تنها مرتبه اى كه هواداران متعصب آنفيلد آن جوان لاغراندام را ناديده گرفتند در بازى با بلكبرن بود، ۲۹ نوامبر سال ،۱۹۹۸ او در حال گرم كردن بود تا با دستور ژرار هوليه وارد زمين شود.
خودش آن روز را خيلى خوب به خاطر مى آورد:«وقتى هوليه به ما گفت گرم كنيم تماشاچيان همه را تشويق مى كردند اما مى توانستم صداى آنها را بشنوم كه مى گفتند، اين پسر لاغره كيه »
آن موقع ليورپول وضعيت خوبى نداشت، در خانه به دربى مى باخت، خيلى راحت از جام اتحاديه به وسيله تاتنهام حذف شده بود و در حالى گام به هفته نهم ليگ برتر گذاشته بود كه بازيكنانى نظير ديويد جيمز، جيسون مك اتير، جيمى ردنپ و استيو مك منمن به روزهاى افت و نزول رسيده بودند.
۱۰ سال پيش ژرار هوليه به بازيكنى جوان اجازه داد با تيم اول تمرين كند استيوى نظر او را جلب كرده بود، هوليه او را به كنارى برد و مانند يك پدر به او گفت:«بايد از اينجا شروع كنى» اين صداى مهربان تا پنج سال و نيم ديگر هم با او بود:«هر چه به تو مى گويم، مو به مو انجام بده، هرچه مى گويم بخور و هرچه مى گويم نخور، مى خواهم براى حضور در تيم اول آماده ات كنم، آن روز خيلى دور نيست.»
جرارد همواره به دنبال آن بود كه به عنوان يك بازيكن حرفه اى در تركيب اصلى ليورپول قرار گيرد و همان طور كه هوليه پيش بينى كرده بود هر روز گامى به جلو بر مى داشت و چيزى مى آموخت. رژيم غذايى اش را تغيير داد و از خوردن فست فود خوددارى مى كرد، تلاش بيشترى از خود نشان مى داد و در هر جلسه تمرين مانند يك بازى فينال حاضر مى شد.
لحظه سرنوشت ساز زندگى جرارد فرا رسيد و در ۲۹ نوامبر سال ۱۹۹۸(۲ روز قبل دهمين سالگردش بود) در پيروزى ۲- يك و خانگى تيمش برابر بلكبرن به جاى وگارد هگم نروژى در دقيقه ۸۹ به بازى رفت و در پست مدافع راست به كار گرفته شد. اين هم يكى از همان تعويض هايى است كه براى اتلاف وقت مورد استفاده قرار مى گيرد و هيچ يك از ۴۱ هزار و ۵۷۳ تماشاچى حاضر در آنفيلد حتى تصورش را نمى كردند كه يك ستاره مقابل چشمان آنها پا به عرصه وجود گذاشته اما جرارد كه طعم حضور در يك بازى بزرگ را چشيده بود نمى خواست تسليم شود.
او هفته بعد و در بازى با تاتنهام به عنوان مدافع راست مامور مهار ديويد ژينولا در تركيب اصلى قرار گرفت. آن موقع احساس كرد ژينولا كه در همان سال به عنوان بهترين بازيكن ليگ برتر انتخاب شد تحقيرش كرده و آرزو داشت كه پدر و مادرش در زمان بازى در ورزشگاه نمى بودند اما هوليه و ديگران به اين باور رسيدند كه اين بازيكن ۱۸ ساله در آغاز دوران بازى در يكى از دشوارترين آزمون هاى خود قرار گرفته و از آن سربلند بيرون آمده بود.
جرارد آن روزها كمى خام و بى تجربه بود و به خاطر شرايط جسمانى اش تصور مى كرد مسؤوليت نخستش در تيم تكل كردن است نه هدايت تيم رو به جلو يعنى آن كارى كه بعدا به عهده او گذاشته شد. به همين دليل، گاهى اوقات مانند پسربچه اى بود كه مى خواهد در ميان بزرگترها خودى نشان دهد كه براى تكل رفتن خود را به خطر مى انداخت و بازيكنان باتجربه تر را به شگفتى وا مى داشت كه اين پسرك لاغراندام چه كسى است !
