق نکنید فقط همین یک باره اون هم به خاطر بازی با دشمن خونیمون.دوباره میگم فقط همین یک بازیه بعدش هم دوباره وبلاگ به مقالات و ... لیورپولی بر میگرده.
در ادامه مطلب این پست:عکسای ناب و جدید از بازی لیورپول منچستر (۳-۱)در ادامه مطلب+آخرین وضعیت تیمعا در جدول کامل لیگ برتر انگلیس در ادامه مطلب+عکسی از جشن تولد کنی داگلیش که بازیکنا واسش تدارک دیدن و مطلب تکمیلیدر ادامه مطلب+به مناسبت تولد پادشاه آنفيلد، كينگ كني، 60 دليلی ، كه ما به او عشق مي ورزيم+آماری مختصر از بازی هامون با من یو + چرا لیورپول و منچستر از هم متنفرند+هرآنچه باید درباره این بازی بدونید.
منچستر سوراخ شد
منچستر سوراخ شد![]()
منچستر با هت تریک درک کویت به خونه برگشت تو این بازی که جزو بهترین بازی های لیورپول در چند سال اخیر بود لیورپول تونست با هنر نمایی سوارز که روی هر سه گل لیورپول تاثیر مستقیم داشت منچسترو بعد از شکست هفته قبلشون جلو چلسی به دومین باخت پیاپیش برسونه.در گل اول سوارز تمام خط دفاع منچسترو لایی لایی کرد بعدش به ون درسار دروازبان این تیم یه لایی ریز زد و کویت توپیو که داشت میرفت تو دروازه گل کرد.گل دوم هم سوارز سانتر کرد اورا توپو با سر به سمت دروازه خودشون زد و کویت با جا گیری خوبش با سر وارد دروازه کرد.گل سوم سوارز ضربه ایستگاهیو شوتید ون درسار به توپ رسید ولی توپ از دستش در اومد کویت رسید و چسبوندش به تور.این بازی موقعیتای زیادی واسه لیورپول داشت که نمونش دو شوت بسیار زیبا و سرکش از جرارد بود که با فاصله بسیار کمی به بیرون رفت.حتی قبل از گلشون یه موقعیت نصفه نیمه واسه منچستر پیش اومد که فرگوسن انگار ۱۰ تا جلوست جوری پرید هوا و افسوس خورد که...
دانلود گل های بازی لیورپول منچستر:منبع گل ها
گل اول(همونی که سوارز به فرگی و شاگرداش فوتبالو آموخت
و کویت هم جاگیری روآموخت
)
*ترکيب ليورپول
کني دالگيش، سرمربي ليورپول در اين بازي با ترکيب رينا دردرون دروازه ، جانسون، کاراگر، سکورتل، آئورليو در خط دفاع، لوکاس، رائول ميرالس، رودريگوئز ،جرارد درخط مياني ، لوئيس سوارز، ديرک کوييت در خط حمله کار را شروع کرد.
تعویض:دقیقه ۲۴ اورلیو مصدوم شد و کاریاکاس اومد-89 هم سوارز اومد بیرون جو کول رفت تو و اندی کارول در اولین تجربش با مرلس تعویض شد و اومد تو بازی.
هـفته بیســت و نهــم لیگ برتـــر لـیــورپــول۳ - منچـستر یونـایتـد ۱
یکشـنبه 15 اسفــند 1389 (مطابق با 6 مارس 2011) سـاعت 17:00 بـه وقت تهــران ورزشگاه آنفیلد.
در ادامه مطلب این پست:عکسای ناب و جدید از بازی لیورپول منچستر (۳-۱)در ادامه مطلب+آخرین وضعیت تیمعا در جدول کامل لیگ برتر انگلیس در ادامه مطلب+عکسی از جشن تولد کنی داگلیش که بازیکنا واسش تدارک دیدن و مطلب تکمیلیدر ادامه مطلب+به مناسبت تولد پادشاه آنفيلد، كينگ كني، 60 دليلی ، كه ما به او عشق مي ورزيم+آماری مختصر از بازی هامون با من یو + چرا لیورپول و منچستر از هم متنفرند+هرآنچه باید درباره این بازی بدونید.دانلود گل های بازی منچستر و لیورپول به زودی.
کارولین وزنیاکی برترین تنیسور زن دنیا در هنگام گرم کردن خود قبل یکی از مسابقات حساسش در لباس شماره ۸ لیورپول که به امضای استیون جرارد و به طور ویژه از طرف کاپیتان لیورپول برایش فرستاده شده بود را بر تن کرد.
او همواره یکی از هواداران پروپاقرص لیورپول بوده است.



کارولین در طول سال های گذشته بارها و بارها عشق خودش رو به لیورپول و جرارد توی فیس بوک و توییتر بیان کرده .

این قدرت اول تنیس جهان رو که تقریبا رقیبی در تنیس زنان نداره , اخیرا در یکی از بازی ها مقابل حریف ایتالیایی لباس استیون جرارد رو بر تن کرده و پیروز شده .

کارولین در وبلاگش نگاشته است که :







معرفی بازیکنان دهه 1890 لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 1۹۰۰ لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 1910 لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 19۲0 لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 19۳0 لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 19۴0 لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 19۵0 لیورپول:
معرفی بازیکنان دهه 19۵0 لیورپول:


جيمی ملیا - تامی یانگر - گری بیرن
لیورپول در سال 1950 به فینال Facup رسید . جامی که مدت ها هواداران باشگاه آرزوی قهرمانی در آن را داشتند . اما تیم در ورزشگاه ویمبلی از آرسنال 2-0شکست خورد و هواداران در حسرت اولین قهرمانی تیم ماندند .در اوایل دهه 50 لیورپول قدم به قدم در جدول لیگ عقب می رفت تا اینکه در فصل 53-52 به دسته دوم سقوط کرد . تیم نتوانست به رهبری فیل تیلور به دوران پر از شکوه خود بازگردد و همچنان در گرداب لیگ دسته دو م دست و پا می زد . این ناکامی تا اواخر دهه ادامه داشت تا اینکه بیلی شانکلی در سال 1959 آمد تا در سال های بعد انقلابی به پا کند . بیلی لیدل همچنان برای تیم بازی می کرد . گری برن و رونی موران و دروازه بان خوش نامی چون تامی یانگر در تیم ظهور کردند . در زیر شرح حال این بازیکنان آورده شده است . به روی ادامه مطلب کلیک کنید .
الان آکورت Alan Acourt

در رین هیل متولد شد بال چپ سرخ ها بود .دوران او در لیورپول در برهوت لیگ دسته دوم انگلیس سپری شد . اگر چه بازی کردن در چنین لیگی دلیل بر عدم شایستگی های وی نبود . او یک بازیکن ملی پوش نیز بود و با تیم انگلستان 5 جام بین المللی را فتح کرده بود . اولین حضور در تیم ملی انگلیس در برابر ایرلند شمالی در سال 1957 بود که با شکست تیم کشورش همراه بود .
آ کورت از پرسکوت کیبل در سال 1952 در زمانی که دان ولش مرب تیم بود به آنفیلد آمد . او در دوره مربی گری فیل تیلور یکی از اعضای ثابت تیم بود . تا قبل از اینکه بیل شانکلی جانشین وی گردد .
آکورت در جام جهانی 1958 سوئد به تیم ملی انگلیس دعوت شد . او به جای تام فین نه ی مصدوم در سه بازی مقابل برزیل ، استرالیا و شوروی بازی کرد .
آکورت در زمان بیل شانکلی هم در تیم بازی کرد . زمانی که لیورپول در سال 1962 قهرمان لیگ دوم شد و به لیگ اصلی راه یافت . آکورت در سال 1964 بع ترانمر رفت . بعد از آنجا مدتی در تیم های ملی زامبیا و نیوزلاند مربی گری کرد . او در 382 بازی برای لیورپول 63 گل به ثمر رساند .
الان آرنل Alan Arnell
آلن آرنل روکرد قابل ملاحظه ای را از خود در مدت 8 سالی که در آنفیلد بود به جای گذاشت . او هر دو بازی 1 گل می زد . افسوس که او در دوران افول تیم ظهور کرد .

او فوتبال آماتورش را با لیورپول آغاز کرد و در سال 1953 به تیم اصلی راه یافت . زمانی که لیورپول به هیچ عنوان با ارزشی در لیگ دست نیافت . و به لیگ دو سقوط کرد .
اولین بازی اش در FA CUP در مقابل بلکپول ، سال 1953 بود . او موفق به گلزنی شد و در پیروزی 5-2 مقابل مدافع عنوان قهرمانی سال قبل مؤثر بود .
قوی بود مخصوصاً در بازی هوایی ، اما در فصل بعد تنها دو بازی برای تیم انجام داد و نتوانست هیچ گلی در لیگ دو بزند .
فصل 55-56 برای او خوب بود زیرا توانست 14 گل برای تیم به ثمر برساند . بهرتین لحظه ای که در لباس تیم حاضر شد بازی مقابل هادرسفیلد بود . او توانست در آن بازی هت تریک کند .
بیشترین حضورش در لیورپول در نیم فصل دوم 58 – 59 بود . درست موقعی که بیلی لیدل بازنشسته شد و لوئیز بیمپسون تازه مصدوم شده بود . او 12 بار حضور داشت . او در سال 1961 به ترانمر پیوست . او در 75 بازی برای لیورپول 36 گل به ثمر رسانده بود .
گری بیرن Gerry Byrne
در لیورپول به دنیا آمد و در سن 15 سالگی در سال 1953 به تیم آمد . تیم در آن موقع تحت رهبری دان ولش بود . که زمینه ساز اولین بازی وی در جشن تولد 17 سالگی اش بود .او اولین بازی اش را در برابر چارلتون در سال 1955 انجام داد که تیم 5-1 بازی را برد .

در سال 1959 او را در لیست فروش گذاشته بودند . زمانی که شانکلی به تیم راه یافت . نام گری را از لیست فروش بیرون آورد . در سال 1962 اولین گلش را مقابل برایتون در لیگ دو به ثمر رساند .
او قهرمان لیورپول در اولین قهرمانی تیم در FACUP سال 1965 لقب گرفت . در آن بازی ترقوه اش آسیب می بیند . ولی گری به بازی ادامه می دهد . هرچند که بازی به وقت اضافه کشیده شد . اما گری تا آخر مسابقه حضور داشت .
30 دقیقه از بازی گذشته بود که گری در تماس با کاپیتان لیدز بابی کالینز مصدوم شد .گری مجبور به ادامه بازی می شود . او و هم تیمی هایش موضوع را از لیدز یونایتد و بیلی شانکلی مخفی می کنند . متأسفانه بازی به وقت اضافه کشیده شد .
گری بدون توجه به آسیبدیدگی و دردی که از آن رنج می برد . در یک فرصت مناسب توپ را به راجر هانت رساند و راجر اولین گل تیم را زد . ولی لیدزی ها بازی را به تساوی کشاندند . اما لیورپول سرانجام توسط یان . اس . تی . جونز دروازه لیدز را برای بار دوم گشودند . تا لیورپول این جام را برای اولین بار فتح کند .
بعد از اتمام مسابقه شانکلی در یک مصاحبه ، خطاب به گری گفت :این مسابقه نمایش یک پسر بود که شجاعتش را ثابت کرد .
ترقوه گری ترک برداشت و کم کم سایيده شد ولی او در سروده های کپ جای گرفت .
گری با لیورپول توانست به افتخاراتی چون قهرمانی در لیگ دو در سال 1962 ، قهرمانی لیگ اصلی در فصل های 64-63 ، 66-65 رسید .وی نیز در سال های 1964،1965،1966 با لیورپول قهرمان جام خیریه انگلستان شد . مصدومیت وی در بازی فینال Fa cup کم کم از زیبایی بازی های وی کاست تا اینکه در سال 1969 بازنشسته شد . گری در جام جهانی 1966 نیز حضور داشت . او یکی از افسانگان باشگاه است .
تامی لیشمن Tommy Leishman
ورود بال چپ اسکاتلندي همزمان با ورود بیلی شانکلی درآنفیلد در سال 1959 بود . از سنت مرین در ازای مبلغ 9000 پوند لیورپولی شد .

تامی بازیکن با فرهنگی بود که در پست هافبک بازی می کرد . او در قهرمانی لیور پول در لیگ دو ، سال 62-1961 نقش مهمی داشت .
او سپس در فصل 63-1962 در لیگ اصلی هم برای تیم بازی کرد و قرار بود که هشت سال در باشگاه بماند اما سرانجام در سال 1963 جایگزین هموطن خود ویلی استیونسون در هیبرنیان اسکاتلند شد .
تامی در 119 بازی برای لیورپول 7 گل زد .
جیمی ملیا Jimmy Melia
او در لیورپول بدنیا آمد و یکی از 11 بچه ای بود که مثل گری بیرن در سن 15 سالگی به آنفیلد آمد . جیمی در سال 1953 به تیم بزرگسالان لیورپول دعوت شد . اولین حضور او در سال 1955 ، مقابل ناتینگهام فارست در لیگ دسته دو بود . که در آن بازی ، جیمی گلزنی کرد و لیورپول آن بازی را 5-2 برد .

بهترین فصل او 59-1958 بود او در 40 بازی برای لیورپول 21 گل به ثمر رساند . او به خوبی خو د را به تیم تحمیل کرده بود .وقتی که بیل شانکلی در دسمابر سال 1959 برای برپایی یک انقلاب در آنفیلد آمده بود . ملیا قهرمانی لیورپول را در لیگ دسته دوم انگلیس در سال 1962 جشن گرفت . او در 42 بازی 21 گل به ثمر رساند .
دو سال بعد یعنی در سال 1964 به لیورپول کمک کرد تا بر فراز لیگ انگلستان جای بگیرد و قهرمانی ششم خود را که از سال 1947 در حسرت آن می سوخت ، جشن بگیرد . استعداد او وقتی که یک پسر بچه بود و در جونان برای تیم انگلیس دو جام بین المللی را به ارمغان آورد شکوفا شد .
جیمی ملیا پس از 287 بازی برای لیورپول و زدن 78 گل بعد از قهرمانی لیورپول در سال 1964 آنفیلد را ترک کرد و در ازای مبلغ 50000 پوند به ولووز پیوست .
بعد از ولوز به ساوت همپتون پیوست و بعد به عنوان مربی و بازیکن در تیم های آلدر شات و کرو ظاهر شد . مدتی مربی ساوت پورت شد و بعدش برای کار به آمریکا رفت .
مهمترین افتخارات مربی گری وی را می توان در سال 1983 به همراه برایتون دانست . او برایتون را به فینال fa cup آورد ولی در ویمبلی بازی را به منچستر یونایتد با نتیجه سنگین 0-4 واگذار کرد . او بعداً مربی تیم پرتغالی بلنیس شد و سپس برای مربی گری به تگزاس آمریکا رفت .
برت اسلیتر Bert Slater
برت اسلیتر در سال 1959 از فالکرک در جریان یک معاوضه به جای تامی یانگر به تیم پیوست . او در سن 23 یک راست به تیم اصلی در شروع فصل 60-59 آمد . با این حال او شروع بدی در تیم داشت . او در اولین بازی اش 8 بار دروازه خود را باز شده دید . و فوراً با دویگ رودهام دروازه بان دیگر تعویض شد. رود تا 14 بازی بعدی برای تیم بازی کرد .

با تغيير مربي شانس به برت اسلیتی روی آورد . بیلی شانکلی عقیده ای خاص به او داشت چنانچه از اول ورود شانکلی تا آخر فصل وی دروازه بان اصلی تیم بود .
قد اسلیتلی 5 فوت بود که برای یک دروازه بان نسبتاً کوچک است . اما برت اسلیتلی در فصل 63-62 که لیورپول در لیگ دو قهرمان شد 29 بار از دروازه محافظت کرد .بعد جای خود را به جیمی فارنل داد . او 111 باری برای لیورپول انجام داد .
برت دیگر به آنفیلد برنگشت او به اسکاتلند رفت تا در تیم دندی حضور یابد . او با دندی تا نیمه نهایی جام باشگاه های اروپا در سال 1963 بالا آمد . بعد به واتفورد پیوست و سپس مربی شد .
او بعد از بازنشستگی وارد یک شرکت شد که کار آن ها توسعه ورزش گلف بود .
گئوف توئنتی من Geoff Towentyman
هافبک چپ سرخ ها که برای سالیانی بر این پست تکیه داده بود . در سال 1953 در ازای مبلغ قابل توجه 10000 پوند از کارلیسل به لیورپول پیوست درست چهارماه از پایان فصلی که لیورپول در ته جدول جای گرفت و به دسته دوم سقوط کرد . لیورپول تنها با 9 برد از 42 بازی فصل را به پایان رسانده بود .

توئنتی من به خاطر قدرتش و بازی شناورش در پست هافبک ، زمانی که در کارلیسل بازی می کرد ، معروف شد . در آن زمان بیل شنکلی مربی کارلیسل را برعهده داشت او در تیم شانکلی شماره 5 می پوشید . تا اینکه شانکلی برای مربی گری به گریمبسی رفت و توئنتی من به آنفیلد .
او در 184 بازی برای لیورپول 11 گل زد . در تیم لیورپول شماره 6 را بر تن می کرد . شماره ای که زمانی متعلق به لوری هیوز و بعداً دیک وایت بود .
او در سال 1959 بالی من یونایتد پیوست . که در آن تیم در نقش مربی – بازیکن ظاهر شد . درست نه ماه قبل از اینکه شانکلی بزرگ مربی تیم شود . بعد در تیم های مورکامبی ( مربی – بازیکن ) و پنریت ( مربی ) حضور پیافت . تا اينکه بيل شانکلي در سال 1967 او را دوباره در نقش کشف استعداد های جوان به آنفیلد آورد . او بازیکنانی چون فیل نیل ، یان راش و آلن هانسن را به باشگاه معرفی کرد . او سپس به گلاسکو رنجرز رفت و همین پست را برعهده گرفت .
دیک وایت Dick white
در پست هافبک مرکزی بازی می کرد و خیلی قابل اعتماد بود . در سال 1955 از سونتپورت یونایتد به تیم پیوست و جایگزین لوری هیوز شد .

او دو سال صبر کرد تا با تیم امضا کند . اما بعداً کاپیتان لیورپول شد و در بازی های متوالی برای لیورول به میدان رفت بطوری که در فصل 58 – 57 تنها دو بازی را از دست داد . تماشاگران به او علاقه ای ویژه داشتند . او هیچ وقت نمی خواست کمتر از 100 % باشد . و از باختن متنفر بود شاید به خاطر این اراده اش بود که محبوب هواداران بود .
تنها گلی که برای لیورپول زد در Facup بود در حالی که تیم تا 11 دقیقه مانده به اتمام بازی از حریف خود که سوتند نام داشت ، عقب بود ، دیک گل تساوی را زد و لیورپول را نجات داد .
با ورود ران ییت به تیم ، او مجبور بود از پستش دفاع کند . اما او جایگاهش و نیز کاپیتانی را از دست داد و به دفاع راست رفت . در همین پست بود که با لیورپول توانست قهرمان لیگ دسته دوم انگلیس در فصل 62-61 شود . در آن فصل رویایی او 24 بازی برای لیورپول انجام داد .
در می 1962 او را به دانسستر فروختند . او در 216 بازی برای لیورپول همان یک گل را به ثمر رساند .
جانی ویلر Johnny Wheeler
در زمان فیل تیلور مربی وقت باشگاه به لیورپول آمد . او قبلاً در ترانمر و بولتون واندرز بازی کرده بود . او در سال 1953 با بولتون واندرز به فينال Fa cup رسید ولی بولتون 4-3 بازی را به بلکپول واگذار کرد . جانی در سال 1956 به لیورپول آمد و کاپیتان شد .

خيلي از بازی هايي که براي لیورپول انجام داد ، مهاجم نوک تیم بود . در یک روز به یاد ماندنی سال 1956 مقابل پورت واله ، وقتی بیلی لیدل گل مساوی را به ثمر رساند ، او سریعترین هت تریک تاریخ فوتبال بریتانیا را برای لیورپول انجام داد . گل های او در دقیقه 82 ، 83 و 85 به ثمر رسیدند و بازی 4-1 به سود لیورپول تمام شد .
او تا سه سال بعد مرتباً برای باشگاه بازی می کرد اما در فاصله فصل 63-62 بیلی شانکلی با خرید ران ایت و یان سنت جان تنها یک بار برای بازی در لیگ مقابل پلیموت آرگیل انتخاب شد که در آن بازی او مأمور بود تامی لیش من را تحت پوشش قرار دهد و این آخرین بازی بود که برای لیورپول انجام داد . جانی کلاً در 177 بازی برای لیورپول ، 23 گل زد . جانی 33 ساله در فصل قهرمانی لیگ دو در آنفیلد ماند اما دیده نشد . او سرانجام در سال 1963 آنفیلد را برای همیشه ترک کرد .
تامی یانگر Tommy Younger
دروازه بان اسکاتلندی معروف بود که سه سال در آنفیلد بازی کرد . مشهوره که در سال 1956 یک بار به خاطر مصدومیت در بازی با دربی کانتی ، میدان زمین را ترک گفت و بعد به عنوان مهاجم نوک به زمین بازی بازگشت .

او دروازه بان مورد اطمینانی برای تیم بود که قبلاً در هیبرنیان بازی می کرد . او دو بار با هیبرنیان قهرمان اسکاتلند شد . قبل از اینکه در سال 1955 در ازای مبلغ 9000 پوند به لیورپول بیاید .او تبدیل به دروازه بان شماره یک سرخ ها شد و کم کم جای دویگ رودهام و دیو آندروود ( که در فصل قبل گاهی به صورت اشتراکی دروازه بان بود ) را گرفت .
تامی در جام جهانی 1958 سوئد برای اسکاتلند به میدان رفت . که تجربه تلخی برای وی بود . او بعد بار دیگر به دوران اوجش برگشت و به عنوان یکی ازبهترین دروازه بان های بریتانیا پاداش گرفت .
تامی در پنالتی ها خوب عمل می کرد . او در سال 1959 جای خود را به برت اسلیتر داد . بعد به عنوان مربی – بازیکن راهی فالک ریک شد .
او بعدها کمک مربی استوک سیتی و لیدز یونایتد شد . قبل از اینکه دوباره عازم هیبرنیان شود . او بعداً به سمت رئیس فدراسیون فوتبال اسکاتلند دست یافت . تامی 127 بازی برای لیورپول انجام داد و در سال 1984 درگذشت .
رونی موران Ronnie Moran
از او به عنوان یکی از افسانگان آنفیلد یاد می شود . او نقش زیادی در آنفیلد داشت .

مدافع چپ سرخ ها قرارداد حرفه ای خود را در سال 1952 با باشگاه امضا کرد . وی اولین بازی اش را در مقابل دربی کانتی در همان سال انجام داد که لیورپول آن بازی را واگذار کرد .
فصل 56- 55 بود که رونی خود را در تیم تثبیت کرد و شماره سه را از آن خود ساخت . در همان زمان سرخ ها تقریباً در لیگ دسته دوم خود را باخته بودند اما موران بازیکنی بود که در برخورد فیزیکی با بازکنان کمتر به زمین می خود . او متخصص پنالتی زدن بود . موران خود را به عنوان یک بازیکن کارا و مؤثر ثابت کرده بود . بطوری که از سال 1955 تا 1959 تنها شش بازی را از دست داد .
به خاطر خدمت شایانی که در تیم از خود نشان داد ، به او بازویند کاپیتانی را دادند . در فصل 62-61 او 16 بار برای لیورپول بازی کرد . تیم در آن فصل در صدر جدول جای گرفت .
دو سال بعد او توانست قهرمان ششم در لیگ انگلستان را برای تیم به ارمغان بیاورد .رونی در آن فصل رویایی تنها هفت بازی را از دست داد .
با مصدومیتی که گریبانگیر گری برن در فینال Fa cup سال 1965 مقابل لیدز یونایتد شد . رونی موران سه روز بعد به جای او در بازی بعدی تیم حاضر شد که این آخرین بازی وی برای تیم بود ( بازی خاطره انگیز تیم مقابل اینتر ناسیوناله در آنفیلد ) قبل از باخت بحث بر انگیز تیم در ورزشگاه سن سیرو در نیمه نهایی جام باشگاه های اروپا .

رونی موران در کنار بیل شانکلی
موران در سال 1969 پس از ۳۷۹ بازی و ۱۶ گل بازنشسته شد و به گروه مربی گری در کنار بیلی شانکلی ملحق شد . او بعداً تبدیل به یکی از اعضای اصلی اتاق Boot شد .جایی که مربیان لیورپول به بحث درباره تیم و مسائل تیم می پرداختند .

رونی استیو های وی را همراهی می کند
رونی نیز به خاطر فریاد هایی که در کنار نیمکت بر سر بازیکنان می زد و دستورالعمل ها را که به آن ها می گفت ، مشهور بود .
او چیزی حدود 50 سال چه در عرصه بازیکن و یا مربی در خدمت تیم بود و در زیر دست مربیانی چون شانکلی ، پیسلی ، فاگان ، دالگلیش ، سونس و روی ایوانز به فعالیت پرداخت .
رونی در کنار دالگلیش و ایوانز
موران بازنشستگی خود از فوتبال را در سال 1998 اعلام کرد . او سرانجام باشگاه را ترک گفت .
او هنوز هم به آنفیلد می آید و برخی از بازی های تیم را تماشا می کند . او همیشه یک عاشق می ماند .

معرفی بازیکنان دهه 19۴0 لیورپول:



بیلی لیدل - آلبرت استابینز- باب پیسلی
در اوایل دهه ۴۰ به خاطر جنگ جهانی دوم مدتی وقفه در فوتبال انگلستان روی می دهد ، اما در اولین فصل بعد از اتمام جنگ جهانی دوم دوباره مسابقات از سر گرفته شد . در فصل ۴۷-۴۶ پس از پایان جنگ جهانی تیم لیورپول قهرمانی پنجم خود در لیگ انگلستان را جشن گرفت . مربی تیم در آن روز ها جورج کی بود و بازیکنانی همچون استابینز ، بیلی لیدل ، پیسلی ، بلامر ، هیوز ، باسبی و ... در تیم می درخشیدند . برای آگاهی از شرح حال این بازیکنان به روی ادامه مطلب کلیک کنید .
باب پیسلی Sir Bob Paisley

باب یک نابغه بود . او هیچ وقت نمی خواست مربی باشد . اما مجبور شد که فرماندهی لیورپول را بپذیرد . او بعد ، از همه مربیان بریتانیایی پیش افتاد و همه را به تعجب وا داشت. به او مرد جام ها می گفتند . هر مربی بریتانیایی آرزو داشت که به ذره ای از دستاوردهای او در لیورپول برسد .
پیسلی در سال 1919 بدنیا آمد . پسر محجوب شمال شرق انگلیس ، فوتبالش آن طور که باید جذاب نبود . او در سال 1939 به تیم پیوست . در دفاع و گاهی هم هافبک کنار بازی می کرد . تنها عنوانی که به عنوان بازیکن با لیورپول بدست آورد ، قهرمانی در فصل 47- 46 بود .
او بعد ها مربی مله نیوم شد و پس از بازنشستگی بیل شانکلی در سال 1974 به سمت مربیگری لیورپول انتخاب شد . تا قبل از آن دستیار شانکلی بود
تیمی که در زمان فیل تیلور در دوران دهه 50 به افول رفته بود . توسط شانکلی در دهه 60 بازسازی شد . و بعد توسط پیسلی در دهه 70 و 80 به اوج اقتدار خود دست یافت .
شانکلی یک معمار بود ، پیسلی یک مهندس ... او با لیورپول به اوج ابرها رفت به طوری که تا اوایل قرن 21 هنوز رکوردهایش شکسته نشد .
در زمان مربی گری سه ستاره اسکاتلندی در تیم می درخشیدند . آلن هانسن ، کنی دالگلیش و گریم سونس . البته بازیکن های زیادی را تحویل لیورپول داد
کنی دالگیش می گوید : فقط یک باب پیسلی بود . او بهتر از همه بود . بازیکن می ساخت ... مربی بود ... تیم را اداره می کرد .... و کارگردان بود .
هانسن : همه افتخاراتم را با باب بدست آوردم . او نمونه بود .
گریم سونس : وقتی شما راجع به یک مربی بزرگ صحبت می کنید . پیسلی را به خاطر بیاورید . او شماره 1 است. او بزرگترینشان است .
باب در دهکده دارهام در لیتون – لی – هل اسکاتلند در ژانویه 1919 بدنیا آمد . او پسر یک معدنچی بود . دوران کودکی او در آن مکان با شرایط آب و هوایی سخت سپری شد . باب استعداد شگرفی در جذب اطلاعات داشت . همچنین او تمام نصیحت ها و یا فرمایشاتی که دیگران به او می کردند را خیلی سریع در گوش خود فرو می کرد .