در بازى مقابل ميدلزبورو در آنفيلد، نبرد تنگاتنگى با پل گاسكوين داشت و پس از پايان بازى ستاره آن موقع تيم ملى انگليس به جرارد گفت:«تو بازيكن فوق العاده اى هستى، همين طور بمان» و جرارد همين كار را كرد تا همين الان. در طول ۱۰ سال گذشته او به عنوان يكى از قدرتمندترين و بهترين بازيكنان فوتبال جهان مطرح شده است.
البته او ابتدا در پست تخريبى بازى مى كرد و كمتر به گلزنى مى پرداخت اما رافائل بنيتس، جانشين هوليه، جرارد را به مركز بازى هجومى ليورپول انتقال داده و او با انرژى بسيار زيادش همواره تيم را رو به جلو سوق مى دهد و با خلاقيتى كه از خود بروز داده به تيمش در شكستن خط دفاعى حريف كمك مى كند و اغلب با پاى راست توانمند خود شوت هايى مهار ناشدنى را روانه دروازه حريفان مى كند. او در ۵ سال و نيم كار با هوليه ۲۸ گل زد و در ۴ سال و نيم دوران بنيتس تاكنون ۷۶ گل زده البته نه به اين معنى كه بنيتس از او بازيكن بهترى ساخته بلكه از او بازى متفاوتى گرفته است. جرارد اگر هم در پست مدافع راست به بازى ادامه مى داد بازيكنى در كلاس جهانى بود.
با وجود تمام افتخارات و قله هايى كه جرارد به آنها دست يافته، اين احساس در فوتبال انگليس وجود دارد كه او همچنان چيزهايى براى عرضه دارد كه قطعا به تيم ملى اين كشور مربوط مى شود. او هرگز نتوانسته در عرصه ملى آنچه در باشگاه به نمايش مى گذارد انجام دهد البته او در تيم ملى در پست هاى متعددى بازى كرده و احساس مى كند نقشش در اين تيم هنوز به طور واضح تعريف نشده و بيشتر بايد جاى ديگران را پر كند تا اين كه خود نقشى محورى را بر عهده بگيرد.
ناكامى هاى او در تيم ملى، البته چندان هم مايه ناراحتى نيست زيرا او در سطح باشگاهى به افتخاراتى دست يافته كه خيلى از بازيكنان حتى تصورش را هم نمى كنند. پيروزى فراموش نشدنى و باورنكردنى ليورپول برابر ميلان در استانبول در فينال ليگ قهرمانان سال ۲۰۰۵ و همچنين فينال جام حذفى انگليس برابر وستهام در سال ۲۰۰۶ بارزترين نمونه آن محسوب مى شود هرچند كه قهرمانى ليگ برتر در اين سال ها از دست او خارج شده است.
على القاعده او در سن ۲۸ سالگى احتمالا هنوز تا رسيدن به اوج بازى خود فاصله دارد اما با داشتن تجربه رونالدو، رونالدينيو و از همه نزديكتر مايكل اوون درمى يابيم در فوتبال مدرن هيچ ضمانتى وجود ندارد و شايد اوج فوتبال در اوايل دهه سوم فوتبال رخ داده باشد. اما جرارد در لباس ليورپول بارها غيرقابل پيش بينى بودنش را به اثبات رسانده و مطمئنا پس از يك دهه درخشش در ميان قرمزها بايد منتظر روزهاى بهترى براى او بود.
او نه فقط ۲۹ نوامبر ۹۸ بلكه اول مه ۱۹۹۰ را نيز خيلى خوب به ياد مى آورد زمانى كه كاپيتان مقتدر قرمزها، آلن هانسن جام قهرمانى ليگ انگليس را براى آخرين بار روى دستانش برد. يك پسربچه ۹ ساله آن موقع در ورزشگاه بود و شادى ليورپولى ها را نظاره مى كرد، از آن روز ۱۸ سال مى گذرد و استيون جرارد همچنين در انتظار است...
 
عکسهای دیگر در(گالری عکسها)در ارشیو موضوعی
بیوگرافی جرارد و دیگر بازیکنان لیورپول در (بیوگرافی بازیکنان لیورپول)در ارشیو موضوعی
|