بابی دوران جوانی خود را در تیم بیشاپ اوکلند سپری کرد . بعد از آن به ساندرلند رفت سپس در سال 1939 به لیورپول آمد . او با لیورپول در اولین لیگ بعد از جنگ جهانی دوم در فصل 47 - 46 قهرمان شد که آنها بعد از 24 سال قهرمان شدند . اولین گل باب در سال 1948 بود که در مقابل ولورهمپتون در آنفیلد به ثمر رساند . او و جک بلامر گل های تیم را زدند تا لیورپول 2-1 بازی را ببرد . او در بازی نیمه نهایی جام حذفی مقابل اورتون گلزنی کرد و به لیور پول کمک کرد تا فینال Fa cup حضور یابد جایی که سرخ ها برای ا ولین بار در ویمبلی حضور داشتند اما در آن بازی لیورپول مقابل آرسنال شکست خورد .
در بازی فینال توسط مربی وقت به او اجازه بازی داده نشد و این برای پیسلی تجربه ای تلخ بود . او فصل بعد کاپیتان شد . بابی در سال 1954 بازنشسته شد . مدتی فیزیوتراپ باشگاه شد .بعد از آن مربیگری تیم ذخیره باشگاه را برعهده گرفت . با ورود بیلی شانکلی در سال 1959 او این شانس را داشت که درکنار او باشد . بابی دست راست بیلی بود . پیسلی در شکوفایی قهرمانی های پیاپی لیگ و عصر فرماندهی لیورپول بر انگلستان و بریتانیا در کنار شانکلی بود .
سال 1979 هنگامی که بیل شانکلی بازنشستگی خود را به هواداران تیم اعلام کرد . هواداران با ناراحتی از خود می پرسیدند حال چه کسی می تواند موفقیت های شانکلی را تکرار کند ؟
اما پیسلی توانست . عملکرد او بهتر از شانکلی بود .
6 بار قهرمانی در لیگ انگلستان در فصل های 1975-76, 1976-77, 1978-79, 1979-80, 1981-82, 1982-83
3 بار قهرمانی جام باشگاه های اروپا در فصل های 1976-77, 1977-78, 1980-81
3 بار جام اتحادیه در فصل های 1980-81, 1981-82, 1982-83
1 بار جام یوفا در فصل 1975-76
1 بار سوپر جام باشگاه های اروپا در سال 1976
5 بار جام خیریه در فصل های 1974, 1976, 1977 (shared), 1980, 1982
6 بار جایزه بهترین مربی لیگ در فصل های 1975-76, 1976-77, 1978-79, 1979-80, 1981-82, 1982-83
از افتخارات وی به شمار می روند . او تنها نتوانست FA cup را فتح کند و در دست یافتن به آن در فصل 77 – 76 ناکام ماند .
باب پیسلی در سال 1994 در گذشت . برای یادبود تندیسی از وی در ورزشگاه قرار داده اند و نیز یکی از دروازه های ورودی ورزشگاه را به نام او کرده اند .
با مرگش آنفیلد از خود می پرسید چه کسی می تواند افتخارات وی را تکرار کند ؟
( همیشه در ذهنم جاری خواهی بود اگر چه دوران پر از شکوه تو را به خاطر نمی آورم ... مترجم )
ویلی فا گان Willie Fagan
ویلی با جو فاگان مربی موفق لیورپول هیچ نسبت فامیلی نداشت . او را می توان آدم بدشانسی دانست برای اینکه هم با پرستون در سال 1937 و هم با لیورپول در سال 1950 نتوانست قهرمانی FA CUP را جشن بگیرد .

پسر مو قرمز در ماسل بورن به دنیا آمد او در پست هافبک چپ بازی می کرد ولی گاهی هم به خط حمله اضافه می شد .
در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان مهمان در چند تیم مختلف بازی کرد . دوران نوجوانی را در سلتیک گذراند . بعد از مدتی عضو تیم پرستون شد سپس در سال 1937 به آنفیلد آمد . اولین فصل حضورش در لیورپول را با زدن 9 گل در 36 بازی به اتمام رساند . در فصل بعد با زدن 14 گل در لیگ به جدول گلزنان پیوست . او در اولین فصل بعد از جنگ در فصل 47 – 46 پنجمین قهرمانی لیورپول را جشن گرفت . او در این فصل 18 بار حضور یافت و تنها 7 گل زد .که دو گل آن را در مقابل چلسی به ثمر رساند . در آن بازی لیورپول 7-4 در آنفیلد شکست خورد . او در فصل 50-49 ، 15 گل زد که در جدول گلزنان باشگاه بعد از بیلی لیدل دوم شد . بعد از 185 حضور در لیگ و Fa cup و به ثمر رساندن 58 گل در سال 1952 لیورپول را به مقصد بلفاست ترک گفت و مدتی را در تیم وی موث در نقش مربی – بازیکن حاضر شد . بعد از بازنشستگی افسر بورستال شد . ویلی در سن 72 سالگی در سال 1992 درگذشت .
کریل دان Cyril Done

کریل دان در لیورپول بدنیا آمد . او مدتی را در جوانان بوتل بازی کرد . در فروارد یا مرکز زمین به کار گرفته می شد . اولین بازی اش را در مقابل چلسی در سال 1939 انجام داد و توانست با تک گل خود چلسی را در آنفیلد شکست دهد . با شروع شدن جنگ جهانی دوم فوتبال را کنار گذاشت . بعد از بازگشایی لیگ در سال 1946 او به آنفیلد بازگشت و در تساوی خانگی تیم مقابل چارلتون که 1-1 تمام شد تک گل لیورپول را به ثمر رساند . قهرمانی لیورپول در فصل 47-46 را جشن گرفت . او در آن فصل 11 گل زد و بعد از بلامر و آستابین در مکان سوم جدول گلزنان باشگاه ایستاد . ضمن اینکه دو بار هت تریک کرد . او با 109 بازی و 37 گل برای لیورپول در سال 1952 به ترانمر رفت . سپس در پورت واله بازی کرد . دو سال بعد از پیوستن به واله در مصاف با لیورپول 4 گل به تیم سابق خود زد . پورت واله 4-3 را شکست داد. او اواخر عمر خود مثل بابی مور در مصاف با سرطان ناکام ماند و در سال 1993 درگذشت .
کریل سیدلو Cyril Sidlow
بعد از خدمت در دوره جنگ جهانی دوم ، کریل سیدلو کمی دیر به دنیای فوتبال آمد ، اما دروازه بان مطمئنی نشان می داد . او پرتاب های خوبی داشت . او همیشه سعی می کرد توپ را پرت کند تا اینکه به توپ شوت بزند . او فوتبال حرفه ای خود را با ولوز شروع کرد . در سال 1946 لیورپول او را در ازی مبلغ 4000 پوند به خدمت گرفت . او خیلی سریع تبدیل به دروازه بان شماره یک لیورپول شد . او تمام فصل قهرمانی لیورپول در لیگ ، در آنفیلد حضور داشت . حضور آهنین او درون دروازه باعث شد لیورپول به مدال قهرمانی لیگ دست یابد . او بازگشتی فوق العاده سخت در ورزشگاه ملونیکس در پایان فصل مقابل ولوز تیم سابقش داشت و نمایش زیبای او در لباس سرخ ها منجر به قهرمانی تیم جدیدش شد .

ولوز به یک پیروزی احتیاج داشت ، تا قهرمانی را از آن خود کند . لیورپول هم نیاز به امتیاز داشت تا امیدهایش برای قهرمانی را زنده نگه دارد . او با نمایش زیبای خود توانست از قهمانی تیم سابق خود جلوگیری کند و سرخ ها با شکست 1-2 به قهرمانی رسیدند .
کریل جایگاهش را تا سه سه سال دیگر نگه داشت و به تیم کمک کرد تا به فینال FaCup در سال 1950مقابل آرسنال برسد . اما متأسفانه بازی فینال را واگذار کردند .
در فصل 51-50 کریل تنها توانست در 10 بازی اول لیگ حضور داشته باشد زیرا به تدریج جای خود را به دو دروازه بان جدید دیگر تیم به نام های چارلی اشکورت و راسل کراس لی داد .
او آخرین بازی خود را در مقابل نیوکاسل در سال 1950 در آنفیلد انجام داد .اما در ده دقیقه 4 گل دریافت کرد .
کریل سیدلو در آپریل 2005 در سن 89 سالگی درگذشت .
جیمی پینه Jimmy Payne

جیمی در بوتل،لیورپول بدنیا آمد . او را به خاطر بازی های درخشانش با استانلی ماتیوس و تامی فین لی مقایسه می کردند .جیمی بازیکن هوشیار و سرسختی بود . او می توانست بازیکنان حریف را با حرکات فریبنده خود گمراه کند . او بال چپ سرخ ها بود . اولین بازی اش را در سال 1948 در برابر بولتون واندرز انجام داد .در آن فصل جیمی تنها یک بازی لیگ را از دست داد و در تمام بازی ها حضوری فعال داشت . جیمی در فینال FA Cup سال 1950 در مقابل آرسنال هم بازی کرد که لیورپول آن بازی را 0-2 شکست خورد. جیمی پینه در سال 1956 به تیم رقیب یعنی اورتون در ازای دستمزد 5000 پوند پیوست . او تنها توانست بدلیل مصدومیت 6 بازی را برای آبی ها انجام دهد . جیمی در سن 30 سالگی بازنشست شد و بعد از آن مدتی پیشه خبرنگاری را برگزید . او در 245 بازی برای لیورپول 42 بار موفق به گلزنی شد .
ادی اسپایسر Eddie Spicer
ادی اسپایسر به خاطر شجاعتش در Royal Marine زمان خدمتش در جنگ جهانی دوم نشان دریافت کرد . او برای سرخ ها در میدان هم شجاع بود .
ادی بازیکن با کلاس و ملی پوش لیورپول قابلیت شوتزنی با هر دو پایش را داشت .ادی اولین بازی اش را در Fa cup سال 1946 مقابل تیم سابقش بولتون واندرز انجام داد . او در خط دفاع مرکزی بازی می کرد . اما خودش ترجیح می داد که در سمت چپ خط دفاعی بازی کند .

او در فینال به یادماندنی Fa cup در سال 1950 مقابل آرسنال هم حضور داشت هر چند که لیورپول در آن بازی در رویای اولین قهرمانی در این جام ماند . فصل بعد برای او ناامید کننده بود مصدومیتی که از ناحیه پاهایش در تور سوئد پیش از مسابقات لیگ گریبانگیر او شده بود ، موجب شد که او همه بازی های فصل را در بیرون از زمین بسر ببرد .
او در فصل 53-52 بار دیگر برگشت اما بعد از 28 بازی در لیگ ، پایش در الدترافورد شکست و همین مسئله باعث شد که او اعلام بازنشستگی کند . او در 168 بازی برای لیورپول تنها 2 گل به ثمر رساند .
مشهوره که هنگام بازنشستگی وی باشگاه به او در ازای خدماتش پاداش داد و جمعیتی بیش از 40000 نفر برای ارج نهادن به وی آمده بودند تا نشان دهند که چقدر برای آنها اعتبار داشته است .
ادی در سن 89 سالگی نتوانست خود را از شر یک بیماری سمج نجات دهد و در روز کریسمس سال 2004 درگذشت .
آلبرت استابینز Albert Stubbins
مهاجم نوک لیورپول که توانست کمک های زیادی برای قهرمانی پنجم لیورپول در لیگ 47-46 بکند . قدرتمند و نشانه گیر ماهری بود . او در نیوکاسل به خاطر همین خصوصیات شناخته شد . آلبرت استابین در پیروز های انگلستان نیز نقش اساسی داشت .بعداً استعدادش در بازی تبدیل به یکی از قدرت های لیورپول در لیگ شد .

سال 1946 در سالن سینمای تین ساید نشسته بود که پیغامی به او رسید . به وی گفته بودند که به سنت جیمز پارک بیاید . وقتی به آنجا رسید نماینده های دو باشگاه اورتون و لیورپول آنجا بود . قرار شد آلبرت به یکی از این باشگاه ها بپیوندد .مشاجره بر سر او بالا بود تا اینکه او تصمیم گرفت که سکه ای پرتاب کند و بر اساس آن تیم آینده اش را انتخاب کند .سکه شانس به نفع لیورپول شد و آلبرت سرانجام راهی آنفیلد شد .او در ازای مبلغ 12000 پوند که در نوع خودش یک رکورد بود رسماً لیورپولی شد .
آلبرت اولین گلش را در اولین حضورش در لیگ در مقابل بولتون زد . او در کنار جک بلامر زوج قوی خط حمله لیورپول را تشکیل داده بود . آنها هر کدام 24 گل زدند تا لیورپول در مکان نخست جای بگیرد . تیم علاوه بر آنها شامل باب پیسلی و بیلی لیدل می شد .
در فینال 1950 جام Fa Cup شکست برابر آرسنال برای استابین خیلی تلخ بود .
هت تریک در مقابل بیرمینگهام در Fa cup یکی از بیادماندنی ترین بازی های او بود . یکی از گل هایش آنچنان جمعیت روی سکو های یخ بسته آنفیلد را به وجه آورد که تا مدت ها در خاطره آن ها ماند . او با یک شیرجه دیدنی توپ را با سر وارد دروازه کرد . جمعیت به او لقب ورزشکار تماشایی دادند .آلبرت در سال 1952 از لیورپول جدا شد . در حالی که در 180 بازی 83 گل به ثمر رسانده بود .
آلبرت استابین بعد از بازنشستگی در فوتبال مدتی خبرنگار شد . او پس از بیماری کوتاهی که در سال 2002 داشت در سن 83 سالگی درگذشت .
بیل جونز Bill Jonez
بیل جونز احتمالاً در حافظه هواداران باقی مانده وقتی که او را به باب پیسلی در سال 1950 و در بازی فینال مقابل آرسنال ترجیح دادند و لیورپول آن بازی را 2-0 واگذار کرد .

او از دربی شایر در سال 1938 به لیورپول پیوست . بیلی در زمان جنگ جهانی دوم هنگامی که در خط مقدم راین بود ، مدال نظامی دریافت کرد .
جونز یکی از سودمندترین و مؤثرترین بازیکنان در فصل 46-47 ( فصل قهرمانی لیورپول ) بود . او در 5 پست متفاوت بازی کرد . از حمله گرفته تا دفاع و در هر موقعیتی که بود همیشه بیشترین سعی اش را می کرد .
یک بازیکن ملی پوش که توانایی و قابلیت های کریکتش حرف نداشت . اما او بیشتر می خواست به روی فوتبال تمرکز کند .
او در فصل 53-52 بهترین تلاش هایش را برای باشگاه انجام داد . سخت ترین گل ها را ثمر رساند . اما تلاش هایش بی نتیجه بود و نتوانست لیورپول را در لیگ نگه دارد . تا اینکه او تصمیم به ترک باشگاه بعد از ناکامی گرفت و به ایلسمر پورت پیوست و در آن باشگاه در نقش مربی و بازیکن ظاهر شد .
او در دهه 1960 دوباره به باشگاه برگشت و مأموریت داشت تا بازیکنان با استعداد را برای باشگاه کشف کند او در دهه 70 هم در باشگاه ماند . و بهترین بازیکنان با کیفیت را در آن دوران را تحویل باشگاه داد .
ری لمبرت Ray Lambert

ری لمبرت بازیکن ولزی که فوتبال آماتور خود را تا سن 13 سالگی در سال 1939 در لیورپول آغاز کرد . او در سال 1946 ، بعد از جنگ جهانی دوم اولین بازی خود را برای تیم اصلی انجام داد و احتمالاً یکی از جوان ترین بازیکنی بود که در قهرمانی لیورپول نقش داشت . او در بازی فینال مقابل آرسنال در جام Fa cup حاضر بود . اما نتوانست از شکست 0-2 لیورپول جلوگیری کند . درپست دفاع چپ بازی می کرد و یکی از بازیکنان مورد علاقه جایگاه کپ به شمار می آمد . او در سال 1956 در جشن تولد 34 سالگی خود بازنشسته شد . ری یک لیورپولی وفادار بود و در 341 بازی برای باشگاه تنها دو گل زد .
بیلی لیدل Billy Liddell
از دیدگاه گزارشگر BBC مردی نمونه برای تمامی فصول و موقعیت ها بود. او به همراه سیر استنلی ماتیوز دو بازیکن معروف بریتانیایی بودند که دو بار در ترکیب بریتانیا در مقابل اروپا در سال های 1947 و 1955 بازی کردند .
مرد اسکاتلندی ابتدا در پست هافبک چپ به بازی گرفته می شد . او بعداً در فوروارد مرکزی ظاهر شد و توانست گل های بیشماری برای لیورپول بزند . مهارت او در بازی منجر به مصدومیت وی در ناحیه هر دو پایش شد و او مجبور بود در بیرون از زمین باشد .

بیلی در سال 1938 هنگامی که 15 ساله بود در فوتبال آماتوری باشگاه بازی می کرد . او به حسابداری هم علاقه داشت و مطالعاتی در این زمینه انجام می داد . بیلی تا فصل 61-60 در باشگاه باقی ماند . با گل های او و جک بلامر بود که لیورپول قهرمان فصل 47-46 شد . بعد از مصدومیتی که در بازی با آرسنال در فینال Facup گریبانگیر وی شد . شمار گل هایش برای باشگاه کم شد . در مدتی که لیورپول در دهه 1950 در لیگ دو بسر می برد بخاطر استعدادی که در گلزنی نشان می داد و درخششی که از خود داشت و نیز هشت فصل گلزن اول باشگاه ، تماشاگران اسم لیدل پول را روی او گذاشتند .
بیلی در 537 بازی برای لیورپول 224 گل زد .او در فصل 61-1960 آخرین بازی اش را برای باشگاه انجام داد . در آن زمان ها هواداران او را بازیکن قرن بیستم می نامیدند .
بیلی لیدل در اثر بیماری آلزایمر در سال 2001 در سن 79 سالگی درگذشت .
( لیدل پول ... لیدل پول ... هنوز هم درآنفیلد طنین انداز است ... یادش گرامی باد ( مترجم ) )
لوری هیوز Laurie Hughes
فرماندهی خط میانی تیم را بر عهده داشت . او همچنین به عنوان هافبک کناری هم به بازی گرفته می شد .لوری هیوز تنها و اولین کسی از لیورپول بود که این امتیاز را داشت تا در بازی های جام جهانی در سال 1950 برای تیم ملی انگلیس بازی کند ولی در آن بازی انگلیس 0-1 از آمریکا شکست خورد و حذف شد .

مثل یک گاو ، قوی و در میدان بازی هوشیار بود . عضو ثابت در دفاع لیورپول در دهه ای که در آن جنگ جهانی دوم رو به اتمام می رفت .
کار آموزی از ترانمر بود که در سال 1943 با سرخ ها امضا کرد . او 30 بازی در فصل قهرمانی لیورپول در لیگ 47-46 انجام داد . همچنین در بازی خاطره انگیز فینال Fa Cup مقابل آرسنال در سال 1950 حضور داشت که لیورپول آن بازی را 2-0 واگذار کرد .
در همان سال تنها گلش در طول تمام بازی هایی که برای لیورپول انجام داده بود ، باعث شد تا تیم از شکست خانگی در مقابل استوک تنها دو دقیقه قبل از پایان بازی ،رهایی یابد .
در فصل 53 – 52 لیورپول رفته رفته ضعیف شد به طوری که سال بعد در انتهای جدول جای گرفت . اما هیوز همچنان به بازی در آنفیلد علاقه داشت . در آخرین فصل حضورش در لیورپول در لیگ 57- 56 او یکی از بهترین ها بود . آخرین بازی وی برای لیورپول در سال 57 مقابل چارلتون اتلتیک بود اگر چه او هنوز علاقه ای نداشت که از فوتبال کنار بکشد تا اینکه در می 1960 در سن 36 سالگی درگذشت .
او در 326 بازی برای باشگاه تنها همان یک گل با ارزش را به ثمر رساند .
کوین بارون Kevin Baron
در پرستون ، انگلستان بدنيا آمد . کوین فوتبال آماتورش را با تیم زادگاهش پرستون بازی کرد . قبل از اینکه جورج کی مربی وقت باشگاه در سال 1945 او را به آنفیلد بیاورد . اولین بازی اش برای تیم در سال 1946 در دور سوم جام Fa cup مقابل چستر بود که برای او خاطره انگیز است نه فقط بخاطر اینکه لیورپول آن بازی را 2-0 برد ، بلکه به این دلیل که او برای اولین بار در کنار بیلی لیدل بازی می کرد . اولین گلش مقابل گریمسی تاون در آنفیلد ، سال 1947 بود . او دقیقه 77 گلزنی کرد تا اینکه تیم 3-1 بازی را ببرد .
به خاطر پسر بچه بودن ، این امکان برای کوین فراهم نبود که در فصل قهرمانی 47-46 به جایگاهی شایسته در تیم دست یابد . اما فصل بعد هم بهتر از آن نبود زیرا که او توانست تنها 6 بازی انجام دهد .
در فصل 50-49 بارون مهاجم نوک تیم بالا خره توانست خود را به تیم تحمیل کند و جایگاهی ثابت برای خود دست و پا کند . او از 42 بازی لیگ تنها 4 بازی را از دست داد . او 7 بار موفق به گلزنی شد . در Fa cup فوق العاده عالی ظاهر شد . مخصوصاً دور چهارم در بازی با اکستر سیتی که در آنفیلد برگزار شد و او توانسن در آن بازی با گلزنی برای تیم ، بدرخشد . او از اینکه به تیم کمک کرده بود تا برای رسیدن به فینال راه خود را هموار سازد بسیار خشنود بود . اما شکست در بازی ویمبلی مقابل آرسنال قلب او را شکست .
در فصل 51 – 50 او 41 بار برای تیم بازی کرد که بیشترین حضور وی در بازی های لیگ محسوب می شود و از نظر تعداد بازی بعد از بیلی لیدل در جای دوم ایستاد . کوین تنها توانست 6 گل در آن فصل بزند .
او دو فصل بعد از آن روی هم رفته 44 بازی برای تیم انجام داد که نتوانست آن طور که باید در آنفیلد بدرخشد . در سال 1954 به او اجازه ترک باشگاه را دادند . کوین به تیم سوتند رفت بعد از آن در نورت همپتون بازی کرد . و بعد در تیم های زیادی حضور یافت . او در 140 بازی برای لیورپول 32 بار دروازه حریفان را گشود .
او در سال 1974 ، زمانی که فقط 44 سال سن داشت ، درگذشت .
ضمن اینکه برادر بزرگترش یکی از قربانیان فاجعه هیلزبورو در سال 1989 است .
معرفی بازیکنان دهه 19۳0 لیورپول:
جک بلامر Jack Balmer
يک پسر بچه بومی از یک خانواده که شجره نامه ای کاملاٌ فوتبالی داشتند .او یکی از ارکان اصلی تیم در دوران جنگ جهانی دوم بود . او با آلبرت استابین زوج خط حمله آن روز های باشگاه را تشکیل داده بود . بیل و باب عموهای جک در اورتون بازی می کردند . در اوایل دهه 1900 ، جک فوتبال آماتور خود را در گودیسون خانه اورتون شروع کرد ولی به صروت حرفه ای در سال 1935 با لیورپول در سن 19 سالگی امضا کرد و بعداً کاپیتان تیم شد .
جک در پست فروارد بازی می کرد . او در فاصله جنگ جهانی دوم همچنان در تیم باقی ماند و با از سر گیری لیگ انگلیس در فصل 47 – 1946 جام قهرمانی انگلیس را بالای سر برد . او در پنجمین قهرمانی لیورپول نقش اساسی را داشت .
تیم بعداً با آلبرت استابین در ازای مبلغ 12500 پوند قرارداد بست . آلبرت در کنار بلامر 48 گل را به ثمر رساندند که سهم هر کدام 24 گل بود بعد ها بیلی لیدل مهاجم افسانه ای سرخ ها به آن ها اضافه شد . تیم در آن موقع شامل بازیکنانی چون فیل تیلور و باب پیسلی مربیان آتب باشگاه می شد .
بلامر در سه فصل پیاپی با هت تریک هایش رکورد قابل توجهی از خود برجای گذاشت .
سه بار مقابل پورت موث ، سه بار مقابل دربی و 4 بار در مقابل آرسنال. او همچنین در هفت بازی 17 گل زده بود .
بلامر در سال 1952 با زدن 111 گل در 314 حضور در لیگ و FA CUP بازنشسته شد . او در کریسمس 1984 درگذشت .
مت باسبی Sir Matt Busby
از سیر باسبی بیشتر به عنوان یک مربی موفق در منچستر یونایتد و یا اولین کسی که باشگاه منچستر یونایتد را باز سازی کرد یاد می شود . او یکی از نجاتیافتگان حادثه هوایی مونیخ است . سیر باسبی به عنوان بازیکن در باشگاه لیورپول چهره شد .و بعدها تبدیل به یکی از مربیان موفق در انگلستان می شود . او با باب پیسلی دوستی دیرینه ای داشت . او در لنارک ششایر اسکاتلند بدنیا آمد . باسبی در ازای مبلغ 8000 پوند از منچستر سیتی در سال 1936 به لیورپول پیوست و بعد ها کاپیتان شد .
او در پست هافبک مرکزی بازی می کرد و بال راست سرخ ها بود . کار با توپش حرف نداشت و با ظرافت و زیبایی توپ را به جریان می انداخت .
او کاپیتان بود هنگامی که پیسلی جوان با سرخ ها قرارداد بست . او پیسلی را در سمت راست خودش به بازی گرفت .
هنگامی که جنگ جهانی دوم شروع شد . باسبی فوتبال را رها کرد و مثل خیلی از بازیکنان آنفیلد به خدمت شاه لیورپول درآمد .
بعد از جنگ جهانی دوم ، باشگاه از مت باسبی خواست تا مربی لیورپول شود . باسبی از تبم خواست تا مسئولیت های بیشتری به او بدهند . اما مدیر وقت باشگاه مک دونال نپذیرفت و به او اجازه ترک باشگاه داد . او به منچستر یونایتد رفت و سرمربی گری آن تیم را پذیرفت. باسبی با منچستر به عناوین زیادی در لیگ انگلستان رسید . او منچستر را به عنوان اولین تیم انگلیسی در سال 1967 قهرمان باشگاه های اروپا کرد . سیر مت باسبی در سال 1994 درگذشت .
تام کوپر Tom Cooper
در استوک بدنیا آمد . در تاتنهام ، پورت واله بازی کرده بود او مدتی نیز بیس بال بازی می کرد و کاپیتان تیم انگلستان نیز بود فدراسیون فوتبال از او خواست که در تیم فوتبال انگلیس نیز بازی کند .
کوپر در سال 1934 به لیورپول پیوست . او در پست مدافع بازی می کرد . از خصوصیات بازی او خوب و سنجیده تکل رفتن وی بود . او نقش متوقف کننده مهاجمان را بر عهده داشت . او علی رغم 160 بازی که بری سرخ ها در لیگ و Fa CUP انجام داد ، هیچ گلی نتوانست بزند .تام در دربی ها محکم و آهنین حاضر می شد .
با شروع جنگ جهانی دوم ، فوتبال را رها کرد و به ارتش پیوست و گروهبان شد .او آخرین بازی خود در لباس سرخ ها مقابل تیم شهر خود ، استوک در سال 1940 انجام داد . دو ماه بعد در مأموریتی برای ارتش ، هنگامی که با موتور در مسیر حرکت می کرد در اثر تصادف با کامیونی ارتشی کشته شد . پس از تحقیق و بررسی ها ، پلیس دستور داد که هیچ موتورسواری حق ندارد بدون کلاه رانندگی کند .
آلف هانسون Alf Hanson
در بوتل لیورپول متولد شد ، او فوتبال را در جوانی در بوتل آغاز کرد قبل از اینکه جورج پترسون در سال 1931 با او امضا کند . اما او در دو سال بعد ، در سال 1934 اولین بازی اش را در مقابل میدلزبورو انجام داد .
او در بازی دربی با اورتون توانست هت تریک کند و در شعر های هواداران باشگاه جای بگیرد . لیورپول آن بازی را 7-4 برد . آلف با حرف اختصاری A معروف بود . یک مقاله نویس درباره او می گوید : آلف بازیکن کلاً بازیکن یک پایی نبود اما ضربه پای چپش ترس را در قلب دراوزه بان ها می انداخت . مخصوصاً وقتی که توپ را با تنفر شلیک می کرد .
آلف در 177 بازی برای سرخ ها 52 گل زد . او در سال 1938 به چلسی پیوست . در زمان جنگ جهانی برای انگلیس در مقابل اسکاتلند هم به میدان رفت . بعد به عنوان مربی و بازیکن به تیم جنوب لیورپول رفت ، مدتی را نیز در شلبورن یونایتد مربی گری کرد .
او در سال 1993 در سن 81 سالگی در گذشت .
برری نیوون هایز Berry Nieuwenhuys
از آن دسته بازیکنانی بود که از آفریقای جنوبی آمده بود . برری در سال 1933 توسط جورج پترسون مربی وقت به باشگاه آمد . او در کنار گوردون هاجسون در خط حمله بازی می کرد . او شماره 7 مشهور را می پوشید و با نام نیوی مشهور بود . شوت های او کاملاً ترسناک بود . او در شش فصلی که با لیورپول تا قبل از جنگ جهانی دوم بود شمار گل های دو رقمی به ترتیب 10 ، 11 ، 10 ، 13 ، 13 و 16 گل تا سال 1939 زده بود . او همچنین بخاطر بازی مفیدش در برابر اورتون در سال 1939 ، 658 پوند جایزه گرفت . در فاصله جنگ جهانی دوم ، مدتی را به عنوان مهمان برای تیم های آرسنال و وست هام بازی کرد . بعد از جنگ جهانی دوم در سال 1946 به آنفیلد بازگشت . او در فصلی که لیورپول برای پنجمین بار قهرمان شده بود در مدت 15 حضور خود 5 گل زد . در آن فصل رویایی آلبرت استابین ، بیلی لیدل بلامر و پیسلی برای تیم بازی می کردند .
او در سال 1949 بعد از 224 حضور در لیورپول و زدن 79 گل به آفريقاي جنوبی بازگشت و به ورزش گلف پرداخت .
برری در سال 1984 درگذشت .
فیل تیلور Phil Teylor
فیل تیلور یکی از بدشانسان تاریخ لیورپول به حساب می آمد . او برعکس دوستش بیل شانکلی نتوانست در سمت مربی گری هیچ عنوانی را برای لیورپول بدست آورد .
تیلور از بریستول سیتی در سال 1936 با لیورپول امضا کرد . بعدها کاپیتانی را از دست دان ولش گرفت . او مردی با فرهنگ ، هوشیار بود . در زمین با حرکات فریبنده خود دل همه را می قاپید . او محبوب همه هم تیمی های خود بود و همه به او احترام می گذاشتند . حتی هواداران هم دوستش داشتند . او بازیکنی خلاق و سنجیده بود . به نظر می رسید که بعد از رفتن دان ولش ، انتخاب ایده آلی برای مربی گری باشد .
او در زمان مربی گری آلن ای کورت ، تامی یانگر و رونی موران ( که بعد ها کاپیتان شد و 50 سال فوق العاده به باشگاه خدمت کرد . ) را به باشگاه آورد . اما متأسفانه تیمش نتوانست صدر جدول را بدست آورد . علاوه بر آن به دسته دوم سقوط کرد .
تیلور در سال 60 - 1959 دوباره با باشگاه امضا کرد . و سعی کرد که تیم را در مسیر پیشرفت قرار دهد .
بعد از 23 سال خدمت به باشگاه ، فیل تیلور غمگین و افسرده در مصاحبه ای که با دیلی پست لیورپول داشت گفت : هیچ اهمیتی ندارد که چطور ناامیدی رویاهایمان را به سوی بازگشت به لیگ اول از بین برده . اما این درد بزرگی برای من است . قلب من شکست. من تمام انرژی ام را روی موفقیت باشگاه گذاشتم اگر چه کافی نبود . اما حالا وقت آن است که تیم را به دیگری بسپاری تا بهترین سعی اش را بکند .
دوست داشتنی و درستکار بود . فیل تیلور حالا باید از آمدن بیل شانکلی راضی باشد . زیرا که او توانست ناکامی های فیل تیلور را جبران کند .
فیل تیلور به عنوان بازیکن تنها توانست مقام قهرمانی در فصل 47- 46 را بدست آورد .
معرفی بازیکنان دهه 19۲0 لیورپول:
تام برامی لو Tom Bromilow
در خیابان وست داربی لیورپول بدنیا آمد . او در سن 24 سالگی به آنفیلد آمد . تام اصرار داشت که او را امتحان کنند . جورج پترسون کمک مربی باشگاه از او تست گرفت و شدیداً تحت تأثیر مهارت وی قرار گرفت . تام امضا کرد و بعدها یکی از افسانگان باشگاه شد .
تام اولین بازی اش را در مقابل بارنزلی در سال 1919 انجام داد . اولین گلش را در سال 1920 مقابل بولتون به ثمر رساند .او بال چپ سرخ ها در مرکز زمین بود هم خوب تکل می رفت و هم خوب توپ را میان اعضای تیم توزیع می نمود . او به تدریج جز ء اسکلت اصلی تیم شد به طوری که تنها دو بازی را در فصل موفقت آمیز و قهرمانی لیورپول در سال 1921 از دست داد . برامیلو تیم را خوب به جلو می برد . و نقش مهمی در قهرمانی های پیاپی تیم در اوایل دهه 20 داشت . تام برای لیورپول کاپیتانی نمونه بود .
اولین بازی اش در تیم انگلیس مقابل ولز در مسابقات قهرمانی بریتانیا سال 1921 بود که 0-0 به پایان رسید او یکی از 5 جام قهرمانی انگلیس در مقابل ولز را در سال 1921 فتح کردو در اواخر دهه او همچنان برای لیورپول بازی می کرد و مدت ها بازیکن وفا دار باشگاه باقی ماند . برامیلو تنها در لیورپول بازی کرد .و در این مدت پس از 375 حضور و 11 گل در سال 1930 بازنشسته شد و تابستان همان سال برای مربی گری به آمستردام رفت بعد از بازگشت به انگلیس عازم بارنلی شد و سکان آن تیم را در دست گرفت و مدتی را در تیم های کریستال پالاس و لستر مربی گری کرده بود .
در سال 1959 جهت بدست آوردن اطلاعاتی برای لستر به تماشای بازی رکسهام و تیدفیر رفته بود که در هنگام بازگشت به خانه در قطار در گذشت .
هری چمبر Harry Chambers
در ویلینتون انگلیس بدنیا آمد و در دوران جوانی در تیم های ویلینتون و نیو شیلد بازی می کرد توسط تام واتسون در سال 1915به باشگاه آمد اما متأسفانه از شانس بد او مسابقات لیگ فوتبال به خاطر جنگ جهانی اول حدود 4 سال به تعویق افتاد در سال 1919 اولین بازی اش را در مقابل براد فورد انجام داد . هری گلزنی هایش را در آنفیلدکم کم شروع کرد. بطوری که در هر دو بازی میانگین 1 گل را داشت .شوت های پای چپش واقعاً ترسناک بود .چمبر در پنج فصل پیاپی به عنوان بهترین گلزن لیورپول در جدول گلزنان شناخته شد . او در قهرمانی های لیورپول در سال های 22 . 23 نقش مهمی داشت . یکی از بازی های به یاد ماندنی او مقابل اورتون در سال 1922 بود که لیورپول 5-1بازی را برد و هرری در آن بازی هت تریک کرد . هرری هچنین 8 جام را با انگلیس به عنوان بازیکن لیورپول برده بود . یکی از بهترین بازی های او در انگلیس در مقال بلژیک در بروسل ، سال 1921 بود که انگلیس آن بازی را 2-0 برد و هر دو گل بازی را هری به ثمر رساند . او به طور مرتب در لیگ گل می زد . در فصل 26 و 27 هم در باشگاه بازی می کرد و در سال 1928 تصمیم به ترک باشگاه گرفت و عازم وست برمویچ شد .که در آنجا بیشتر در پست هافبک مرکزی بازی می کرد .
بعد از بازنشستگی او از فوتبال دست نکشید و همچنان علاقه داشت که بازی کند.هری در سن 52 سالگی در سال 1949 درگذشت . او در 338 بازی برای لیورپول 151 گل به ثمر رساند و هنوز یکی از بهترین گلزنان باشگاه به حساب می آید .
دیک فور شاو Dick Forshaw
دیک کسی بود که هم با اورتون و هم با لیورپول قهرمان انگلیس شد .دیک در پرستون بدنیا آمد او فوتبالش را در مدرسه گیت شید شروع کرد . سپس در ناتینگهام و میدلزبورو بازی کرد و در فاصله جنگ جهانی اول در سال 1919 به لیورپول آمد .
دیک لاغر اندام ولی نیرومند بود قد کوتاهی هم داشت .او با هری چمبر زوج خط حمله لیورپول .در قهرمانی های پیاپی لیورپول در فصل های 22 و 23 بود و در 80 بازی در آن دو فصل 36 گل به ثمر رساند. دیک بیشتر در فروارد راست حاضر می شد .
اما مهمترین گلزنی هایش در فصل 26 – 25 بود بطوری که در 35 بازی لیگ و Fa Cup ، 29 گل زده بود او در همین فصل مقابل منچستر یونایتد هت تریک کرد شاهکاری که در بازگشایی فصل بعد هم تکرار کرد .
بعد از 287 بازی و در مجموع 124 گل از باشگاه در سال 1927 جدا شد و به تیم رقیب ، اورتون پیوست او با اورتون هم قهرمان انگلیس شد . در سال 1929 او به تیم ولوز رفت و مدتی را در هد نوس فورد و ریل اتلتیک بازی کرد .
گوردون هاجسون Gordon Hodgson
زمانی که لیورپول می خواست خود را از زیر سایه همسایه ( اورتون ) بیرون بکشد . خرید مهاجمی چون هاجسون بازیکنی که از آفریقای جنوبی آمده بود ، اشعه ای برای سرخ ها بود .
هاجسون جوابی سخت برای دیکسی دین مهاجم افسانه ای اورتون ها بود . او با گلزنی هایش رکورد تازه ای را در تاریخ لیورپول ثبت کرد .
در آفريقاي جنوبي متولد شد ولي پدر و مادرش انگليسي بودند .در سال 1920 با يک تور آفريقاي جنوبی موفق به دیدن انگلستان شد . او با مت مک کوین مربی وقت لیورپول قرارداد امضا کرد و در سال 1925 رسماً لیورپولی شد . در فصل 31-30 ، 36 گل در لیگ به ثمر رساند که در نوع خود یک رکورد محسوب می شد . تا اینکه راجر هانت در دهه 60 رکورد او را شکست . او 17 بار هت تریک کرد که هنوز این رکورد شکسته نشده است .
هاجسون 3 کاپ با انگلستان در جام بریتانیا کسب کرده بود . هاجسون همچنین در کریکت هم خوب بود و یک بازیکن حرفه ای به حساب می آمد . گاهی در لیگ لانکاس شایر بازی می کرد . او همین طور به بیس بال هم علاقه داشت .
در ژانویه 1936 در ازای مبلغ 30000 پوند قبل از تمام کردن فصل و بازی با لیدز به آستون ویلا پیوست . بعد از جنگ جهانی دوم هاجسون به مربی گری پورت واله پرداخت . اما به صورت ناگهانی در گذشت .
او در 348 بازی باری مرسی ساید ها 224 گل به ثمر رسانده بورد . گوردون در سن 47 سالگی در سال 1951 در گذشت .
فرد هاپکین Fred Hopkin
جايگاه فرد هاپکين در نزد هواداران وقتی مطمئن شد که يکي از گل هاي ناگهانی او با آتش سوزی جایگاه جاده کملین همراه بود . اگر چه هیچ تماشاگری در آن روز صدمه ندید اما آن لحظات واقعاَ عجیب بود . گلی که در آن روز مقابل بولتون به ثمر رساند اولین گل فرد بود .
فرد بازیکن گلسازی نبود او بیشتر توپ را برای مهاجمان آماده می کرد و یکی از بازیکنان خوب باشگاه به شمار می آمد . از منچستر یونایتد در ازای مبلغ 2800 پوند آمده بود . او در فصل های 22 و 23 دو فصلی که لیورپول قهرمان آن شد تنها دو بازی را ازدست داده بود .
او همچنین درگیر ماجرای فساد مالی منچستر در زمان ترانسفر بود . زمانی که منچستر 350 پوند جریمه شد .بخاطر این که او را به مبلغ بسیار بالایی روانه لیورپول کرده بودند مبلغی غیر قانونی که در آن زمان اجازه این کار را نداشتند . همین امر نشان می داد منچستر چقدر به او اهمیت می داد .
هاپکین آخرین عضو تیم در قهرمانی های لیورپول در فصل 22 و 23 بود که در سال 1970 در گذشت.
او در 359 حضور خود تنها 11 گل به ثمر رساند .
جيمی جکسون Games Jackson
او به نام پارسون جکسون معروف بود . جیمی اولین فوتبالیستی بود که پس از بازنشستگی ، کشیش شد .در نیوکاسل متولد شد ولی پدر و مادرش اسکاتلندی بودند که هر دوی آن ها نیز ورزشکار حرفه ای بودند .گویا ورزش در خانواده آن ها موروثی بود .پدرش حدود بیست سال در برخی از تیم های انگلیسی و اسکاتلندی ،به صورت حرفه ای فوتبال بازی کرده بود .برادرش ریچی هم یک کریکت باز حرفه ای بود .
جیمی در سال 1925 به لیورپول آمد او قبلاً در کوئینز پارک ، مودر وال و آبردین بازی کرده بود . او سه سال بعد کاپیتان شد . پست اصلی او مرکز زمین بود و گاهی هم در نقش مدافع ظاهر می شد . او به عنوان مدافع در جلوی الیشا اسکات دروازه بان آن روز های تیم بازی می کرد . جیمی در میدان همه کاره بود گاهی اوقات بیرون از میدان در سازمان باشگاه هم دخالت می کرد . او در همه دربی ها جنگنده و پرتحرک بود . او می توانست به خوبی دیکسی دین فروارد آن روز های اورتون را مهار کند . او دو بار به عنوان یک نقش برجسته در لیگ انتخاب شد .
پسر مورد علاقه جمعیت آنفیلد با آن موهای کتانی رنگش در سال 1933 پس از 224 حضور در لیگ و Fa cup و به ثمر رساندن 2 گل کفش هایش را آویزان کرد . او در مدت حضورش در لیورپول به مطالعه درس فلسفه و زبان یونانی پرداخت و بعد به کمبریج رفت و یک دوره کشیشی هم گذراند . متأسفانه در مورد تاریخ مرگش اطلاعی در دست نیست .
بیل لیسی Bill Lacey
در فیبریه سال 1912 لیسی به لیورپول پیوست . لیسی بازیکن ملی پوش ایرلندی که تا قبل از آن در تیم اورتون رقیب دیرینه لیورپول بازی کرده بود . قرار شد بین اورتون و لیورپول معاوضه ای روی دهد . بدین ترتیب لیسی به همراه تام گریسی به لیورپول رفتند و هارلود یورن به اورتون . لیسی هیچوقت از این معاوضه پشیمان نبود . اولین حضور لیسی در برابر میدلز بورور در سال 1912 بود که با تساوی 1-1 به پایان رسید . او اولین گلش در لیگ را در مقابل تاتنهام به ثمر رساند هر چند که لیورپول آن بازی را در آنفیلد واگذار کرد .
لیسی در230 حضورش در لیگ تنها 18 گل زده بود . ولی در fa cup در 28 بازی برای لیورپول 11 گل به ثمر رساند . در سال 1914 در 7 بازی fa cup ، 5 گل زد تا لیورپول به فینال برسد . ولی در فینال ، لیورپول با نتیجه 0-1 بازی را به بارنزلی باخت .
در مدت جنگ جهانی اول ، لیسی به کشورش ایرلند بازگشت و مدتی را در بلفاست به عنوان مهمان در یک لیگ منطقه ای بازی کرد . سپس برای لینفیلد بازی کرد و به آن ها کمک کرد تا به 2 کاپ ارزشمند در ایرلند برسند . لیسی در سال 1919 دوباره به آنفیلد بازگشت . او به تیم کمک کرد تا برای بار سوم و چهارم لیگ قهرمانی انگلیس را در سال های 1922 و 1923 فتح کند . او در سال 1924 آنفیلد را برای همیشه ترک گفت و برای مدت کوتاهی در نیو برایتون بازی کرد . سپس به شلبور تاون پیوست . وی در سال 1969 درگذشت .
افریم لونگ ورث Ephraim Longworth
لونگ ورث در هایروالتون ، بولتون ، لانکاس شایر بدنیا آمد . بخاطر فرم موهایش مورد توجه قرار می گرفت . پست اصلی او مدافع سمت چپ بود ولی در سمت راست قرار گرفتن هم برایش تفاوتی نمی کرد . او در بولتون بازی می کرد و در سال 1908 موفق شد به همراه بولتون قهرمان لیگ لانکاس شایر شود . سپس به لندن می رود تا با کلپتون اُرینت امضا کند . در همان جا بود که مربی لویرپول تام واتسون وی را کشف کرد و با او قرار داد امضا کرد ، در سال 1910 او را به آنفیلد آورد . لونگ ورث اولین بازی خود را در مقابل برامل لین بازی کرد که لیورپول آن بازی را واگذار کرد.
لونگ ورث در 370 بازی در پیراهن سرخ ها حضور یافت ولی متأسفانه نتوانست هیچ گلی بزند . او تا 40 سالگی در لیورپول بازی کرد . او برای لیورپول نزدیک به دو دهه بازی کرد . اولین لیورپولی بود که کاپیتان انگلیس شد . اولین حضور وی در تیم ملی در یک بازی به یاد ماندنی در سال 1920 مقابل اسکاتلند بود که در آن بازی انگلیس بازی 2-4 باخته را 5-4 به پیروزی رساند . و اولین حضور او به عنوان کاپیتان انگلیس بازی در مقابل بلژیک در سال 1921 بود که انگلیس آن بازی را 0-2 برد . لونگ ورث 5 کاپ بین المللی را با انگلیس فتح کرد . او به همراه لیورپول توانست در سال های 21 و 22 قهرمان انگلیس شود . هر چند که در فینال fa cup در سال 1914 نایب قهرمان شدند .
آخرین بازی لونگ ورث درست 17.5 سال بعد از اولین حضور او در باشگاه بود ، در تاریخ آوریل سال 1928 که سرخ ها آن بازی را در مقابل بیرمینگهام شکست خوردند . لونگ ورث یکی از بازیکنان وفا دار تیم بود . بعد ها از او افسانه ساختند . او در سال 1968 مرد . ولی برای همیشه یک افسانه باقی می ماند .
الیشا اسکات ( پرنده آنفیلد ) Elisha Scott
الیشا اسکات دروازه بان ایرلندی ، برای لینفیلد ، براود وی یونایتد و بلفاست سکلتیک بازی کرده بود قبل از اینکه تام واتسون او را در سال 1912به آنفیلد بیاورد .او به توصیه برادر بزرگترش بیلی اسکات به لیورپول آمد . لیورپول برای گرفتن اسکات خیلی شانس آورد زیرا که اورتون نیز در صدد جذب اسکات 17 ساله بود . اسکات سرانجام اولین بازی رسمی خود را در مقابل نیوکاسل در سال1913 در سنت جیمز پارک انجام داد که به تساوی 0-0 انجامید . اسکات کم کم داشت کن کمبل دروازه بان اصلی را کنار می زد به طوری کمبل گه گاهی برای تیم بازی می کرد . اسکات در مدت جنگ جهانی اول برای مدت 4 سال در فوتبالش وقفه ایجاد کرد . بعد از بازگشتش به لیورپول ، برای پوشیدن پیراهن دروازه بانی انتخاب شد . او مثل یک سنگ جای خود را در ترکیب نگه داشته بود به طوری که کن کمبل مجبور شد که تیم را در سال 1920 ترک کند . اسکات دروازه بان شماره 1 لیورپول محسوب شد. او نقش زیادی را درقهرمانی های سوم و چهارم تیم در سال های 22 و23 لیگ انگلیس ایفا کرد . به طوری که در آن دو فصل تنها 3 بازی را از دست داده بود .
یک بار گزارشگری در روزنامه نوشت که او چشمان عقاب را دارد . با یک حرکت سریع خودش را به سمت توپ پرت می کند . و با چنگال هایش توپ را می قاپد .
داستان های متعددی درباره اسکات در نزد هواداران وجود دارد که در افسانه های قدیمی نقش بسته است . یکی از آن داستان ها به سال 1924 برمی گردد . هنگامی که اسکات واکنش فوق العادی در مقابل شوت بلاکبرنی ها در ایوود پارک از خود نشان داد . یک مرد ذوق زده از میان جمعیت بیرون آمد و او را بوسید . اسکات رقیب افسانه ای برای دروازه بان اورتونی ها دیکسی دین بود . هنگام نزدیک شدن دربی همیشه هر دوی آن ها مورد بحث قرار می گرفتند . برای اورتونی قابل فهم بود که دین در مقابل لیورپول گل می خورد در حالکی که اسکات اجازه رد شدن یک توپ از خط را نمی داد . در اواخر دهه اسکات موقعیت خود را به تدریج از دست داد زیرا که دروازه بان دیگری به نام آرتور ری لِی در باشگاه آفتابی شده بود اما او هرگز دست از جنگیدن بر نمی داشت . به هر حال در اوایل دهه 30 برای اسکات خیلی سخت و مشکل بود که در ترکیب قرار بگیرد . تا جایی که اسکات تقاضا کرد تا به خانه اش در ایرلند برگردد جایی که تیم سابقش بلفاست سلتیک به او پیشنهاد مربی- بازیکن را داده بود .
لیورپول به اسکات رضایت داد .اسکات پس از 467 بازی برای لیورپول ، آخرین بازی اش را در مقابل چلسی در سال 1934 انجام داد .
در آخرین بازی خانگی لیورپول از فصل ، پسر مورد علاقه آنفیلد در هنگام ترک آنفیلد احساسات دوستدارانش را برانگیخت . خیلی از تماشاگران از اینکه مجبور بودند که دیگر او را نبینند اشک ریختند . اسکات برای آن ها سخنرانی کرد . او به ایرلند بازگشت و برای دو سال برای بلفاست سلتیک بازی کرد . در سال 1936 او در سن 42 سالگی بازنشسته شد و به سمت مربی گری رسید . او تا سال 1949 به مربیگری بلفاست سلتیک پرداخت و توانست افتخارات زیادی برای آن تیم در ایرلند به ارمغان بیاورد . 10 سال یعد یعنی در سال 1959 او درگذشت در حالی که هیچ وقت از خاطره هواداران پاک نشد و نمی شود . او یک افسانه بود .
دو نالد مک کین له ی Donald McKinlay
در گلاسکو بدنیا آمد . برای نیوتن سوییفت و نیوتن ویلا بازی کرد تا اینکه تام واتسون در ژانویه سال 1910 او را به آنفیلد آورد . اولین بازی او برای لیورپول در مقابل ناتینگهام فارست بود که مرسی ساید ها آن بازی را 10 – 0 بردند . اولین گلی که او برای سرخ ها به ثمر رساند در سال 1912 مقابل تاتنهام اسپورز بود . تا قبل از جنگ جهانی اول در سال 1914 او دوره کم فروغی را در تیم سپری کرد بطوری که تنها در 60 بازی حضور داشت .
در هنگام جنگ جهانی اول ، او چهار سال ، فوتبال را کنار گذاشت و به جنگ رفت دونالد در سال 1919 به تیم بازگشت . و به عنوان کاپیتان تیم در سال های 1922 و 1923 جام قهرمانی انگلیس را بالای سر برد . او همه کاره خط دفاعی بود . اوایل مداف چپ بود ، اما مهارت هایش را در نقش هافبک مرکزی و بال مرکزی نشان داد. او بعد ها نزدیک خط حمله بازی کرد .
کین له ی 19 سال برای مرسی ساید ها بازی کرد و حدودآ در 400 بازی حاضر شد و 34گل را به ثمر رساند .که این آمار برای یک مدافع باورنکردنی بود . او در اسکاتلند هم تأثیر گذار بود و توانست افتخاراتی را با کشور خود کسب کند . کین له ی در سال 1929 بازنشسته شد و بعد ها در منطقه ای از لیورپول صاحب کافه ای شد . او در سال 1959 در سن 68 سالگی در گذشت . او یکی از بهترین اسکاتلندی تیم در زمان خود بود .
معرفی بازیکنان دهه 1۹۰۰ لیورپول:
آلکس رایز بک Alex Raisbeck
یک اسکاتلندی خوش چهره که یکی از ستارگان لیورپول شد و اولین کاپیتان لیورپول بود که توانست جام قهرمانی انگلیس در سال 1901 را بالای سر ببرد. آلکس در پست هافبک مرکزی بازی می کرد و توسط تام واتسون مربی آن روز های باشگاه به لیورپول آمد . تا قبل از آن در هیبرنیان و استوک سیتی بازی می کرد اولین بازی رسمی او در لیگ دسته 1 انگلیس در سال 1898 مقابل شفیلد ونز دی بود . او به عنوان کاپیتان توانست در سال 1905 نیز جام قهرمانی را به بالای سر ببرد . همچنین در اسکاتلند نیز کاپیتان بود که 8 جام را با اسکاتلند فتح کرده بود .
در سال 1909 لیورپول را ترک و به پارتیک هیستل پیوست و بعد از آن مدتی را در همیلتون بازی کرد . سپس به سمت مربی گری رسید . وی در سال 1949 در گذشت .
آرتور میلتون گودارد Arthur Milton Goddard
در هیتون نوریس ، چس شایر انگلیس متولد شد بعد از بازی در هیتون نوریس ، استوک پارت سیتی ، گلوساپ نورت اند در سال 1902 توسط تام واتسون در ازی مبلغ 450 پوند با لیورپول امضا کرد .او دوازده فصل در لیورپول بازی کرد و در 415 حضور مداوم در آنفیلد ، 80 گل به ثمر رساند . اولین بازی او در لیگ دسته یک انگلیس مقابل ولووز بود . آرتور در تمام بازی ها حضوری مستمر داشت به طوری که در سه فصل تنها 2 بازی را از دست داده بود. او یکی از ارکان قهرمانی تیم در فصل 1905/1904 بود .بازی سراسر نرم ،شناور و زیبای او باعث شد تا او را 'Graceful Arthur' به معنای آرتور خوش اندام صدا بزنند .در سال 1914 آنفیلد را به مقصد کاردیف ترک کرد .او هیچ وقت به تیم ملی دعوت نشد . در هنگام بازنشستگی در ازای مبلغ 250 پوند در مرسی ساید به تجارتی دست یافت و در سال 1960 در گذشت .
سم هاردی Sam Hardy
دروازه بان شماره 1 انگلیس و یکی از ستارگان زمان خود در سال 1905 توسط تام واتسون افسانه ای از چستر فیلد در ازای مبلغ 500 پوند به آنفیلد آمد . سم یکی از بهترین دروازه بانان زمان خود بود و مدت ها به او لقب سم مطمئن را می دادند . چرا که توانسته بود در 77 بازی، 30 بار دروازه خود را بسته نگه دارد . او بعد از ترک ند دویگ در نهمین بازی در فصل 1905/1904 در مقابل ناتینگهام فارست اولین بازی خود را انجام داد و رسماً دروازه بان شماره یک سرخ ها محسوب شد .وی بعد از 239 حضور در لیورول در سال 1912 به آستون ویلا پیوست و سپس در سال 1921 به ناتینگهام رفت .وی بعد از مصدومیتی که در سال 1925 داشت فوتبال را ترک گفت .
در مدت جنگ جهانی اول ، سم مثل خیلی از بازیکنان حرفه ای آن زمان وقفه ای در فوتبال خود ایجاد کرد تا از میهن خود دفاع کند .
سم هاردی آنقدر زنده ماند تا قهرمانی لیورپول در fa cup را ببیند وی در سال 1966 درگذشت . او یکی از بهترین های انگلیس بود و تنها افتخاری که با لیورپول نصیبش شد قهرمانی لیگ در سال 1905 بود ولی در مجموع 23 کاپ با تیم های مختلف بدست آورد .
جک پارکینسون Jack Parkinson
فصل رویایی پارکینسون در لیورپول ، فصل 11- 1910 بود . فصلی که او توانست در 31 بازی 30 گل به ثمر برساند و در صدر جدول بهترین گلزنان قرار بگیرد . سه فصل بعد از آن او 43 گل زد . وی در آخرین فصلی که در لیورپول بود تنها در 6 بازی حضور یافت و در سال 1914 لیورپول را به مقصد باری ترک گفت . جک در مدت حضور در 222 بازی در لیورپول 128 گل زد . در زمان جنگ جهانی اول از فوتبال کناره گرفت و پیشه خبرنگاری را برگزید . پارکینسون در سال 1942 درگذشت .
سم ریبولد Sam Raybould
یکی از گلزنان مشهور لیورپول در زمان خود بود . او تا قبل از لیورپول در خیلی از تیم های انگلیسی از جمله پولسبرو یونایتد ، استیولی کالیه ری ، نورت استیولی ، لیکستون تاون ، دربی کانتی ، بولساور کالیه ری و نیو برایتون تاور بازی کرده بود . تام واتسسون در ژانویه سال 1900 او را به لیورپول آورد که در اولین حضورش در آنفیلد مقابل W.B.A بود و یک هفته بعد از آن مقابل اورتون گلزنی کرد و محبوب هواداران شد . در فصل 103-1902 سم یک رکورد به یاد ماندنی را از خود بر جای گذاشت . او 31 گل در لیگ به ثمر رسانده بود .که بعدها این رکورد توسط گوردون هاجسون در 1931 شکسته شد . در سال 1903 به همراه آرچی گلاور در ماجرای فساد مالی که برای پیوستن به تیم پورت موث ، دست داشت و به مدت 7 ماه از فوتبال محروم شد . او در 225 بازی برای لیورپول موفق شد 128 گل به ثمر برساند . تا سال 2006 او یکی از 10 گلزن برتر تاریخ لیورپول معرفی شد و برای 37 سال خاطره گلزنی های او در ذهن هواداران باقی مانده بود . او در سال 1907 باشگاه را ترک گفت و به ساندرلند پیوست و بعد از آن مدتی را نیز در وولویچ آرسنال بازی کرد . دو بار قهرمانی لیگ اول در 1901 و 1905 و یک بار قهرمانی در لیگ دو در سال 1904 از افتخارات سم با لیورپول است . در مورد تاریخ مرگ وی اطلاعی در دست نیست.
ند دویگ Teddy Doig
دروازه بان اسکاتلندی که اوج پر فروغش در باشگاه ساندرلند بود و در سال 1904 به لیورپول پیوست . او به باشگاه کمک کرد که به لیگ اول بازگردد . آخرین بازی وی در آوریل 1908 بود ، در سن 41 سالگی که هنوز در لیورپول یک رکورد محسوب می شود . او در 53 بازی حضور داشت . هر چند که در مدت حضور او در آنفیلد سم هاردی هم بود . او مدتی را در تیم آماتور سنت هلن در لیگ لانکاس شایر بازی کرد و در سال 1910 از فوتبال کناره گیری نمود.تنها افتخاری که با لیورپول کسب کرد فتح لیگ دو در سال 1904 بود . ند در سال 1919 در گذشت .
بنيتس شايسته جدايي باشكوهتري از ليورپول بود؛ به خاطر همه آن لحظات بهيادماندني كه در رأس آنها فينال فراموشنشدني استانبول قرار دارد.
اما او پس از 6سال پرحادثه در حالي از آنفيلد ميرود كه در فهرست افتخاراتش يك جاي خالي ديده ميشود. او هم مانند روني موران، گرام سونس، روي اونس و ژرارد هوليه نتوانست قهرمان انگليس شود و اين حسرت تا ابد با او خواهد بود.
او اميدوار بود كه مانند فرگوسن و ونگر سالها در تيمش باقي بماند ولي عملكرد ليورپول در فصلي كه گذشت، فاجعهبارتر از آن بود كه مالكان باشگاه را به فكر استخدام يك مربي جديد نيندازد. حتي غرامتي كه آنها بايد بابت بركناري بنيتس ميپرداختند هم مانعي براي آنها نبود و در نهايت توانستند رافا را متقاعد كنند كه با دريافت خسارتي3ميليون پوندي به جاي 20ميليون پوند كه در قرارداد آمده بود، راضي به فسخ آن شود. آنچه كمك كرد سرمربي اسپانيايي بر ترديدهايش غلبه كند و از باشگاه مورد علاقهاش دل بكند، پيشنهاد باشگاه اينتر و از سوي ديگر هراس از تكرار يك فصل بد ديگر در آنفيلد بود كه ميتوانست محبوبيتش بين هواداران را از بين ببرد. البته احتمال چنين فرجامي، با توجه به هرجومرج حاكم بر باشگاه چندان هم بعيد نبود.
بنيتس در فصل 2009-2008 درليورپول عملكردي عالي داشت و تنها با يك شكست در
ليگ برتر نايب قهرمان شد. در ميانه همين فصل بود كه باشگاه با عجله قرارداد تازه 5سالهاي به او پيشنهاد كرد. پيشبيني ميشد نوبت قهرماني ليورپول فرا رسيده باشد، ولي ليورپول در فصل گذشته هفتم شد؛ نزولي ناگهاني و البته نااميدكننده.
مقصر چه كسي است؟
بدشانسي بزرگ بنيتس زماني رخ داد كه او مجبور شد با تام هيكس و جورج ژيلت كار كند. مالكان آمريكايي در فوريه2007، در بدو ورود وعده دادند كه ساختن ورزشگاه جديد را شروع ميكنند، ولي چالهاي كندند كه در نهايت بنيتس در آن افتاد. با هر وام جديد مالكان آمريكايي براي پرداخت بدهيها، بنيتس بيشتر به در خروج نزديك ميشد، چون مجبور ميشد فصل را بدون بودجهاي براي تقويت تيم شروع كند. همه اينها اما به معني بياشتباهبودن بنيتس نيست. مردي كه پنجمين قهرماني ليورپول در اروپا را با آن سناريوي باورنكردني رقم زده بود، نزد هواداران متعصب باشگاه آنقدر اعتبار داشت كه به او فرصت جبران بدهند ولي شرايط باشگاه كه بخش زيادي از آن ساخته خود بنيتس بود راه بازگشتي باقي نگذاشت.
در نوامبر 2007 بود كه تأييد مذاكره هيكس و ژيلت با كلينزمن، هواداران خشمگين ليورپول را در حمايت از بنيتس روانه خيابانها كرد. پس از 2فينال ليگ قهرمانان در 3سال، موفقيت در جام حذفي و خريد تورس، ماسكرانو و رينا، كنارگذاشتن بنيتس براي هواداران قابل تصور نبود. او همچنين با شكست مورينيو در اروپا محبوبيت مضاعفي پيدا كرده بود. با اين وجود اختلاف او با مديران باشگاهي كه منابع مالي رقيبان را نداشتند بهتدريج آشكار ميشد.
فرداي شكست مقابل ميلان در فينال اروپا در سال 2007، نخستين علائم بنيتس پرخاشگر در ليورپول آشكار شد. او والنسيا را بهدليل دخالتهاي هيأتمديره در نقل و انتقالات ترك كرده بود و جمله معروفي در اين مورد داشت: «من از آنها ميز ميخواستم و آنها آباژور ميخريدند». او پيش از آن هم با خورخه والدانو بهدليل دخالت در تيم جوانانرئالمادريداختلاف پيدا كرده بود. حالا او از وجود اختلاف در آنفيلد خبر ميداد. حرفهاي دوپهلو در نقل و انتقالات، پروژههاي اقتصادي نافرجام، پيشرفت كند ساخت ورزشگاه و اجبار به كنار آمدن با خريدهاي اشتباه 20ميليوني باشگاه اتهاماتي است كه بنيتس تا لحظه خروجش تكرار ميكرد.
هدف بنيتس بهترشدن ليورپول بود. او ابتدا در جنگ قدرت عليه ريك پري، مدير اجرايي باشگاه برنده شد و توانست قرارداد 5ساله پرسودي امضا كند. بدين ترتيب قلمرو خود را گسترش داد و علاوه بر كنترل آكادمي باشگاه، نقل و انتقالات تيم را هم بر عهده گرفت. ولي مشكلات مالي مالكان آمريكايي در كنار خريدهاي اشتباه منجر به نتيجه فاجعهبار فصل گذشته شد.
سرمربي سابق ليورپول بهدرستي به اينكه مجبور بود قبل از خريد بازيكنان جديد، بازيكنانش را بفروشد انتقاد داشت، بهويژه در پايان فصل 2009 كه تيمش در آستانه قهرماني قرار داشت. در چنين شرايط حساسي، او با فروش ژابي آلونسو اشتباه بزرگي انجام داد و با جايگزينكردن او با آكوئيلاني اشتباهش را تكميل كرد. او هرچند هافبك مستعدي است، اما بازيكني نبود كه پس از جراحي مچ پايش بتواند ليورپول را به قهرماني برساند. وضع بد مالي شرايط ليورپول را دشوار كرده بود و بنيتس حاضر نشد در اين مورد سكوت كند تا جايي كه ديگر هيچ حامياي بين مديران باشگاه نداشت
ليورپول نميتوانست فصل بعد را هم با اين ساختار قدرت درهمشكسته شروع كند و در شرايطي كه هيكس و ژيلت فعلا تمايلي به فروش باشگاه ندارند، بنيتس بيش از پيش منزوي شده بود. ارزش فعلي تيم ليورپول بسيار بالاتر از تيمي است كه او در سال2004 تحويل گرفت و شايد همين موجب شده بانك اسكاتلند تصميمات سختتري عليه هيكس و ژيلت بدهكار نگيرد. با اين وجود او از هوليه تيمي را تحويل گرفت كه به ليگ قهرمانان صعود كرده بود و به پيروزي تاريخي استانبول انجاميد كه دليل محبوبيت او تا امروز است ولي جانشين او مجبور است از ليگ اروپا شروع كند و درصورتي كه جرارد و تورس هم تصميم به جدايي بگيرند، حتي تكرار رتبه هفتم فصل گذشته هم دشوار خواهد بود.
گفته ميشد تعدادي از ستارگان از جمله تورس و جرارد تهديد كردهاند كه درصورت ماندن اين مربي و در اعتراض به مديريتش جنجال ميكنند. با جدايي بنيتس حالا هيأت مديره باز هم كار سختي براي حفظ ستارگان تيم دارد و همه چيز بسته به تقويت مناسب تيم در تابستان است. اين همان تضميني است كه بنيتس ميخواست ولي با توجه به بيثباتياي كه در رأس هرم باشگاه وجود دارد به او داده نشد. با اين وجود ريشه انفجار داخلي باشگاه نه مالكان آمريكايي بلكه خود بنيتس بود و اين چيزي است كه او را آزار خواهد داد.






اعتراض عمومي به داوري كه ميخواهد پير لوييجي كولينا باشد.
من از هاوارد وب متنفرم!

«من از هاوارد وب متنفرم.»در يكي از شبكههاي اجتماعي - اينترنتي، يك هوادار ليورپول گروهي با اين نام ايجاد كرده تا هر كس از هاوارد وب دل خوشي ندارد به آن بپيوندد.
در چند روزي كه از بازي منچستر يونايتد و ليورپول در جام حذفي انگلستان ميگذرد بدترين الفاظ قابل تصور عليه داور انگليسي در اين گروه رد و بدل شده و حتي هواداران منچستر يونايتد هم كه در بازي با ليورپول از اشتباه وب سود بردند، با نبش قبر خاطرات قديمي او را مورد عنايت قرار داده اند. رايان بابل بازيكن ليورپول در توئيتر با انتشار عكس وب با پيراهن منچستر يونايتد او را عامل باخت 1 - 0 مقابل اين تيم و حذف از جام حذفي دانسته بود. عدهاي معتقدند او با تصميمات عجيب خودش را رودرروي بازيكنان بزرگ قرار ميدهد تا بيشتر در معرض توجه قرار بگيرد و پس از كولينا و ماركوس مرك سومين داوري باشد كه به اندازه فوتباليستها مشهور ميشود. فرزند بيلي وب، داور قديمي انگليسي البته طرفداراني هم دارد. خوزه مورينيو او را مرد تصميمات بزرگ لقب داده است. غير از درگيري تاريخي فينال جام اتحاديه انگلستان، وب هرگز بازيكني را از تيم خوزه مورينيو اخراج نكرد و در بازيهايي كه او داور بود تيم مورينيو هيچوقت بازنده از زمين خارج نشد!
وب بهطور ميانگنين هر بازي 4 كارت زرد ميدهد و هر 9 بازي يك بازيكن را هم اخراج ميكند. او نخستين داوري است كه فينال ليگ قهرمانان اروپا و جامجهاني را در يك سال قضاوت كرده است. وب افسر اداره پليس يوركشاير جنوبي است. مرور شاهكارهاي او در قالب چند سطر نميگنجد و بيجهت نيست كه تعداد دشمنان اين داور روز به روز افزايش پيدا ميكند.
1)فينال جام اتحاديه انگليس - فصل 2007
يك آوانتاژ بيموقع بازي فينالي كه داشت به خوبي و خوشي تمام ميشد را به چيزي شبيه به صحنه دعواي بچههاي دبيرستاني تبديل كرد. اوبي ميكل در ميانه ميدان با شيوه منحصر به خودش قصد خرد كردن پاي توره را داشت. وب اين صحنه را آوانتاژ داد. توره كه شديدا عصباني شده بود به سراغ ميكل رفت. در همين زمان لمپارد و فابرگاس هم به زد و خورد پرداختند و.... وب، توره و ميكل و آدهبايور را اخراج كرد و به فابرگاس و لمپارد كارت زرد نشان داد. زمينههاي درگيري از دقايقي قبل وجود داشت اما وب توجهي به آن نكرد. جايي كه ضربه روي پاي ديابي به صورت تري خورد و او را روانه بيمارستان كرد اما وب حتي خطا هم نگرفت. وب از 17 فوريه تا 17 مارس 2007 پنج بار كارت قرمز را از جيبش بيرون آورد.
2)بازي اتريش و لهستان - يورو 2008
انگلستان راهي يورو 2008 نشده بود و وب ميتوانست تعداد بازيهاي زيادي را در اين جام قضاوت كند اما در اولين قضاوت خود آنقدر بد و پراشتباه بود كه در پايان دور گروهي ديپورت شد. در بازي اتريش مقابل لهستان او در ثانيههاي پاياني يك ضربه پنالتي براي اتريش ميزبان گرفت كه حتي بازيكنان اين تيم هم آن را باور نميكردند. ياسك باك كاپيتان لهستان با دو انگشت پيراهن بازيكن اتريش را كشيد و وب اين اتفاق را هم براي گرفتن پنالتي در آن لحظات حساس كافي دانست. او بعد از بازي گفت در گرفتن پنالتي اشتباه نكرده اما نبايد گل لهستانيها را كه در شرايط آفسايد به ثمر رسيده بود قبول ميكرد! قضاوت بازي تشريفاتي اسپانيا مقابل يونان آخرين قضاوت وب در يورو بود.
3)بازي وولورهمپتون و بيرمنگام - جام حذفي 2009 انگلستان
درباره نحوه استقرار و جاگيري داوران انگليسي در زمين مسابقه حرف و حديث زياد است و بسياري بر اين عقيده هستند در فوتبالي كه مبتني بر ارسالهاي بلند است داوران مشكل خاصي بابت مكان استقرار ندارند اما هر از گاهي اين موضوع دردسر ساز ميشود. در فصل 2009 و در دور سوم جام حذفي وب با جاگيري اشتباه خود باعث حذف تيم بيرمنگام شد. ليام ريجول بازيكن بيرمنگام قصد ارسال يك پاس را داشت. وب در ميانه راه پاس قرار گرفت و توپ پس از برخورد به بدن او، به سام ووكس بازيكن وولورهمپتون رسيد و او خيلي راحت دروازه بيرمنگام را باز كرد. اعتراض بازيكن بيرمنگام راه به جايي نبرد و اين تيم خيلي راحت از جام حذفي، حذف شد. وب اين بازي را ضعيف ترين بازي دوران قضاوت خود عنوان كرده بود. او در آن زمان فينال جامجهاني 2010 را هنوز قضاوت نكرده بود!
4)جامجهاني 2010
وب در جامجهاني 2010، چهار بازي را قضاوت كرد. نخستين قضاوت او بازي اسپانيا و سوئيس بود كه با شكست سوئيس همراه شد. اسپانياييها به انتخاب او به عنوان قاضي فينال معترض بودند چرا كه وب در اولين بازي در تمامي تصميمات حساس به نفع سوئيس گرفته بود. دومين قضاوت او با حذف تراژيك ايتاليا از جامجهاني همراه شد. در اين بازي دو گل بازيكنان ايتاليا توسط كمكهاي وب مردود اعلام شد. درست است كه داور وسط نميتواند درباره آفسايد بودن يا نبودن توپها اظهار نظر كند اما قطعا ميتوانست درباره توپي كه از خط دروازه عبور كرده است نظر دهد. خوش شانسي او اين بود كه ايتاليا به قدر كافي ضعيف بود و نميشد حذف آنها را به اشتباهات داوري ربط داد.
در بازي برزيل و شيلي داور انگليسي خوب سوت زد و همين بازي بود كه كميته داوران را وادار كرد او را براي بازي فينال زير نظر بگيرد. بازي فينال جامجهاني نقطه اوج اشتباهات وب بود. او در دقيقه 30 حركت تكواندويي نايجل دي يونگ مقابل ژابي آلونسو را خطرناك تشخيص داد و به بازيكن هلند كارت زرد نشان داد. شايد اگر او اين صحنه را نديده بود، جرمش سبك تر ميشد اما وقتي چنين حركت وحشتناكي رويت شود و داور براي جريمه به يك كارت زرد اكتفا كند، سواي دانش فني، حتي عقل و شعور او هم زير سوال خواهد رفت. برخي روزنامهها از بيهوش شدن آلونسو پس از بازي خبر ميدادند. حركت دي يونگ مشابه حركت هارالد شوماخر دروازه بان آلمان در جامجهاني 1982 مقابل پاتريك باتيستون بود. اشتباه ديگر وب ناديده گرفتن كرنر هلنديها بود. اصولا يك ضربه كرنر در حالت عادي چندان مهم نيست اما اين كرنر ناديده گرفته شده كمتر از يك دقيقه بعد پايه گذار گل قهرماني اسپانيا شد. مشخص نيست مدالي كه در پايان بازي به هاوارد وب داده شد براي چه بود!
5) رو در رو شدن با بازيكنان بزرگ
پيتر كراچ، مايكل داوسون، لوئيس گارسيا، جيمي ترائوره، عثمان دابو، ديويد بنتلي، مارك نوبل، نمانيا ويديچ، كريستين رونالدو، فيليپ سندروس، سباستين باسونگ و.... اين مرور اسامي ستارگان ليگ برتر نيست. اينها بازيكنان مهمي هستند كه توسط وب از زمين مسابقه اخراج شدند. وب علاقه ديوانه كنندهاي به درگير شدن با بازيكنان و افراد مهم دارد. در داربي چند فصل قبل لندن بين آرسنال و فولام، وب 9 بار كارت زرد را از جيب خود خارج كرد و با 10 نفره كردن آرسنال در دقيقه 60 در پي اخراج فيليپ سندروس موجب باخت اين تيم شد. پس از بازي ونگر كه كمتر به داوران نق ميزند داوري وب را زير سوال برد. افسر پليس يوركشاير تنها در ليگ برتر 10 بازيكن را قبل از دقيقه 60 از بازي اخراج كرده است. او ارادت خاصي به لمپارد و آدهبايور دارد. 2 بار اخراج آدبايور و 5 اخطار به فرانك لمپارد در كارنامه اين داور ديده ميشود. از اين 5 اخطار سه مورد در بازيهاي فينال (جام حذفي يا اتحاديه) اتفاق افتاده است!
|
رده بندی باشگاه های جهان در دهه 2001 تا 2010 لیورپول در رده سوم جهان و بارسلونا اول قرار گرفتن ۱- بارسلونا(اسپانیا) امتیاز ۲۴۵۹ ۲- منچستریونایتد(انگلیس) امتیاز ۲۴۳۶ ۳- لیورپول(انگلیس) امتیاز ۲۳۶۲ ۴- ارسنال(انگلیس) امتیاز ۲۳۴۸ ۵- اینتر(ایتالیا) امتیاز ۲۲۷۵ ۶- میلان(ایتالیا) امتیاز ۲۲۳۷ ۷- بایرن مونیخ(المان) امتیاز ۲۲۳۱ ۸- رئال مادرید(اسپانیا) امتیاز ۲۱۶۸ |
استفن جرارد، کاپیتان لیورپول، تاکید کرد از این که در آغاز دوران بازی اش پشنهاد چلسی را رد کرده، اصلا پشیمان نیست. او چند سال قبل به طور جدی مورد توجه باشگاه لندنی قرار گرفته بود و حتی خودش از احتمال انجام این انتقال صحبت کرده بود اما در نهایت در آنفیلد ماند.
او در آستانه دیدار تیمش مقابل چلسی تاکید کرد که انتظار قهرمانی با لیورپول شیرین تر از قرار گرفتن مقابل این تیم با پیراهن تیم لندنی است.
جرارد گفت:فکر نمی کنم استفاده از واژه فداکاری در مورد ماندن در لیورپول درست باشد. بازی کردن در لیورپول و کاپیتان این تیم بودن، فداکاری نیست، من آن را زندگی در رویا می نامم.
البته در گذشته من فرصت هایی برای رفتن به چلسی داشتم اما من لیورپول را دوست دارم. من می خواهم در این باشگاه بمانم و با این تیم به موفقیت برسم زیرا می دانم وقتی چنین اتفاقی رخ دهد، احساس فوق العاده ای خواهم داشت.
پيش از اين صحبت هايي درباره انتقال كاپيتان ليورپول به برنابئو در فصل نقل وانتقال ها شنيده مي شد.
اما آقاي خاص كه در نقل و انتقالات سامي خديرا، دي ماريا، پدرو لئون و كانالس را به خدمت گرفته بود، اعلام كرد كه جداكردن استيون جرارد از آنفيلد كار بسيار دشواري است و نمي توان به حضور او در رئال اميدوار بود.
ژوزه مورينيو در گفت وگو با خبرنگاران در لس آنجلس با اعلام اين مطلب گفت: جرارد بخشي از تاريخ ليورپول و متعلق به آنفيلد است واهميت زيادي براي تيمش دارد.
سرمربي كهكشاني ها در ادامه افزود: زماني كه مي خواستم فرانك لمپارد را از چلسي به اينتر ببرم هم همين مساله وجود داشت.
تنها مرتبه اى كه هواداران متعصب آنفيلد آن جوان لاغراندام را ناديده گرفتند در بازى با بلكبرن بود، ۲۹ نوامبر سال ،۱۹۹۸ او در حال گرم كردن بود تا با دستور ژرار هوليه وارد زمين شود.
خودش آن روز را خيلى خوب به خاطر مى آورد:«وقتى هوليه به ما گفت گرم كنيم تماشاچيان همه را تشويق مى كردند اما مى توانستم صداى آنها را بشنوم كه مى گفتند، اين پسر لاغره كيه »
آن موقع ليورپول وضعيت خوبى نداشت، در خانه به دربى مى باخت، خيلى راحت از جام اتحاديه به وسيله تاتنهام حذف شده بود و در حالى گام به هفته نهم ليگ برتر گذاشته بود كه بازيكنانى نظير ديويد جيمز، جيسون مك اتير، جيمى ردنپ و استيو مك منمن به روزهاى افت و نزول رسيده بودند.
۱۲ سال پيش ژرار هوليه به بازيكنى جوان اجازه داد با تيم اول تمرين كند استيوى نظر او را جلب كرده بود، هوليه او را به كنارى برد و مانند يك پدر به او گفت:«بايد از اينجا شروع كنى» اين صداى مهربان تا پنج سال و نيم ديگر هم با او بود:«هر چه به تو مى گويم، مو به مو انجام بده، هرچه مى گويم بخور و هرچه مى گويم نخور، مى خواهم براى حضور در تيم اول آماده ات كنم، آن روز خيلى دور نيست.
جرارد همواره به دنبال آن بود كه به عنوان يك بازيكن حرفه اى در تركيب اصلى ليورپول قرار گيرد و همان طور كه هوليه پيش بينى كرده بود هر روز گامى به جلو بر مى داشت و چيزى مى آموخت. رژيم غذايى اش را تغيير داد و از خوردن فست فود خوددارى مى كرد، تلاش بيشترى از خود نشان مى داد و در هر جلسه تمرين مانند يك بازى فينال حاضر مى شد.
لحظه سرنوشت ساز زندگى جرارد فرا رسيد و در ۲۹ نوامبر سال ۱۹۹۸(۲ روز قبل دهمين سالگردش بود) در پيروزى ۲- يك و خانگى تيمش برابر بلكبرن به جاى وگارد هگم نروژى در دقيقه ۸۹ به بازى رفت و در پست مدافع راست به كار گرفته شد. اين هم يكى از همان تعويض هايى است كه براى اتلاف وقت مورد استفاده قرار مى گيرد و هيچ يك از ۴۱ هزار و ۵۷۳ تماشاچى حاضر در آنفيلد حتى تصورش را نمى كردند كه يك ستاره مقابل چشمان آنها پا به عرصه وجود گذاشته اما جرارد كه طعم حضور در يك بازى بزرگ را چشيده بود نمى خواست تسليم شود.
او هفته بعد و در بازى با تاتنهام به عنوان مدافع راست مامور مهار ديويد ژينولا در تركيب اصلى قرار گرفت. آن موقع احساس كرد ژينولا كه در همان سال به عنوان بهترين بازيكن ليگ برتر انتخاب شد تحقيرش كرده و آرزو داشت كه پدر و مادرش در زمان بازى در ورزشگاه نمى بودند اما هوليه و ديگران به اين باور رسيدند كه اين بازيكن ۱۸ ساله در آغاز دوران بازى در يكى از دشوارترين آزمون هاى خود قرار گرفته و از آن سربلند بيرون آمده بود.
جرارد آن روزها كمى خام و بى تجربه بود و به خاطر شرايط جسمانى اش تصور مى كرد مسؤوليت نخستش در تيم تكل كردن است نه هدايت تيم رو به جلو يعنى آن كارى كه بعدا به عهده او گذاشته شد. به همين دليل، گاهى اوقات مانند پسربچه اى بود كه مى خواهد در ميان بزرگترها خودى نشان دهد كه براى تكل رفتن خود را به خطر مى انداخت و بازيكنان باتجربه تر را به شگفتى وا مى داشت كه اين پسرك لاغراندام چه كسى است !
در بازى مقابل ميدلزبورو در آنفيلد، نبرد تنگاتنگى با پل گاسكوين داشت و پس از پايان بازى ستاره آن موقع تيم ملى انگليس به جرارد گفت:«تو بازيكن فوق العاده اى هستى، همين طور بمان» و جرارد همين كار را كرد تا همين الان. در طول ۱۲ سال گذشته او به عنوان يكى از قدرتمندترين و بهترين بازيكنان فوتبال جهان مطرح شده است.
البته او ابتدا در پست تخريبى بازى مى كرد و كمتر به گلزنى مى پرداخت اما رافائل بنيتس، جانشين هوليه، جرارد را به مركز بازى هجومى ليورپول انتقال داده و او با انرژى بسيار زيادش همواره تيم را رو به جلو سوق مى دهد و با خلاقيتى كه از خود بروز داده به تيمش در شكستن خط دفاعى حريف كمك مى كند و اغلب با پاى راست توانمند خود شوت هايى مهار ناشدنى را روانه دروازه حريفان مى كند. او در ۵ سال و نيم كار با هوليه ۲۸ گل زد و در ۴ سال و نيم دوران بنيتس ۷۶ گل زده البته نه به اين معنى كه بنيتس از او بازيكن بهترى ساخته بلكه از او بازى متفاوتى گرفته است. جرارد اگر هم در پست مدافع راست به بازى ادامه مى داد بازيكنى در كلاس جهانى بود.
با وجود تمام افتخارات و قله هايى كه جرارد به آنها دست يافته، اين احساس در فوتبال انگليس وجود دارد كه او همچنان چيزهايى براى عرضه دارد كه قطعا به تيم ملى اين كشور مربوط مى شود. او هرگز نتوانسته در عرصه ملى آنچه در باشگاه به نمايش مى گذارد انجام دهد البته او در تيم ملى در پست هاى متعددى بازى كرده و احساس مى كند نقشش در اين تيم هنوز به طور واضح تعريف نشده و بيشتر بايد جاى ديگران را پر كند تا اين كه خود نقشى محورى را بر عهده بگيرد.
ناكامى هاى او در تيم ملى، البته چندان هم مايه ناراحتى نيست زيرا او در سطح باشگاهى به افتخاراتى دست يافته كه خيلى از بازيكنان حتى تصورش را هم نمى كنند. پيروزى فراموش نشدنى و باورنكردنى ليورپول برابر ميلان در استانبول در فينال ليگ قهرمانان سال ۲۰۰۵ و همچنين فينال جام حذفى انگليس برابر وستهام در سال ۲۰۰۶ بارزترين نمونه آن محسوب مى شود هرچند كه قهرمانى ليگ برتر در اين سال ها از دست او خارج شده است.
على القاعده او در سن ۲۸ سالگى احتمالا هنوز تا رسيدن به اوج بازى خود فاصله دارد اما با داشتن تجربه رونالدو، رونالدينيو و از همه نزديكتر مايكل اوون درمى يابيم در فوتبال مدرن هيچ ضمانتى وجود ندارد و شايد اوج فوتبال در اوايل دهه سوم فوتبال رخ داده باشد. اما جرارد در لباس ليورپول بارها غيرقابل پيش بينى بودنش را به اثبات رسانده و مطمئنا پس از يك دهه درخشش در ميان قرمزها بايد منتظر روزهاى بهترى براى او بود.
او نه فقط ۲۹ نوامبر ۹۸ بلكه اول مه ۱۹۹۰ را نيز خيلى خوب به ياد مى آورد زمانى كه كاپيتان مقتدر قرمزها، آلن هانسن جام قهرمانى ليگ انگليس را براى آخرين بار روى دستانش برد. يك پسربچه ۹ ساله آن موقع در ورزشگاه بود و شادى ليورپولى ها را نظاره مى كرد، از آن روز ۱۸ سال مى گذرد و استيون جرارد همچنين در انتظار است...
حرف هایی جالب از جرارد
۱-تمام عشق من
لیورپول تمام فوتبال و عشق من در این ورزش است.تمام عمر ورزشی خود را در این تیم گذرانده ام و حاضر نیستم به هیچ قیمتی آن را ترک کنم.از سال ۱۹۸۹ و از ۹ سالگی تا سال ۱۹۹۸ برای تیم های پایه لیورپول بازی می کردم و از سال ۱۹۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی می کنم.خوشحالم که با این تیم برترین عنوان اروپا یعنی لیگ قهرمانان را فتح کرده ام.
۲-من و خانواده ام
زندگی هر انسانی در کنار خانواده اش کامل می شود و من هم واقعا در کنار خانواده خوداحساس کامل شدن دارم.الکس کوران همسرم از روز اول زندگی با من بهترین روزها را برایم رقم زده است و همیشه در زندگی مشترک دوست صمیمی من بوده است.دخترانم لیلی الا و لکسی خانواده ما را کامل تر کرده اند و تمام وجود من به وجود آنها بسته شده است.هرگز حاضر نیستم خانواده ام را از خود دور کنم.


عکسهای دیگر در(گالری عکسها)در ارشیو موضوعی
بیوگرافی جرارد و دیگر بازیکنان لیورپول در (بیوگرافی بازیکنان لیورپول)در ارشیو موضوعی